eitaa logo
کتابخانه‌ی بی کتاب؟
189 دنبال‌کننده
910 عکس
232 ویدیو
2 فایل
شروع دوباره؟ ۱۴۰۳/۰۱/۲۲ ناشناس : https://daigo.ir/secret/2723426384 کپی ؟ به هیچ وجه
مشاهده در ایتا
دانلود
خواستم بگم من چیزایی که فور می‌کنم چیزای قشنگن صرفا برای حمایت کردن از اون چنل نیست
https://eitaa.com/meshcalis/8452 چون زیاد گذاشتی و عادی شده.. دنبال یه چیز جدید باش
شما: از کتابات عکس میفرستی - چشم
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌؛ هیچ صدایی به گوش نمی‌رسید ، گویی همه در تماشا غرق شده‌اند و حتی سخن گفتن ، تمجید کردن و اشاره کردن نیز یادشان رفته! و من به مجسمه‌ی رومی ِرو به رویم زل زده بودم ، چنان ریزکاری هایی درش دیده میشد که گویی انسانی‌ست واقعی نه تکه خِشتی باستانی! چشم از آن مجسمه گرفتم و به سراغ آتار دیگر رفتم و کم کم از آن بخش خارج شدم. توجهم را استوانه‌ای جلب کرد ، به سمتش رفتم ، بر رویش با خطوطی نامفهوم چیزی را روایت کرده بودند! ناچار به راهنما مراجعه کردم و او ، داستان سلسله‌ی باستانی‌ای را برایم گفت که نیمی از جهان را شامل می‌شد! از امپراطوری‌ای قدرتمند و قدیمی در آنطرف دنیا ، آسیا ! می‌گفت که اکنون نامش ایرآن است و نسبت به پیش از خودش کوچک‌تر ، اما در قدیم ، در سالهای دور ، آنجا مهد دلیران و شاهان ِسرفراز بود! از امپراطوری هخامنشیان برایم روایت کرد که این استوانه ، یکی از فتوحات بینیانگذارش را روایت می‌کرد. کنجکاو داستانشان گشتم ، ایران چیست ! کجاست ! اکنون چگونه است و در گذشته چگونه بود! و پاسخ را یافتم ، ایران ، ایران است ، سرزمین سربداران ، مهد رشد ِتهمتن ها ، سرزمین ِدلاور ساز. ایران اکنون از بهر شاهان ِنالایق گذشته‌اش ، از دوران اوجش کوچکتر است اما همچنان قدرتمند ! ایران ، هم نصف جهان را دارد ، هم دریاچه‌ی کاسپین را ، هم خلیج دارد و هم رود و تنگه ! درباره‌ی آنها متفاوت شنیدم! از ترک و لر و گیلک و بلوچ ، تا فارس و عرب و آذری و دیگر اقوامی که نام بردیم و نام نبردیم. آنها در کمال تفاوت ، در زبان و فرهنگ و آدابشان با همدیگر ، باز در کنار هم ایران را ساخته بودند. تازه ایران را شناختم ، نه از سایت‌های متفرقه که جز چرندیات به خورد انسان نمی‌دهند ، نه از آن وطن‌فروشانشان که وطن‌خویش را مورچه می‌دیدند! آنجا را باید دید ، باید از کتابهای قدیمی خواند تا فهمید چگونه است و کجاست و چه زیباست! داستان ایران را خواندم ، غم‌انگیز بود ! از باستان تا اکنون ، از کوروش و داریوش و اردشیران ، تا شاهان دوره‌ی معاصرشان. خواندم ، از بی‌لیاقتی شاهان قاجارشان ، از خود فروختگی مملکت‌دارانشان ، از پهلوی و دسیسه‌های انگلستان و امریکا ، کودتا و قتل‌عام ها ، از شاهانی که کوه و دشت و دریاچه و زمین را بهر گشت‌گذار خویش می‌دادند ، از عروس دادن بحرین ، از کوه های ارارات تا مرزهای شمال‌غربی ِیک وطن که دیگر از او جدا گشته است! راستش را بخواهی ، تاریخشان پر نور بود ولی دلم برای وطن می‌سوخت ، برای مادری که نامش ایران بود ، فرزند و جان و جگر بسیار در این مدتها از دست داده است! ‌- کتابخانه‌ی‌خیابان64 | به نوشته‌ی اِلدا✍🏻 |
واقعا حقشه زیاد بشه با این قلمش...
کتابخانه‌ی بی کتاب؟
اینجا بگید #فور
من بازم یه جمله ننوشتم و بلکه یه بند نوشتم . البته مال قبله گفتند وجود نداری، گفتند نیستی، گفتند تو فقط در ذهن من هستی ! درست هم می‌گفتند تو فقط در ذهن من بودی؛ اما وجود داشتی و بودی ، در ذهن من بودی. کسی قادر به دیدنت نبود اما من بودم . من دوستت داشتم چون تنها فردی بودی که گوش می‌کردی، به درد و دل های گوش می‌کردی، موقع گریه هایم تو بودی که پشتم را نوازش می‌کردی و دل داریم میدادی . می‌گویند باید فراموشت کنم اما نمی‌توانم ؛ کی میتواند کسی که قسمتی از وجودش شده را از بین ببرد و فراموشش کند؟
شما: https://eitaa.com/chapel/3505 چه قشنگگ😭 -مآلیس - لینک کار نمی‌کنه...