eitaa logo
چَمروش؛ راوی اقتدار موشکی
781 دنبال‌کننده
171 عکس
122 ویدیو
0 فایل
چَمروش؛ پرنده‌ای اساطیری است که در قله البرز زندگی می‌کند. او مسئول نابودی دشمنان ایران است. این‌جا خرده‌روایت‌های مستندی از قهرمانان هوافضای ایران می‌خوانید.
مشاهده در ایتا
دانلود
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸 توصیه های فرمانده موشکی نیروی هوافضا سپاه برای موفقیت در زندگی 🚀 کانال رسمی سردار سرلشکر شهید محمود باقری @sardar_shahid_mahmood_bagheri
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا خارج برویم یا حاجی‌زاده شویم؟ دستور داده بود هر هفته دانشجوها و دبیرستانی‌ها را بیاورند و دستاوردهای هوافضا را نشان‌شان بدهند. نه از این بازدیدهای معمولی که گروهی بیایند و نیم‌روزه از نمایشگاه دستاوردها بازدید کنند و برگردند.بچه‌ها را با هواپیمای نظامی می بردند مکان‌های مختلف و پیشرفت‌های کمتر توجه شده را نشان‌شان می دادند. خودش هم هروقت می توانست می‌رفت و بین‌شان می‌چرخید و سوال‌هایشان را جواب می‌داد. شنیده بودم که مورد استقبال قرار گرفته ولی اثر واقعی‌اش را آن روزی احساس کردم که توی اتوبوس روی باند هواپیما می‌رفتیم و دو تا جوان نخبه با هم حرف می زدند. یکی‌شان گفت: « من امروز مردد شدم برای ادامه تحصیل در خارج » و آن یکی جواب داد: « آره کجا بریم و چی بخونیم که اندازه حاجی‌زاده بتونیم موثر باشیم؟ » 🚀 https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
فکر نمی‌کردیم به این زودی لوگوی چمروش بره بین لوگوی سپاه و حوزه‌ هنری😅😅
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا *یه وقت قاطی نکنی!* پاسدار هوافضا بود و کارش کم‌ نبود. اما مسجد برایش مهم بود. آنقدر که عضو هیئت امنای کانون مسجد هم بود. وقت می‌گذاشت و با بچه‌های نوجوان حرف می‌زد. کلی برنامه و کلاس و کارگاه برایشان برگزار می‌کرد.  به من که پا‌به‌پایش توی کارهای کانون بودم همیشه می‌گفت: «حواست به نیتت باشه. یه وقت رضایت مردم رو قاطی رضایت خدا نکنی!» همین نیت خالص کاری کرد که حالا که خودش نیست و من تنها توی کانون پای کار بچه‌ها هستم می‌بینم که چقدر حرف‌هایش به جان بچه‌ها نشسته. چقدر دوستش دارند. دانه‌ای را که آن روزها با نیت خالص در دل آنها کاشته؛ حالا جوانه زده و کم‌کم به ثمر می‌نشیند. شهید علی توری روای: همسر شهید 🚀چمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا داماد بهشتی آتش دشمن سنگین‌تر می شد. خبر رسید که‌ برای اعزام آماده باشید. اما مهدی غیبش زده بود. یکی داد زد:« کجا رفت باز؟ نکنه رفته با نامزدش حرف بزنه.» آن یکی در جوابش گفت:« نه بابا چند روز دیگه عقدشه. از حالا رفته گل بچینه» شلیک خنده بچه‌ها رفت توی هوا. همان موقع مهدی آمد.سرش خیس بود و قطره های آب از گردنش رد می‌شد و یقه‌ی لباسش را خیس می‌کرد. کم نیاورد و با خنده گفت:« بابا یه غسل شهادت که این همه حاشیه نداره! چرا شلوغش می کنید؟» بند پوتین هایش را سفت کرد و با بچه‌ها راهی سوله آماده‌سازی موشک‌ شدند. روز عقدمهدی بود که پیکرش روی دست‌ها به سمت حجله بهشتی‌اش می‌رفت. شهید مهدی قهرمانی راوی: فرمانده شهید 🚀چمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا خستگی‌اش در رفت اولین جلسه خواستگاری بود. بدون این که نگاهش کنم گفتم:«ببخشید شما شغل‌تون چیه؟» لبخند زد و گفت: «سرباز امام زمان هستم». هرچه خوشی و شیرینی بود ریخت روی دلم.  همین یک جمله کافی بود تا جواب مثبت را بدهم. هجده سال بعد از آن جلسه خواستگاری، رفته بود دیدار آقا. صدای زنگ که آمد دیدم تمام صورتش می خندید. جعبه کوچکی را داد توی دستم و گفت:« اینو‌ برای شما آوردم.» انگشتر زیبایی با نگین یاسی و رکاب نقره‌ایی داخلش بود. گفتم:« اینو از آقا گرفتی؟» گفت:«بله، بهشون گفتم من از شما انگشتر می‌خوام، اما نه برای خودم برای همسرم.» خیلی خوشحال شدم. انگار کل خستگی این مدت و‌ نبودن‌هایش را فراموش کردم. وقتی خبر شهادتش را دادند یاد زمانی افتادم که یکی از دوستانش در حمله اسراییل به سوریه شهید شده بود. با گریه می‌گفت:« در شهادت همیشه بازه اما این که به دست شقی‌ترین آدم‌ها شهید بشی توفیق بزرگیه، خوشبحالش!» همان‌طور که خودش می‌خواست رفت، به دست شقی‌ترین آدم‌ها.  خوشحالم که خستگیش در رفت!   راوی: همسر شهید 🚀چمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran