کتابخانهی بی کتاب؟
بالاخره به آرزویش رسید . قرار بود به عنوان ناخدا کشتی را هدایت کند . لباسی ساده پوشید و به سمت میز ر
احساسات خیلی عجیبن؛ خیلی!
توی یک لحظه عوض میشن، طوری که یادت میره قبلش چه احساسی داشتی .
ویکتوریا چاپل
@chapel
کتابخانهی بی کتاب؟
احساسات خیلی عجیبن؛ خیلی! توی یک لحظه عوض میشن، طوری که یادت میره قبلش چه احساسی داشتی . ویکتوریا چ
به نظرم دنیا خیلی کوتاهه!
ارزش اینو نداره که بخاطر یه چیز که مدتها بعد میفهمی چقدر بی ارزش بوده حال خوب و لحظه های خوبتو خراب کنی .
ویکتوریا چاپل
@chapel
کتابخانهی بی کتاب؟
به نظرم دنیا خیلی کوتاهه! ارزش اینو نداره که بخاطر یه چیز که مدتها بعد میفهمی چقدر بی ارزش بوده حال
حتی یک نور کوچک هم میتواند مرا به سوی روشنایی هدایت کند!
@chapel
کتابخانهی بی کتاب؟
آرامش؟
این موسیقی رو میخوام تقدیم کنم به بانو آگاتا.