#داستان
📚آرزو تا عمل💫
مرد جوان فقیر و گرسنه ای دلتنگ و افسرده روی پلی نشسته بود
و گروهی از ماهیگیران را تماشا می کرد، در حالیکه به سبد پر از ماهی کنار آنها چشم دوخته بود.
با خود گفت: کاش من هم یک عالمه از این ماهی ها داشتم.
آن وقت آن ها را می فروختم و لباس و غذا می خریدم.
یکی از ماهیگیران پاسخ داد:
اگر لطفی به من بکنی هر قدر ماهی بخواهی به تو می دهم.
این قلاب را نگه دار تا من به شهر بروم و به کارم برسم.
مرد جوان با خوشحالی این پیشنهاد را پذیرفت.
در حالیکه قلاب مرد را نگه داشته بود، ماهی ها مرتب طعمه را گاز می زدند و یکی پس از دیگری به دام می افتادند.
طولی نکشید که مرد از این کار خوشش آمد و خندان شد.
مرد مسن تر وقتی برگشت، گفت: همه ی ماهی ها را بردار و برو
اما می خواهم نصیحتی به تو بکنم. دفعه بعد که محتاج بودی وقت خود را با خیالبافی تلف نکن.
قلاب خودت را بنداز تا زندگی ات تغییر کند، زیرا هرگز آرزوی ماهی داشتن تور ما را پر از ماهی نمی کند .
کانال داستان های عبرت انگیز👇
@cafedastan
#داستان
یه روز منتظر اسنپ بودم، وقتی اسنپ اومد و نشستم راننده داشت
باگوشی همراهش حرف میزد
"حالا بخند.. مرگ من بخند بیشتر یکم بیشتر..
آهاان حالا شد
حدود چهل و پنج سالی سن داشت..
بعد از اینکه تلفن رو قطع کرد بهم گفت ببخشید داداش شرمنده دست خودم نیست، خانومم که دلش میگیره اصلا دیوونه میشم ، یه چیزایی میگم که جوونا نمیگن ولی خداییش عجیجم مجيجم نمیگم
بعد زد زیر خنده....
خندیدم و گفتم "دمت گرم کارت خیلی درسته"
گفت: " خدا پیغمبری نمی خوام لاف بزنم با اینکه سواد درست حسابی ندارم ولی دکترای عاشقی.. دارم
گفت " میدونی مهمترین نشونه ی عشق چیه؟
گفتم؛ "نه"
بعد همینطور که بوق میزد تا ترافیک باز بشه گفت: "خنده" ، گفت تو وقتی عاشق یکی باشی
عاشق خنده هاش میشی
اون وقت هرکاری میکنی تا بخنده
اگه خندهی یه نفر قند تو دلت آب نکرد
یعنی هیچ حسی بهش نداری
اگه خنده اش یادت موند
و جلو چشمت اومد
یعنی دل باختی؛
حتی اگه نخوای قبول کنی!!!
منم دل باختم..
گاهی آدما چقدر درک زیبایی از عشق دارن
حتی در پایین ترین سطح سواد آکادمی...!
کانال داستان های عبرت انگیز👇
@cafedastan
#تلنگر
تلاش زیاد وسخت
ممکنه همیشه نتیجه ش موفقیت نباشه
اما هیچوقت نتیجه ش حسرت نیست !!!
کانال داستان های عبرت انگیز👇
@cafedastan
#حکایت
زشتروئی در آئینه به چهره خود مینگریست و میگفت سپاس خدای را که مرا صورتی نیکو بداد. غلامش ایستاده بود و این سخن میشنید و چون از نزد او بدر آمد، کسی بر در خانه او را از حال صاحبش پرسید.
گفت: در خانه نشسته و بر خدا دروغ میبندد.
عبید زاکانی
کانال داستان های عبرت انگیز👇
@cafedastan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
به وقت بندگی 🖤
شبتون قشنگ
دلتون پر از نور خدا
کانال داستان های عبرت انگیز👇👇
@cafedastan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👈ره توشه زوار قسمت 5
گلایه سنگین امام حسین علیه السلام به زائر تهرانی
✅به هیچ وجه این فایل ها رو از دست ندین و برا همه دوستان هم ارسال بفرمایید.
این فایل ها باید به دست همه زوار اربعین برسه
کانال داستان های عبرت انگیز👇
@cafedastan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
▪️قبـربيزائـرت
▪️شدسندغربتت
▪️ اشکمهديروان
▪️ درحرمخلوتت
🖤شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام را بر امام زمان (عج) و عموم شیعیان تسلیت عرض می کنیم 🖤
کانال داستان های عبرت انگیز👇
@cafedastan