https://eitaa.com/joinchat/2241791219C10b2fd814e
توی ازدواج کردن حق انتخاب نداشتی و نیم ساعت قبل از شروع مراسم تنها فرار کردی
توی راه یه موتورسوار رو دیدی و تو چند دقیقه باهم آشنا شدید و باهاش سوار موتور شدی
https://eitaa.com/joinchat/17564928Cfee7f60fa7
فهمیدی داماد سابقه های خطرناکی داشته
با برادرت فرار کردی رفتی اداره پلیس
https://eitaa.com/zariyx
فهمیدی دوستت عاشق داماد بوده و کلا همه چی رو به هم زدی
با دوستت رفتید خونه ی اون
https://eitaa.com/ILOCH3
یه ماموری و فقط برای نقشه و باخبرشدن از زندگی داماد میخواستی باهاش ازدواج کنی اما وجدانت اجازه نداد و با همکارت فرار کردی و رفتید اداره ی پلیستون که یه شهر دیگه بود