بعد آقا خلاصه اینو که ترسناک تر کردیم
سارا ترسید دیگه نگاه نکرد
وقتی این یارو گرنی اومد تو صورتم من سریع اومدم به سارا نشون بدم که قیافش عوض شده و اینا ولی سارا ندید
برای همین گفتم یه دور دیگه بازی میکنم تا ببینی
بازی کردیم و یمدت طولانی این گرنی نیومد ولی یهو زرت پشت سرمون بود
یعنی یکجوری جیغ زدیم و گوشی و پرت کردیم که آره
بعد آقا سارا ترسید گوشی و خاموش کرد سریع
بعد پنج دقیقه دوباره صدای گرنی اومد با اینکه از بازی اومده بودیم بیرون))))