eitaa logo
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
21.2هزار دنبال‌کننده
609 عکس
304 ویدیو
3 فایل
عضو انجمن رمان آنلاین ایتا🌱 https://eitaa.com/anjoman_romam_eta/7 رمان به قلم‌ زهرا حبیب اله #لواسانی جمعه ها و تعطیلات رسمی پارت نداریم کپی از رمان حرام تبلیغ👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2009202743Ce5b3427056
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از زیر چتر شهدا 🌹 🌱
دیشب بله برونشون بوده، اما دختر قصه‌مون یه جوری حال پسرمون رو گرفته، که بنده خدا از دست لجبازی‌های این دختر پناه برده به گلزار شهدا 🤭🤕 https://eitaa.com/joinchat/2236219683Ca3e8232faa
با بیشترین سرعتی که داشتم از خانه خارج شدم. درد دستم خیلی شدید بود فکر کنم شکسته بوداما هر طور شده باید از آنجا فرار میکردم سر کوچه که رسیدم پسر جوانی در حال صحبت با تلفنش بود نمیدانم چهره م چطور بود که با دیدن من چشمانش گرد شد صدای مهرداد از فاصله دور امد که گفت وایسا!کجا فرار میکنی بی‌آبرو؟ با عجله رو به مرد ناجی گفتم _ تو رو خدا کمکم کن میخواد منو بکشه نگاهی به مهرداد انداخت و گفت سوارشو سوار ماشین پسر شدم. و حرکت کرد به عقب نگاه کردم . مهرداد دوان دوان به طرف ماشین می‌امد کجا برم؟ با صدایی لرزان گفتم کلانتری خیابانها را با سرعت میرفت. مهرداد مارا گم کرده بود. مقابل کلانتری ایستادوبه حالت دلسوزی گفت خانم اون کی بود؟ اشکهایم جاری شد و گفتم همسرم https://eitaa.com/joinchat/4176281780Ca69e8d8fec من شقایق‌م... تو زندگی با همسرم یه آب خوش از گلوم پایین نرفت، آزار و اذیت و کتک یه بخشی‌ از این سختی بود! خانواده‌م فقط میگفتن درست میشه صبر داشته باش ولی هیچ کاری نمی‌کردند. تا اینکه یه شب از خونه فرار کردم و خدا فرشته نجاتم رو رسوند.. مردی که ناجی زندگی‌م شد و بعدها... ♥️