#کاربرگ
آموزش اشکال هندسی🔺🔹◽️
با رنگ کردن شکل های مثلث کمک کن تا موش کوچولو به پنیرش برسه😘
با ما همراه باشید😘
💕
🔺💕
╲\╭┓
╭ 🔶💕 🆑 @childrin1
┗╯\╲
#نکته_تربیتی
🌈معمولا كودكان، لجبازى را از بزرگترها و یا همسالان خود مى آموزند.
اگر در خانه همیشه با همسر خود بگومگو دارید، نبايد از فرزندتان گله مند باشید!
🌼
🌈🌼
╲\╭┓
╭ 🌈🌼🆑 @childrin1
┗╯\╲
#کاربرگ
#دست_ورزی
#کار_با_قیچی
#تمرین_مهارت_نوشتاری
#هماهنگی_چشم_دست
از کودک بخواهید با مداد روی نقطه چین ها بکشد تا به مقصد برسد. سپس با قیچی مخصوص کودکان روی خطوط برش بزند.
✔️ مناسب ۵ تا ۷ سال
🌼
🌈🌼
╲\╭┓
╭ 🌈🌼🆑 @childrin1
┗╯\╲
#تزیین_غذای_کودک
کوچولوها گاهی غذا و میوه نمی خورند، تزیین زیبای غذا میتونه بچه ها رو تشویق به مصرف بهتر و بیشتر مواد غذایی سالم کنه و باعث رشد بهتر بچه ها بشه
💕
💜💕
╲\╭┓
╭ 💜💕 🆑 @childrin1
┗╯\╲
🎨#نقاشی_ساده
#آموزش گام به گام #نقاشی
این شماره: مار
این روزها که کوچولوهاتون تو خونه موندن و بیشتر حوصله شون سر میره میتونید با استفاده از این الگوها باهم نقاشی های ساده بکشید و بچه ها رنگش کنن و از لحظات شادی که براشون رقم میزنید لذت ببرن
💕
💜💕
╲\╭┓
╭ 💜💕 🆑 @childrin1
┗╯\╲
پسرا روزتـون مبارک 😎♥️
بالاخره روز پسر هم آمد.
۱۶ مه روز_جهانی_پسر است.
یکی از اهداف این روز تمرکز
بر شـادی و سـلامتی پسران
در خانواده و جامعه است...
همچنین روزی است برای اینکه
با فرزند یا نوه پسر بیشتر وقت بگذرانند...
💕
💜💕
╲\╭┓
╭ 💜💕 🆑 @childrin1
┗╯\╲
#نڪته_تربیتی
شما هم حتماً شبیه این شڪایتها رو از ڪودڪتون شنیدهاید: «علی نمیذاره منم بازی ڪنم!» یا «سارا داره از درخت۸ میره بالا!» سرعت بچهها در ڪشف تخلف، از سرعت سوپرمن در پیدا ڪردن آدمبدها هم بیشتره و اونها از لو دادن متخلفان نیز خجالت نمیڪشن!
وقتی خبر فقط افشا ڪردن ڪاری ساده نیست ڪه ڪودڪ دیگه مرتڪب شده و عمل دوستش واقعاً به نظرتون نادرسته، ڪودڪ متخلف رو مجازات نڪنید، زیرا روایت فرزندتون از اتفافات ممڪنه اندڪی تحریف شده باشه و شما با این ڪار باعث شوید عادت «خبرچینی» رو در او تقویت ڪنید. واضحه ڪه در چهار سالگی، فرزندتون اون قدر آگاه، توانمد، دانا و مجهز نیست ڪه هر تعارض و ڪشمڪشی رو به تنهایی مدیریت ڪنه. بنابراین پا پیش بذارید، در مورد اون صحبت ڪنید، با ڪمڪ خودش راهحلهایی پیدا ڪنید و بعد ڪنار بڪشید و ببینید چڪار میڪنه! با این ڪار به تدریج فرزند خود رو توانمند میڪنید تا سعی ڪنه برخی ڪشمڪشهای جزئی زندگیاش رو به تنهایی حل و فصل ڪنه.
بهطورڪلی، این مورد «خبرآوری» رو خودتون باید به شڪل ڪامل نظارت و مدیریت ڪنید تا ڪودڪ پیام شما رو در مورد اینڪه چه خبری رو بگوید و چه شڪایتهای بیاهمیتی رو در مورد دوستاش نگید، ڪمڪم متوجه شه.
🌼
🌈🌼
╲\╭┓
╭ 🌈🌼🆑 @childrin1
┗╯\╲
🐛🐜مورچه و همسایه جدید🐜🐛
روزی روزگاری، مورچه كوچولویی بود كه در گوشه ای از جنگل زندگی می كرد . خانه مورچه كوچولو داخل یك تكه چوب خشك بود . مورچه كوچولو از خانه اش بیرون می آمد تا برای خودش غذا پیدا كند . گاهی قارچ جمع می كرد و گاهی هم یك دانه یا تخم گل پیدا می كرد
روزی از روزها وقتی مورچه كوچولو در كنار خانه اش دنبال غذا می گشت ، ناگهان سرو صدایی بلند شد و یك تكه چوب ، روی سر مورچه افتاد . آه و ناله می كرد و كمك می خواست اما كسی به كمكش نیامد . مورچه خیلی تلاش كرد تا خودش را از زیر ان تكه چوب بیرون اورد ، اما وقتی بیرون امد ، موجود عجیبی را دید كه از داخل تكه چوب سر درآورده بود .
مورچه كوچولو كه هم ترسیده بود و هم بدنش درد گرفته بود ، بلند شد و به طرف ان موجود عجیب رفت ،شاخك های ان جانور را گرفت و گفت : «تو اینجا چه كار می كنی ؟ مگر نمی دانی كه اینجا خانه من است و تو حق نداری وارد خانه من بشوی ؟ می خواهی خانه ام را خراب كن
آن موجود عجیب گفت :من كرم تنهایی هستم ، نمی دانستم اینجا خانه توست . اصلاًهم دلم نمی خواست كه تو را اذیت كنم . من هم در این تكه چوب به دنیا امده ام و حالا باید همین جا زندگی كنم اگر كمكم كنی و كمی چوب به من بدهی كاری به كارت ندارم خیلی هم ازت ممنون می شوم.»
مورچه كوچولو دلش سوخت ، كمی چوب جلوی كرم چاقالو ریخت و گفت : «اگر قول بدهی كه خانه مرا خراب نكنی ، من هم كاری به كارت ندارم ؛ حتی كمكت هم می كنم »
كرم چاقالو گفت : «بله این طوری بهتر است . نه تو تنها می مانی و نه من !»
كرم چاقالو شروع كرد به خوردن تكه های چوب . هر روز كه می گذشت كرم بزرگ تر و چاق تر می شد مورچه كوچولو كه از پرخوری كرم چاقالو تعجب كرده بود ، فقط او را نگاه می كرد . اما خوشحال بود كه همسایه ای پیدا كرده و دیگر تنها نیست
چند روز بعد مورچه كوچولو خانه ای برای كرم چاقالو درست كرد مورچه كف خانه را با برگ های نرم پوشاند و به كرم چاقالو گفت : « این هم خانه تو ! بیا برو داخل خانه ات »اما چاقالو ان قدر سنگین شده بود كه نمی توانست به خانه جدیدش برود برای همین مورچه كوچولو از جیرجیرك كمك گرفت تا دوتایی كرم چاقالو را به داخل خانه اش ببرند .
روزی از روزها ، مورچه كوچولو دنبال غذا بود كه ناگهان سر و صدایی بلند شد او به طرف خانه كرم چاقالو دوید و دید كه سه حشره بدجنس به كرم بیچاره حمله كرده اند و می خواهند او را اذیت كنند مورچه كوچولو شاخه ای را برداشت و به حشره ها حمله كرد حشره ها هم ترسیدند و از انجا رفتند.
روزها پشت سر هم می امدند و می گذشتند كرم چاقالو روز به روز بزرگرتر و شفافتر می شد یك روز وقتی مورچه كوچولو به سراغ همسایه اش رفت دید كه او در خانه اش نیست مورچه كوچولو كمی اطراف را گشت تا فهمید كه كرم چاقالو از خانه اش بیرون رفته و مشغول كندن یك گودال است . كرم چاقالو داخل ان گودال رفت ، دور خودش پیله ای تنید و از ان بعد داخل ان پیله زندگی می كرد .
از ان روز به بعد مورچه كوچولو هر روز كنار گودال می رفت و داخل ان نگاه می كرد . مورچه می دانست كه ان پیله عاقبت به یك حشره تبدیل می شود اما همیشه از خودش می پرسید :«یعنی از داخل این پیله چه حشره ای بیرون می آید ؟ یك پروانه یا یك حشره دیگر ؟»
مدت ها گذشت . حالا دیگر كنار خانه مورچه كوچولو قارچ های تازه ای روییده بود . یك روز ، چشم مورچه كوچولو یك سوسك شاخدار زیبا افتاد كه از داخل پیله بیرون می آمد . مورچه كوچولو به همسایه اش سلام كرد . اما سوسك شاخدار انگار او را نشناخت . سوسك شاخدار ان قدر برای پرواز عجله داشت كه جوابی به مورچه نداد و فوری در آسمان پرواز كرد و رفت .
مورچه خیلی ناراحت شد از اینکه سوسک شاخدار به اون جواب نداد. مورچه همونجوری تو فکر بود که متوجه یه چاله کوچیک آب که جلوی پاش بود نشد و افتاد تو چاله.
همونجوری که داشت دست و پا می زد و کمک می خواست یه دفعه دید که همون سوسک شاخدار پرواز کرد بالای سرش و دستش و سمت مورچه گرفت.
مورچه هم دست سوسک شاخدار و گرفت و از چاله اومد بیرون.
و ازون به بعد سوسک شاخدار و مورچه دوست های خوبی برای هم شدند.
#قصه
🐜
🐛🐜
🐜🐛🐜
join🔜 @childrin1
@childrin1کانال دُردونه(3).mp3
1.94M
#قصه_صوتی
"انگشت های دست "
با صدای ماندگار( مریم نشیبا)
👆👆👆
🔮
💈🔮
╲\╭┓
╭ 🔮💈 🆑 @childrin1
┗╯\╲
AUD-20210113-WA0007.mp3
3.99M
#لالایی_صوتی
"با صدای عمو پورنگ"
👆👆👆
💜
🐞💜
╲\╭┓
╭ 🐞💜 🆑 @childrin1
┗╯\╲