1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باکوکو سالار
یکی از کسایی که حس نزدیکی بهش دارم 😅
واقعا نمیدونم
من از یه طرف آدم وحشتناک رمانتیکیم از یه طرف خیلی بی حوصلم و سریع کم میارم
ممکنه بزنم سیاه کبودش کنم 🤣🤣🤣🤣
ممکنه هم توی پر قو نگهش دارم خط بهش نیفته 😐
اما احتمال اولی خیلی بیشتره 😂🤣
حاجی مگه چند سالته که میگی پیری؟ 😂
اما برای طراحی آدم باید موضوع و هدف داشته باشه
بیشتر طرح هایی که من میزنم مربوط به رمانم میشه
از موضوعش برای طراحی استفاده میکنم .
کلا کانالم با رمانی که هیچ وقت تمومش نکردم در هم آمیخته شده 😕
حتی مانگامم توی دنیای رمانم اتفاق میفته 😂
بچه ها جاتون دیشب خالی بود 😀
دیشب تا صبح سر کار بودم
بعد آخرای کار که دیگه خیلی خوابم می اومد رفتم سرویس دستو صورتم شستم برگشتم بعد وقتی اومدم تو سالن دیدم هیچ کس نیست زمین خونیه دستگاها خونین هیچ صدایی نمیاد 💀
اولین فکری که به ذهنم رسید زامبی بود 😂🤣
یخورده که رفتم جلوتر دیدم همه همکارام بالاسر یه بنده خدا نشستن بد بخت دستش جر خورده بود 😐
همه جارو زده بود زیر خون دستش رفته بود تو دستگاه اما هار هار میخندید 😐😐😐😐
من رفتم براش آب قند آوردم نخورد خودم به جاش خوردم حالم بهتر بشه 😂
بعضیا چقدر گودرت مندن 😕
اون وقت من دستم یخورده سوخت سریع رفتم پمادو باندو فلان بهمان بستم بهش همه فکر میکردن دستم قطع شده 😂
اما خداییش میسوخت 😐
گذاشتمش روی این قطعه داغا هستن که از کوره آهن درشون میارن بعد مثل استاد بوپالمو میکننش تو آب یهویی دود در میاد ازش .😅
خلاصه دیشب شب خونینی بود
یکی دستش سوخت بردنش دکتر یکی دیگه دستش رفت تو دستگاه سنگ کاری
جر خورد
منم تا خود صبح از بی خوابی داشتم می موردم اما زنده از شرکت بیرون اومدم 😅