eitaa logo
چَمروش؛ راوی اقتدار موشکی
794 دنبال‌کننده
171 عکس
121 ویدیو
0 فایل
چَمروش؛ پرنده‌ای اساطیری است که در قله البرز زندگی می‌کند. او مسئول نابودی دشمنان ایران است. این‌جا خرده‌روایت‌های مستندی از قهرمانان هوافضای ایران می‌خوانید.
مشاهده در ایتا
دانلود
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 خداقوت فرمانده به بچه‌های پای لانچر 🔹️ سردار سید مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران در بازدیدی میدانی به نیروهای پای لانچر خود خداقوت گفت. 🚀چمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 بهراسید که این اول بسم‌الله است ... به یاد شهید محمدباقر طاهرپور به یاد شهید تنگسیری سردار تنگه هرمز 🔹️ تصاویر عملیات یگان پهپادی هوافضای سپاه از عملیات موج ۸۸ در این موج به فضل الهی اهداف مهمی مورد اصابت قرار گرفتند. 🚀چَمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بزنید؛ چند برابر می‌خورید ‌ 🔹تو همون لحظه که دشمن حمله به زیرساخت‌ها رو آزمایش کرد، نقشه راهبردی ایران تغییر کرد. همین هشدار کافی بود تا موج تازه‌ای از حملات ایران آغاز شه که دیگه پاسخ متقابل نبود. ‌ 🔹دو مخفیگاه با ۵۰۰ سرباز آمریکایی در دبی در هم کوبیده شد. در کویت نیز محل اقامت نیروهای آمریکایی هدف قرار گرفت که داده‌های میدانی از تلفات سنگین حکایت داره. اشکلون، بیت‌شمش و غرب قدس در دود و ویرانی فرو رفتن. ‌ 🚀چمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
سنتکام : «هواپیمای آواکس دچار خسارت جزئی شده است.» آواکسشون 😉⬆️ 🚀چمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا سیدمحسن‌صابری مهره‌‌ی‌ مار داشت. امکان نداشت در جمعی وارد شود و توجه همه بهش جلب نشود. لباس پوشیدن و حرف زدنش طوری بود که هیچ‌کس نمی‌فهمید سپاهی است. تیشرت سفید می‌پوشید و شلوار جین. با کفش‌های کتانی سفید و موهایی که به بالا شانه کرده بود. همه فن حریف بود. ذهنش ریاضی بود و دستش هنری. برنامه نویسی بلد بود. طراحی سایت می کرد. طراحی پوستر و لوگواش هم حرفه‌ای بود. از تعمیرات کامپیوتر هم سررشته داشت. در یک کلام نخبه بود سیدمحسن. روزی که به خواستگاری رفت قول داد حالا حالاها شهید نشود. آن شبی هم که تلفنش زنگ خورد و به جلسه با سردار حاجی زاده دعوت شد، قول داد یک ساعته برمی‌گردد. اما رفتارش چیز دیگری می‌گفت. سه ماه آخر همه کارهایش را جمع بندی کرده و به معاونینش سپرده بود. برای چند سال بعد از خودش هم برنامه‌ریزی کرده بود و کارها را روی روال انداخته بود. شب آخر هم مثل برق حاضر شد و مثل باد رفت. این را به شهادت زنش می‌نویسم که پشت پنجره ایستاده بود و رفتنش را تماشا می‌کرد. قرار نبود سیدمحسن به این زودی شهید شود. اما حیف که مهره مار داشت. شهادت را هم مجذوب خودش کرد. چَمروش🚀 راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
فرمانده هوافضای سپاه خطاب به دشمنان: پناهگاه‌هایتان را آماده کنید. چَمروش🚀 راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا مجموعه‌ی موشکی کلاس درس حسن‌‌طهرانی‌مقدم بوده و هست. آدم‌ها هر کدام با خلق و خوی مخصوص خودشان وارد مجموعه می‌شوند و بعد از مدتی می‌بینی همه یک شکل شده‌اند. انگار نخ‌های بی‌رنگی‌ باشند که توی یک خم رنگرزی تاب می‌خورند و یک‌رنگ می‌شوند. همان رنگی که حسن‌آقا می‌خواهد؛ رنگ خدا. حسن‌آقا آدم‌شناس بود. جنم آدم‌ها را خیلی زود می‌فهمید. سال‌های اول ورود محمود‌باقری به مجموعه‌ی‌ موشکی، وقتی که او هنوز یک نیروی ساده بود، حاج حسن دم‌گوشی به چند نفر گفته بود که این جوان اگر توی موشکی بماند، می‌تواند به درد بخور باشد. محمودباقری مگر چی می‌خواست؟ توی کوه و بیابان دنبال چی می‌گشت؟ تمام دغدغه‌اش مگر این نبود که به کار کشورش بیاید؟ حالا معلمش گفته بود اگر مقاومت کنی و بمانی، به درد می‌خوری. تمام چهل و چند سالی که توی موشکی ماند و تا لحظه‌ی شهادت، جای دیگری نرفت، مشغول اطاعت از فرمانده و معلمش بود. اطاعت از توصیه‌ی پدرانه‌ای که می‌توانست جدی‌اش نگیرد و به سادگی از کنارش رد شود و برود سراغ هزار و یک کار ساده‌تر و کم‌خطرتر دیگر. حسن‌آقا ولی برای بچه‌هایش حکم ستاره‌ی قطبی توی آسمان بالای سرشان را داشت. همه‌شان مثل روشنایی‌های کوچکی بودند که دورش می‌چرخیدند؛ با میل و اشتیاق دورش می‌چرخیدند. چَمروش🚀 راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
پیام ارادت رزمندگان هوافضا به آیت‌الله جوادی آملی روی بدنه پهپاد «جان فدای علمای ربانی دین، فرشته شمائید که نفس‌هایتان عطر قرآن می‌دهد» چَمروش🚀 راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
💠 دومین توییت عبری فرمانده نیروی هوافضای سپاه: موشکباران امروز بخشی از هدیه نتانیاهو به صهیونیست‌ها برای عید بود! 🔹 «آژیرهای پی‌درپی و لرزش‌ها در زیرزمین‌های تنگ و تاریک پناهگاه‌ها، زیر باران موشک‌های ایران! این بخشی از هدیه نتانیاهو به صهیونیست‌ها برای عید بود!» 🚀چمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا همسر شهید باقری چند دست لباس مردانه و یک ظرف سوهان گذاشت روبه‌رویم و گفت: "خانه‌مان که توی جنگ دوازده روزه تخریب شد، چیز زیادی از وسایل‌ نماند. اهمیتی هم ندارد. یک ذره غصه‌ی خانه و اسباب و اثاثیه‌ام را نمی‌خورم. آن‌که یک دنیا می‌ارزید و جای خالی‌اش پر نمی‌شود، دیگر نیست. خانه را می‌خواهم چه‌کنم؟ هرچند حاج‌محمود هم به آرزویش رسید. این اواخر دلم برایش می‌سوخت‌. خیلی از رفقایش شهید شده بودند. بعد از سید‌حسن‌نصرالله دیگر توی این دنیا نبود. کنده شده بود انگار. روز عرفه که کربلا بودم بهم زنگ زد و گفت برای شهادتم دعا کن. بعد این همه سال، اولین بار بود برای شهادتش دعا می‌کردم. این سوهان را هم دو روز قبل از شهادت از سفر قم با خودش آورد. آن روز، سی‌و‌هشتمین سالگرد عقدمان بود. سوهان را داد دستم و تبریک گفت. فکر نمی‌کردم یادش مانده باشد. آن روزها سرش خیلی شلوغ بود‌. لباس‌ها را هم از بین آوار آوردم. خاکی‌ شدند ولی نشستمشان. عطر حاج‌محمود را دارند. می‌ترسم عطرش تمام شود." چَمروش🚀 راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا محمدباقر‌ طاهر‌پور اهل خرم‌آباد بود و عاشق خلبانی. هربار با مادرش می‌رفت خرید پایش را توی یک کفش می‌کرد و بدون هواپیمای اسباب‌بازی جدید برنمی‌گشت خانه. سپرده بود یکی از فامیل‌های‌شان از تهران برایش لباس خلبانی خریده بود و فرستاده بود. پدرش کارمند آموزش و پرورش بود. یک‌بار که رفته بودند طبیعت و محمدباقر نوجوان همراه پدر از تپه‌ای بالا می‌رفت، پدر گفته بود از دامنه تپه تا بالای آن هرچه چوب می‌بیند را جمع کند و وقتی حسابی جثه نحیف محمدباقر زیر بار سنگین چوب‌ها کم آورد، بهش گفت: " اگه درس نخونی نمی توانی خلبانی قبول شی ها. مجبوری به کارهای سخت تن بدی و بارهای سنگین بلند کنی! مثل این چوب ها." و محمدباقر درس خواند و خلبانی قبول شد. اما خون لرها توی رگ‌هایش بود و به استقبال کارهای سخت رفت. هرچه علم پهپادی بود را مثل چوب‌های پراکنده‌ی روی تپه جمع کرد و بار سنگین علم را به پهپادهای کاربردی‌تر و رزمی‌تر و دقیق‌تر تبدیل کرد. حیف که پدر آن قدر زنده نماند که ببیند بار کل پهپادی هوافضا را محمدباقرش به دوش می‌کشید و تا آن روزی که شهید شد از مسئولیتش شانه خالی نکرد و تا ابد افتخاری شد برای لرها و برای ایران. چَمروش🚀 راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سید مجید نقطه زن با موشک صورتی تلاویو رو شخم بزن. به انتخاب رنگ موشکم رسیدیم😊 چَمروش🚀 راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran