eitaa logo
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
21.3هزار دنبال‌کننده
624 عکس
310 ویدیو
3 فایل
عضو انجمن رمان آنلاین ایتا🌱 https://eitaa.com/anjoman_romam_eta/7 رمان به قلم‌ زهرا حبیب اله #لواسانی جمعه ها و تعطیلات رسمی پارت نداریم کپی از رمان حرام تبلیغ👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2009202743Ce5b3427056
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مسجد حضرت قائم(عج)
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درخواست سختِ مادر سرطانی بخاطر بدهی! 🌱 این مادر درگیر سه نوع سرطان بوده و مجبور شده عمل‌های سخت رو پشت‌سر بذاره. همسرش معلولیت جسمی داره و توان کار و درآمدشون محدوده. الحمدلله حال مادر بهتر شده، اما دردِ جدیدشون یعنی بدهی شروع شده حتی برای برگشت به خونه، پول قرض کردن! استرس بدهکاری برای کسی که تازه از درمان سرطان بیرون اومده، خطرناکه بیایید کمک کنیم این زیر بار بدهی له نشه! نیت کنید تا اگه خدا خواست و مبلغ جمع شد، مازادش خرج فرهنگی، معرفی و سایر هزینه‌های خیریه بشه؛ امور خیریه مسجد حضرت قائم(عج)👇 ●
6037997599856011
900170000000107026251004
🏮اطلاعات بیشتر: @mehr_baraan
🏮خیریه «مسجد قائم(عج)» با تکیه بر کمک‌های مردمی، پروژه‌های فوری و حیاتیِ خانواده‌های کم‌برخوردار را اجرا می‌کند؛ از درمان و معیشت تا ساخت فضاهای ایمن و دسترس‌پذیر. گزارش مالی و تصویری هر پروژه منتشر می‌شود. برای همراهی و اطلاع از پرونده‌های جاری به ما بپیوندید 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2846883849Cbf3af7a7e9
پرنده‌ها هنگامی که بال‌هایشان را در آسمان باز می‌کنند؛ با فرمول ریاضی در هوا معلق نمی‌مانند،آن‌چه نگه‌شان می‌دارد،تداومِ مشیت خداست؛ نه هندسۀ خلقت؛ اگر ریزبین باشی حتی پر پروازِ یک پرنده هم درس توحید است..!🤍 {ملک؛۱۹} ماه_رمضان نشر با ذکر صلوات برای اعضای کانال مجاز میباشد 🌸 ‌‌
«مشاوره رایگان با متخصص پوست و مو💆‍♀️ «نکات طلایی مراقبت از پوست که هیچ‌کجا نمی‌بینی! همین حالا کامل‌ترین راهنما رو بگیر.»🤞 کانال رو دنبال کن و خرید بالای ۲ میلیون ارسال رایگان🚚 https://eitaa.com/joinchat/1657013651Ce8ccb56e59😍
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌙✨️🌙✨️🌙✨️🌙✨️ اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ، الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ 🔮دعای روز ششم ماه رمضان🔮 🍃🌹🇮🇷ـــــــــــــــــــــــــ
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
\╭┓ ╭‌🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ #قسمت_۵۶۰ #رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم) به قلم #زهرا_حبیب‌اله(لواسانی) عزیز با صدای
\╭┓ ╭‌🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ ۵۶۱ (فصل دوم) به قلم (لواسانی) ناصر گوشی رو گذاشت روی دستگاه و رو کرد به من: — بریم خانم؟ رو کردم سمتش — صبر می‌کنی اول سید امیرعباس بیاد بعد بریم؟ ابرو بالا انداخت: — اومدن اون چه ربطی به رفتن ما داره؟ لبمو گزیدم و آهسته گفتم: — ببخشید… دلم شور می‌زنه. اگه با ناهید بیاد و ما نباشیم، یه داستانی درس میشه. چند لحظه فکر کرد و گفت — باشه… صبر می‌کنیم. تو اون نیم‌ساعتی که منتظر امیرعباس بودیم، منم خونه رو جمع‌وجور کردم. صدای زنگ خونه اومد. عزیز گوشی آیفون رو برداشت و دکمه رو زد. با امیرحسین رفتن تو حیاط… ناصر رو کرد به من: — حاضر شو بریم، تنهایی اومده. — من حاضرم، فقط چادرم رو سرم کنم. روسریم رو مرتب کردم، چادر پوشیدم و اومدیم تو حیاط. تا امیرعباس متوجه ما شد، قدم برداشت سمت ما — سلام. با ناصر جواب سلام گرمی بهش دادیم، خداحافظی کردیم و سوار ماشین شدیم. راه افتادیم سمت بیمارستان. وارد اتاق محمد که شدیم، نیلوفر کنار تخت ایستاده بود. همین که چشم محمد به ناصر افتاد، رنگ از روش پرید. نیلوفر با دیدن ما خوشحال شد، با روی گشاده اومد جلو و سلام و احوالپرسی کردیم. نزدیک تخت محمد شدیم و سلام دادیم. محمد جواب سلام منو نداد؛ فقط نگاهش رفت سمت ناصر و به اون جواب داد. هر دو چند لحظه بی‌صدا به هم خیره شدن. اضطراب و نگرانی رو به راحتی میشه تو نگاه محمد دید. ناصر رو کرد به من و نیلوفر: — میشه خواهش کنم شما چند لحظه بیرون باشید؟ — چشمی گفتیم اومدیم بیرون. نیلوفر گره‌ای تو ابروش داد — چرا آقا ناصر گفت برید بیرون؟ اتفاقی افتاده؟ نفسی کشیدم و با تأسف سر تکون دادم: — ما صبح گاوداری بودیم. هی محمد تلفنی به ناصر می‌گفت برید بیرون… حالا نگو بیشتر گاوها رو فروخته، نمی‌خواسته ناصر بفهمه. نیلوفر محکم زد پشت دست خودش: — واااای… راست میگی نرگس؟... جمعه ها و روزهای تعطیل پارت نداریم🙏 ⛔️کُپی حَرام اَست⛔️ و پیگرد الهی و قانوی دارد❌ پارت اول👇👇 https://eitaa.com/chatreshohada/78183 ╭‌🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\
عزیزان ما در نظر داریم شبهای جمعه خیرات و و و روز جمعه برای و در مسجد وسه شنبه‌ها هم به و سلامتی و تعجیل در امر فرجشون در حسینه ان‌شاالله بی ریا برای عموم مردم پهن کنیم. لذا دست یاری به طرف شما آوردیم تا ان‌شاالله هممون از و این ماه عزیز بهرمند شویم 👇👇 5892107050025454 فیش واریزی رو برای این آیدی بفرستید🌹👇👇 @shahid_abdoli : https://eitaa.com/joinchat/3165061169C62614d580a عزیزان، این اجازه رو به گروه جهادی ما بدید که احیاناً اگر مبلغی اضافه اومد، صرف کارهای خیر شود🙏
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
عزیزان ما در نظر داریم شبهای جمعه خیرات #شهدا و #اموات و #پدران‌و‌مادارن‌در‌گذشته #بد‌وارثین‌و‌بی‌و
اجرتون با امیرالمومنین کمک کنید به این سفره بی ریا که ما هم بتونیم به یاری شما میزبان مهمانان خدا باشیم🙏🌹
🪅مانتو شلوار اداری مخصوص مدارس و اداره و دانشگاها 🎉🪅 https://eitaa.com/fagolshop 📌خانمای خوش سلیقه این مدل استایل میکنن👌با دل خیلیارو مببره😋😉 کلی مدل منتظر نمایش به شماست https://eitaa.com/fagolshop ادمین جهت سفارش @blueshinee
هدایت شده از گسترده ایران 🇮🇷
من سید آمینم پسر حاج مصطفی کارخونه دار ! اسم و رسم بابام رو یه تریلی نمی کشید ، مامانم روی هر دختری دست میذاشت بهم نه نمیگفتن ولی من سنم داشت میرفت بالا و هیچ دختری به چشمم نمیومد . تا یه شب که خواهر محجبه و فقیر رفیقم ازم خواست واسه کمک بهش صوری عقدش کنم ! واسه اینکه از گیردادن های مامانم واسه ازدواج راحت بشم قبول کردم ولی شرط گذاشتیم سر یه سال جدا بشیم ! از همون شب اول رخت خوابش رو جدا کرد و ازم رو میگرفت ! فکر میکردم کچل و چاقه مدام مسخره ش میکردم تا یه شب که زود اومدم خونه و با چیزی که دیدم هوش از سرم رفت ! فکرش هم نمیکرد دختر تو خونه ام اینقدر خواستنی باشه ! بی‌طاقت گفتم _دیگه نمیخوام زنمو از دور و توی ویترین نگاه کنم !... 🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥 https://eitaa.com/joinchat/1412236570C140dce5c6b
من آمینم ، پسر یه کارخونه دار پولدار ! واسه خلاص شدن از شر گیردادن های مامانم صوری ازدواج کردم ! فکر میکردم زنم زشت ترین دختر دنیا باشه ولی یه شب که زود از سرکار برگشتم با چیزی که تو خونه م دیدم ... https://eitaa.com/joinchat/1412236570C140dce5c6b
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدرر آرامش میده این ماه و یاد خدا😢🥺❤️ واقعا بهترین فرصته خودمونو بندازیم تو بغل خدا🫂😭