کتابخانهی بی کتاب؟
يه كتاب خوب به من بده و يه روزنامهی خوب، منو جلوی يه آتيش خوب بنشون، اونوقت ديگه هيچی نمیخوام. آر
اگه نمیتونی كلمهی مناسبی برای بيان وضعيت كنونيت پيدا كنی، بگو آدم خوبی هستی كه شجاعت و ترديد، جسارت و كمرويی و خيالبافی و عمل، بهنحو عجيبی در وجودت درهم آميخته.
آرزوهای بزرگ
چالز دیکنز
کتابخانهی بی کتاب؟
اگه نمیتونی كلمهی مناسبی برای بيان وضعيت كنونيت پيدا كنی، بگو آدم خوبی هستی كه شجاعت و ترديد، جسار
ثانیه ها، ساعت ها، روزها، شبها، هفته ها، ماه و سالها و... میان و میرن.
گذشته رد میشه و میره و آینده هم در انتظاره!
با با حالمون میتونیم گذشته رو جبران کنیم و آینده رو بسازیم !
با بودن در گذشته نمیتونیم چیزی رو درست کنیم و حالمون هم از دست میدیم و با از دست دادن حال نمیتونیم آیندمون بسازیم.
با در آینده بودن فرصت استفاده از حال و جبران گذشته رو نداریم.
پس بهترین راه بودن در حالِ!
ویکتوریا چاپل
کتابخانهی بی کتاب؟
ثانیه ها، ساعت ها، روزها، شبها، هفته ها، ماه و سالها و... میان و میرن. گذشته رد میشه و میره و آینده
هرگز نه از دزدان بترسیم، نه از آدمکشان. اینها خطرات بیرونیاند، خطرات کوچکند. از خودمان بترسیم. دزدان واقعی، پیشداوریهای ما هستند؛ آدمکشان واقعی نادرستیهای ما هستند. مهالک بزرگ در درون مایند. چه اهمیت دارد آنچه سرهای ما را، یا کیسه پولمان را تهدید میکند! نیندیشیم جز در آنچه که روحمان را تهدید میکند.
بینوایان
ویکتور هوگو
(جلد اول – صفحه ۲۶۰)
کتابخانهی بی کتاب؟
هرگز نه از دزدان بترسیم، نه از آدمکشان. اینها خطرات بیرونیاند، خطرات کوچکند. از خودمان بترسیم. دزد
با شرافت از دسترنج خود زیستن، چه نعمت آسمانی!
بینوایان
ویکتور هوگو
(جلد اول )
کتابخانهی بی کتاب؟
با شرافت از دسترنج خود زیستن، چه نعمت آسمانی! بینوایان ویکتور هوگو (جلد اول )
از بازگشتن یک فکر به مغز، به آن اندازه میتوان جلوگیری کرد که از بازگشتن آب دریا به ساحل بتوان جلو گرفت. برای ملاح، این، جزرومد نامیده میشود؛ برای گناهکار، پشیمانی نام دارد. خدا، جان را مانند اقیانوس میشوراند
بینوایان
ویکتور هوگو
( جلد اول )