eitaa logo
چریک سایبر🇵🇸
1.1هزار دنبال‌کننده
37.6هزار عکس
47.6هزار ویدیو
982 فایل
با سرخط خبرهای جبهه‌ی مقاومت باما همراه باشید. لحظه به لحظه در نبرد آخرالزمان برای نابودی اسرائیل✌️ فلسطین🇵🇸 یمن🇾🇪 لبنان🇱🇧 سوریه🇸🇾 عراق🇮🇶 ایران🇮🇷 امروز حرم حسین بن علی، ایران است. https://eitaa.com/cherikcyberi
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از معیار
بسمه تعالی 🔊گفتگوی صوتی هادیان سیاسی فعال کشوری جلسه اول از سلسله جلسات دشمن شناسی 🌱با سخنرانی : استاد گرامی جناب آقای علی امینی پژوهشگر و تحلیلگر حوزه دشمن شناسی 🇮🇷موضوع: دشمن، توهم یا واقعیت؟ 🍃زمان: چهارشنبه ۲۱ دی ماه ساعت ۲۱ 🍃مکان: کانال تحلیل صوتی هادیان سیاسی فعال: https://rubika.ir/tahlil_samen ♦️معاونت سیاسی نمایندگی ولي فقيه در سازمان بسیج مستضعفین♦️
آقای تحلیلگر ✍️ دروغ بسیار زننده ای که درباره ی عوامل به شهادت رساندن گفته می‌شود این است که آنها فردی را به قتل رسانده اند. کشتن با "زجر کش" کردن فرق دارد! @basirat_shahriyar
🔻خیالبافی‌ِ جناب قالیباف (۱): حاج‌قاسمِ لیبرال 🖊 مهدی جمشیدی ۱. واقعیّت این است پاره‌ای از نخبگان انقلابی به جانب «اسلام رحمانی» شتافته‌اند؛ همان اسلامی که به تعبیر آیت‌الله خامنه‌ای، نشأت‌گرفتۀ از «معارف لیبرالیستی» است. اسلام رحمانی، تعبیر برآمده از خطّ فکریِ روشنفکریِ سکولار است که در جریان اصلاحات، صورت عینی یافت. چندی پس از اینان، جریان اعتدال‌گرا نیز چون احساس کرد که این رویکرد، «رأی‌ساز» و «مقبولیّت‌آفرین» است، همین منطق را در پیش گرفت. دراین‌میان، برخی گروه‌ها و نیروهای فکری و سیاسی در جریان انقلاب نیز که با وجود ظواهرِ موجّه، سودای قدرت داشتند و می‌خواستند خویش را برآیندِ آرمانیِ ذائقۀ عمومی نشان دهند، به همین ورطه فروافتادند و به «سایه‌نشینانِ انگارۀ اسلامِ رحمانی» تبدیل شدند. بیش از همه، قالی‌باف و یاران و مشاورانش این جهت‌گیری را برگزیدند. ۲. اینک به‌روشنی می‌دانیم که قالی‌باف، یک نیروی سیاسیِ «موقعیّت‌زده» و «اقتضامدار» است و وفاداری ایدئولوژیکش در لحظه‌های حسّاس، شکننده است. کافی‌ست احساس کند که افکار عمومی یا بخشی از آن، متمایل به سویی است؛ دراین‌حال، او سر از پا نخواهد شناخت و بی‌محاسبه و شتابزده، خواهد کوشید که خود را هم‌داستان با آن «تمایل اجتماعی» نشان بدهد. این تمایل، ممکن است «برجام» باشد، یا «کنار نهادنِ طرح تنظیم‌گری فضای مجازی» یا «بی‌عملی نسبت به حجاب». بی‌جهت نبود که آیت‌الله خامنه‌ای در آخرین دیدار خویش با مجلس، تعبیر «تعارض منافع» را به‌کار برد. ۳. این‌بار، او و دیگران از «حاج‌قاسم» برای روایت «اسلامِ رحمانی» بهره گرفته‌اند و در جهت «چهره‌پردازیِ لیبرال» از حاج‌قاسم کوشیده‌اند. امّا واقعیّت تفکّر حاج‌قاسم، آن چند جملۀ بریده‌شده از صدر و ذیلش نیست. اجازه دهید فارغ از این مطامع سیاسی و غرض‌ورزانه، تأمّل کنیم که حاج‌قاسم چه گفته است. یک ضلع از منطق او این است که جریان انقلابی و حزب‌اللهی، هرگز نباید دچار «بریدگی از توده‌ها» و «گسستگی از خُرده‌فرهنگ‌های متفاوت» شود، بلکه باید بکوشد با آنها «ارتباط» برقرار کند تا در اثر این ارتباط، سخن انقلاب را به آنها منتقل کند: «باید با مردم گفتگو کنیم... نباید فقط به قشر مذهبیِ نزدیکِ خودمان بسنده کنیم... باید مردم را حفظ کنیم... اینان مردم ما هستند... همه مثل هم نیستند... نباید مردم را از دین برانیم... اگر بگوییم فلانی باحجاب و فلانی بی‌حجاب است دیگر چه کسی را می‌خواهیم حفظ کنیم... آن دختر بدحجاب هم دختر ما و جزو جامعۀ ماست... باید به آنها توجّه کنیم و با آنها رابطۀ صمیمی برقرار کنیم... رابطۀ حزب‌اللهی با کسی‌که دینش ضعیف‌تر است موضوعیّت دارد... این‌که فقط رابطۀ حزب‌اللهی با حزب‌اللهی را در پیش بگیریم خطاست... باید برای جذب‌کردن به میان مردم برویم.» این گفته‌های او به معنی آن است که نیروهای فکری و فرهنگیِ جبهۀ انقلاب نباید «خویش‌بسنده» و «حصارنشین» باشند، بلکه به قصد «هدایت» و «روشنگری» و «جذب»، از جماعت‌های خویش بیرون بیایند و به سراغ «دیگری‌های فرهنگی» بروند. این دیگری‌ها، دچار «ضعف در دین‌داری» هستند، امّا باید به آنها نزدیک شد و منطق انقلاب را به آنها عرضه کرد. روشن است که در این بیان، هیچ اثری از اسلام رحمانی نیست؛ چراکه حاج‌قاسم، «نسبی‌اندیشانه» قضاوت نمی‌کنند و نمی‌گوید باید این بخش از جامعه را به حال خویش «رها» کرد، بلکه برعکس، دعوت به «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر» می‌کند. ۴. حاج‌قاسم در جای دیگری می‌گوید: «نباید به‌عنوان مسئول و به بهانۀ رقابت‌های انتخاباتی، بر محفوظ‌ماندن دختر خودمان حریص باشیم، امّا بر ولنگاریِ جامعه، بی‌توجّه؛ چنان‌که کسی جرأت نکند در جامعه، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کند، بلکه مسئول باید همانند کشاورز، علف‌های هرز را هرس کند تا مزرعه از بین نرود.» حاج‌قاسم در اینجا نیز برخلاف منطقِ اسلامِ رحمانی: اوّلا، با تعبیر ولنگاریِ اجتماعی نشان می‌دهد که دچار «نسبی‌گرایی ارزشی» و فروکاهیدنِ ارزش‌ها‌ی شرعی به سلایق‌ فرهنگی نیست؛ ثانیاً، ارزش‌ها - و از جمله حجاب - را جزو «مسأله‌های اصلی» می‌شمارد که آشکارا به وضع دختران اشاره می‌کند و آن را مبنای قضاوت صریح خویش قرار می‌دهد؛ ثالثاً، به «مداخلۀ مستقیمِ حاکمیّتی» در زمینۀ ارزش‌ها باور دارد، چون می‌گوید کارگزاران نباید مجال بدهند که آسیب‌های اجتماعی – یا همان «علف‌های هرز» – جامعه را آلوده کنند. رابعاً، معتقد به مشروعیّت استفاده از «سازوکارهای سلبی» است؛ هرچند آن را مقدّم نمی‌شمارد. خامساً، بر این باور است که باید امکان «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر» فراهم باشد و جامعه دچار «فردگرایی» و «خصوصی‌انگاریِ کنش‌های عمومی» نشود. بنابراین، روایت قالیباف از منطق حاج‌قاسم، آغشته به تحریف است. @basirat_shahriyar
🔻خیالبافیِ جناب قالیباف (۲): پیش به سوی سوپر لیبرالیسم 🖊 مهدی جمشیدی ۱. روشن است که جناب قالیباف یک «متفکّر» یا «محقّق» نیست که «گفتگوی معرفتی» با او معنا داشته باشد، بلکه یک مدیر اجرایی و عملیاتی است، امّا این‌که او در قدرت است و اطرافیانی دارد که نجواهای لیبرالیستی به گوش او می‌خوانند، یک خطر جدّی است. همان‌طورکه جریان اصلاحات و اعتدال، از انقلاب و امام خمینی– به تعبیر رهبر انقلاب - «روایت لیبرالی» ارائه دادند؛ چنانچه ایشان را نیز به حال خویش وابنهیم، چه‌بسا با شدّت بیشتری همین مسیر را طی کند و باز هم تفکّر رهبر انقلاب و حاج‌قاسم تحریف و تفسیربه‌رأی کند. ازاین‌رو، بی‌پروا از برچسب ناروای «سوپرانقلابی‌بودن» – که رهبر انقلاب آن را دربارۀ جریان چپ که در دهۀ نخست انقلاب، رفتارها و برخوردهای نامشروع داشت به‌کار بردند، نه دربارۀ نیروهای انقلابیِ کنونی – به روشنگری و گفتمان‌سازی و تبیین‌گری ادامه می‌دهیم. ۲. رهبر معظّم انقلاب در سخنرانی خویش تصریح کردند که حجاب، یک «ضرورت/ لزوم/ واجبِ شرعیِ غیرقابل‌تردید/ شبهه‌ناپذیر/ خدشه‌گریز» است که «باید» رعایت شود. در این مجال، فقط به این «بایدِ» پایانی می‌پردازم؛ این گزارۀ ایشان ‌که «حجاب باید رعایت شود». این «باید»، چه زمینه‌ها و دلالت‌هایی دارد؟! ۳. دوگانۀ «باید/ شاید». ایشان تصریح می‌کند که حجاب، «باید» رعایت شود، نه این‌که امری از جنس «شاید» باشد و «انتخاب» و «اختیار» و «احتمال» در آن راه داشته باشد. این «باید» از همان قطعیّتِ حکم برمی‌خیزد که در منطقۀ «وجوب/ حرمت» است، نه در منطقۀ «استحباب/ کراهت». ازاین‌رو، ما با یک «بایدِ سخت» مواجه هستیم که به‌هیچ‌رو نمی‌توان آن را نادیده انگاشت یا فروکاست. هیچ مفرّ و گریزگاهی وجود ندارد و هیچ توجیهی، کارساز و مطّهِر نیست. ۴. دوگانۀ «شرع/ سلیقه». حجاب، «حکم شرعی» است، نه سلیقۀ ملّی یا محلّی یا سیاسی. ازاین‌جهت، حجاب یک «ارزش الهی» است نه یک «پسندِ عرفی». نظام جمهوری اسلامی نیز به سبب این‌که «تابعِ» شرع و «مجریِ» آن است، باید به این حکم الهی گردن بنهد، نه این‌که از سوی خویش، به جعل و وضع بپردازد و در حکم الهی، تصرّف کند. به‌بیان‌دیگر، این‌گونه نیست که حجاب، «مخلوقِ فرهنگیِ نظام جمهوری اسلامی» باشد و برساختۀ عالم سیاست. منشأ این حکم، شرع است و بدین‌جهت، «چانه‌زنی» معنا ندارد. ۵. دوگانۀ «حقیقت/ مصلحت». شرایط اجتماعی نیز چنان نیست که بتوان ذیل عنوان «مصلحت»، به رهاسازیِ حکم حجاب، تن در داد و استدلال کرد چون در اثر این اصرار و پافشاری، اختلال نظام پدید می‌آید یا جامعه دچار تضاد درونی می‌شود باید آن را فروگذاشت. چنانچه اهتمام نهادهای فرهنگی به «زمینه‌سازیِ فکریِ حداکثری» معطوف شود و نهادهای مجری نیز «هوشمندانه» و «حساب‌شده» عمل کنند، نه شکاف در جامعه رخ خواهد داد و نه دشمن، طعمه‌ای برای جوّسازی به چنگ خواهد آورد. کسانی‌که منفعل و واداده هستند، همواره ساده‌ترین راه را انتخاب می‌کنند که همان «پاک‌کردن صورت مسأله» است؛ یعنی می‌گویند مواجهه به مسألۀ حجاب، خودش مسأله‌ساز است و ازاین‌رو، باید از آن عقب‌نشینی کرد. ۶. دوگانۀ «قانون/ توصیه». «باید»ی که رهبر انقلاب از آن سخن به میان آورده است، «بایدِ حقوقی» است، نه‌فقط «بایدِ اخلاقی»؛ یعنی این‌‌گونه نیست که حاکمیّت باید فقط «موعظه» و «نصیحت» کند و انتخاب نهایی را به خود افراد واگذارد. آری، چنانچه حجاب به «قلمرو خصوصیِ افراد»، منحصر بود، حاکمیّت نباید به این حریم وارد می‌شد و با الزام، آن را اجرا می‌کرد، ولی وقتی به تعبیر رهبر انقلاب، مسأله عبارت از «حرامِ اجتماعی»، روشن است که در اینجا، حاکمیّت اسلامی نمی‌تواند نتیجۀ نهایی را به «وجدان اشخاص» وابنهد تا هر که خواست انتخاب کند و هر که نخواست انتخاب نکند. پس قدم دوّم که همان «الزام قانونی» است، از این جهت موضوعیّت می‌یابد حجاب، «دلالت اجتماعی» دارد و بی‌تعهدی به آن، «مصالحِ معنویِ دیگران» را به خطر می‌افکند. پس چنانچه کسی از دعوت فرهنگی، اثر نپذیرفت و اصرار به ولنگاری و بی‌بندوباری کرد، حاکمیّت باید او را «وادار» کند. چنین الزامی به تعبیر فلسفۀ سیاسی، از نوع «زورِ مشروع» است. ۷. دوگانۀ «تنبیه/ رهاشدگی». از آنچه که در بند پیشین آمد می‌توان نتیجه گرفت که چون حجاب، جنبۀ «قانونی» نیز دارد و قانون نیز خواه‌ناخواه، «ضمانت اجرا» دارد، باید برای قانون‌شکنان، «مجازات» نیز در نظر گرفت. در غیر این صورت، قانونی‌بودنِ آن معنا ندارد. قانونی که برای شکستنش مجازات لحاظ نشود، یک «دعوتِ اخلاقیِ محض» است. پس هرچه که قانونی شود، به‌طور ذاتی، «سازوکار سلبی» نیز داشت. @basirat_shahriyar
🔻قصّۀ غم‌انگیز شورای‌عالی انقلاب فرهنگی (۱): وزانت آری، خاصیّت خیر 🖊 مهدی جمشیدی ۱. سرانجام پس از سه ماه که کشور دچار چالش گردید و اتّفاقات تلخِ فراوانی رخ دادند، شورای‌عالی انقلاب فرهنگی یک بیانیه صادر کرد. نخستین مسأله، «تعلل» و «تأخیر» این شورا در موضع‌گیری است که به‌هیچ‌رو نباید به حاشیه رانده شود. حجاب و ضعف حجاب و کشف حجاب، «مسأله‌های فرهنگی» هستند و انتظار می‌رفت که بیش و پیش از همه، این شورا به میدان بیاید و «آب تبیینِ معرفتی» بر «آتش اغتشاشِ فرهنگی» بریزد و غبارها را فروبنشاند، امّا چنین نشد. این «خاموشی طولانی» به چه دلیل بوده است؟! چرا در هنگامۀ دشواری و تنگنا، شورا «سکوت» اختیار کرد و زبان در کام فرو برد؟! در انتظار نشسته بود که واقعیّت آشکار شود و مرزها نمایان شوند؟! یا خود باید «پرچم روشنگری» برمی‌افراشت و حقّ و باطل فرهنگی را از یکدیگر متمایز می‌ساخت؟! اکنون که شعله‌های خائنانۀ اغتشاش فرونشسته، «زمانۀ بهنگامِ» ورود این شوراست؟! ۲. و مگر این شورا تاکنون در هیچ واقعه‌ای، «کنشِ بهنگام» داشته است؟! سالیان سال، سرگرم عزل و نصب این و آن بودند و جزئیّات را مشخص می‌کنند، تا این‌که نهیبی بر آنان زده شده که شما «قوّۀ عاقلۀ فرهنگیِ انقلاب» هستید و باید «مدینۀ فاضلۀ فرهنگیِ انقلاب» را رقم بزنید، نه این‌که در «روزمرّگی» غرق شوید. پس از این هم گرفتار مصائب و بلایای دیگر بودند و هیچ‌گاه نتوانستند خویش را علاج کنند تا قابلیّت پرداختن به جامعه را بیابند. در همین دورۀ اخیر، بیش از یک سال است که از مسألۀ «بازسازی انقلابی در ساختار فرهنگی» می‌گذرد، امّا آیا طرحی نگاشته‌اند و منطقی را تولید کرده‌اند؟! تنها کاری که کرده‌اند این بوده است که بر اختیار خویش بیفزایند و مناسبات درونیِ خویش را صورت‌بندی کنند. ۳. و امّا متن بیانیه. در حیرتم از سبکی و بی‌مایگی و تهی‌دستی این متن. یعنی این متن، برآیند عقلِ جمعی شوراست؟! آنان که در این شورا نشسته‌اند و از نظر اجتماعی، وزانت دارند، در عالم فکر و معرفت و تحلیل، چنین وزنی دارند؟! قلۀ خّلاقیّت و اندیشه‌ورزی‌اشان همین بوده است؟! این‌که بنویسند حجاب، حکم دین است و جامعۀ ما نیز متدیّن است و در برهنگی در غرب غوغا می‌کند و ... ؟! بیان این «کلّیّات»، چه حاصلی دارد؟! گرهی را گشودند و به پرسشی پاسخ گفتند؟! توضیح دادند که فلسفۀ گشت ارشاد چه بوده و از کجا پدید آمده و جنبۀ قانونی‌اش چه بوده و چه منافع و مضاری داشته است؟! استدلال کرده‌اند که ریشۀ این اغتشاش چه بوده است و چه ساختارهایی به طور مستقیم و غیرمستقیم، مولّد تغییر ساختار ذهنیِ بخشی از جامعه بوده‌اند؟! دربارۀ دهۀ هشتادی‌ها و این‌که گسست نسلی واقعیّت دارد یا خیر، قضاوتی صورت گرفته است؟! مجموعه‌ای از راهکارها برای گذار فرهنگی تعیین شده‌اند؟! منطق و مبنای شورا دربارۀ دورۀ پسااغتشاش، در میان نهاده شده است؟! شرح داده‌اند که چرا چنین شد؟ و چرا به این نقطه رسیدیم؟ و در کجا خطا کردیم؟ و چه باید کرد؟ و ... . ارزش این بیاینه از جزوه‌های کوچکِ تبلیغیِ حزب جمهوری اسلامی که در سال‌های پنجاه‌وهشت و پنجاه‌ونه منتشر می‌شد، کمتر است. هیچ افزوده‎‌ای ندارد. متأسّفانه در این بیانیه، هیچ توضیحی ارائه نشده است و افکار عمومی در انبوهی از «اشکال‌ها» و «ابهام‌ها» و «پرسش‌ها» و «دغدغه‌ها»، رها شده‌اند. ۴. این به آن معنی است در این شورا، «احساس مسئولیّتِ اسلامی و انقلابی» چه اندازه است و شورا خویش را نسبت به حوادث فرهنگیِ انقلاب، تا چه حدی مکلّف می‌شمارد. کاش چُرت‌ شورا پاره نمی‌شد و همچنان می‌آسود. در شهر خبرهاست و شورا در خواب. و شاید هم خواب‌زده. از دگرگونی‌های پنهانِ جامعه، بی‌خبر است، و یا ترجیح می‌دهد که تغافل کند. با «محافظه‌کاری» و «بی‌حسی» و «میدان‌گریزی» خو گرفته‌ و آداب «وسط‌نشینی» را به نیکویی آموخته است. ضربه‌هایی که بر پیکر نحیف آرمان و روح‌الله نشستند و جان‌شان را ستاندند، برخاسته از «بی‌عملی‌ها» و «ندانم‌کاری‌ها»ی همین شورا بوده است. محفل گزیده‌اند و از میدان گریخته‌اند. بر خوان نشسته‌اند و از خون بی‌خبرند؛ وگرنه جرعه‌جرعه زهر از جام این حادثه‌های تلخ می‌نوشیدند و تاب نمی‌آوردند. دلبستن به این شورا، جُستن علاج عطش از سراب است. کنشگر اصلیِ میدانِ فرهنگ، همین «نیروها و گروه‌های خودجودش فرهنگی» هستند که بی‌ادّعا و بی‌وزن، در حال جهاد تبیین هستند و تاکنون رنگ این شورا را ندیده‌اند و حتّی اندکی هم حمایت نشده‌اند. @basirat_shahriyar
🇮🇷✌️🇮🇷 🚨مهم🚨 👇👇👇 @dadresaneshahryar همسنگران عزیزم حتما لینک مجمع مطالبه گران شهرستان شهریار رو نشر بدید همه وارد بشید و بشن... به مردم بگید تشریف بیارند مسئولین هم ما عضو می‌کنیم پیام‌های مطالبه گری مردم رو داخل این کانال خواهیم گذاشت و جواب مسئولین هم همونجا خواهیم گذاشت ✌️ خاکم‌ یاعلی
⭕️ حجاب رسما یکی از گزینه های لباس مهمانداران خطوط هوایی انگلیس شد ♦️هواپیمایی انگلیس(بریتیش ایرویز ) حجاب را به عنوان یکی از گزینه های لباس رسمی جدید خود تصویب کرد. ♦️این موضوع را سخنگوی دولت انگلیس در امور خاورمیانه و شمال آفریقا در یک توئیت اعلام کرده است. @basirat_shahriyar
8.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 مدرن دیپلماسی میگوید ایران به زودی میزبان جنگنده ای خواهد بود که سرعت آن در مقایسه با اف 35 آمریکا بسیار بیشتر است... گزارشی از مدرن دیپلماسی درباره سوخو 35 ، جنگنده ای که قرار است به زودی به ایران بپیوندد. پرچم بالاست🇮🇷✌️ @basirat_shahriyar
میدانید چگونه تورم ونزوئلا کاهشی شد؟ با: - اصلاح نظام مالیاتی - توسعه صنایع تکمیلی - خودکفایی در کشاورزی - توسعه بخش مسکن - همکاری اقتصادی با چین و ایران اما اینجا برجامیون می‌گویند، فروش «اخیر» سه محموله نفت به غرب آن هم برای تسویه بدهی قبلی معجزه کرده! @basirat_shahriyar
🔻جواد روحی مرتکب چه جرایمی شده؟ 🔹قرآن سوزی در وسط میدان شهر و توهین به مقدسات. 🔹تحریک برخی از شهروندان به ایجاد ناامنی و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی کشور. 🔹حمله به اماکن دولتی، نظامی، بانک‌ها و شهرداری و تخریب اموال عمومی. 🔹تخریب و آتش‌زدن مقر پلیس راهنمایی و رانندگی. 🔹لیدری اغتشاشاتی که منجر به از دست دادن جان ۵ نفر و مجروح شدن تعدادی از ماموران تامین امنیت شده است. @basirat_shahriyar