✨﷽✨
🔰 جوان شب زنده دار
✍روزی پيغمبر اكرم (صلی الله عليه و آله) نماز صبح را با مردم در مسجد خواند.
در اين ميان چشمش به جوانی افتاد كه از بی خوابی چرت می زد و سرش پايين می آمد. رنگش زرد شده بود و اندامش باريك و لاغر گشته، چشمانش در كاسه سر فرو رفته بود.
⁉️رسول خدا (صلی الله عليه و آله) به او فرمود: حالت چطور است و چگونه صبح كرده ای؟
🔹 عرض كرد: با يقين و ايمان كامل به جهان پس از مرگ، شب را به صبح آوردم و حالتم چنين بود.
⁉️حضرت با تعجب پرسيد: هر يقينی علامتی دارد. علامت يقين تو چيست؟
🔹پاسخ داد: يا رسول الله! اين يقين است كه مرا افسرده ساخته و شبها خواب را از چشمم ربوده و در روزهای گرم تابستان (به خاطر روزه) مرا به دنيا و آنچه در اوست، بی رغبت كرده است.
👈هم اكنون با چشم بصيرت قيامت را می بينم كه برای رسيدگی به حساب مردم برپا شده و مردم برای حساب گرد من آمده اند و من در ميان آنان هستم.
🍃🌸گويا بهشتيان را می بينم كه از نعمتهای بهشتی برخوردارند و بر تخت های بهشتی تكيه كرده اند و با يكديگر مشغول تعارف و صحبتند
🔥و اهل جهنم را می بينم كه در ميان شعله های آتش ناله می زنند و كمك می خواهند. هم اكنون غرش آتش جهنم در گوشم طنين انداز است.
🔆رسول خدا (صلی الله عليه و آله) به اصحاب فرمود:
اين جوان بنده ايست كه خداوند قلب او را به نور روشن ساخته است.
🔰 سپس روی به جوان نموده، فرمود:
بر همين حال كه نيك داری، ثابت باش و آن را از دست مده.
😔عرض كرد: يا رسول الله! از خدا بخواه در راه حق به شهادت برسم.
🔆پيامبر (صلی الله عليه و آله) او را دعا كرد و طولی نكشيد، همراه پيغمبر در يكی از جنگها شركت كرد و دهمين نفری بود كه در آن جنگ شهيد شد.
📚 بحار جلد70، صفحه159
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍امام جواد علیهالسلام:
ملاقات و دیدار با دوستان و برادران، سبب صفای دل و نورانیت آن و شکوفایی عقل و درایت خواهد شد؛ گر چه در مدت زمانی کوتاه انجام پذیرد.
📚بحارالانوار،ج۷۱ص۳۵۳
#شب_اول_قبر
چه اتفاقی می افتد؟💀😰
💚💚امام صادق (ع):
🔷🔹 آن شب كه مرده را در گور نهاده باشند منكر و نكیر علیهما السّلام مىآیند بر روى سیاه و چشمهاى أزرق ، و به دندان پیشین زمین می درند، و همچون رعد می غرّند، و از هر دو چشمانشان آتش می جهد،
🔷🔹اگر مرده مؤمن و طاعتكار بود عقل و هوشش بجاى بماند و به جواب و حجّت ، ایشان را دفع كند و قبر وى باغی گردد از باغهاى بهشت،
🔷🔹و اگر کافر و فاسق باشد در ماند و قبرش گودالى گردد از گودالهایهاى دوزخ.
📚شهاب الأخبار ،متن،80 ،الباب الاول
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فرصتهایی که از تهدیدِ اغتشاشات بوجود آمد!
⏪پیام مخاطب
📌دیروز توی اتوبوس خط واحد یه حرکت عجیب از یک جوان حدودا سیوپنجساله دیدم واقعاً هم خندیدم هم درس گرفتم.
📌توی اتوبوس تعدادی از خانمها بیروسری بودند. مرد جوان سیگارش را روشن کرد و شروع کرد به سیگار کشیدن!
📌یکی از همون خانمها با صدای گوشخراش داد زد آقا سیگارت را خاموش کن خفه شدیم اینجا سیگار کشیدن ممنوعه!
📌جوان با لبخند و البته سر به زیر گفت خانم محترم تو روسری را درآوردی و میگی من آزاد هستم و بهتره مردها جلو چشم خودشون رو بگیرن و نگاه نکنند!
📌منم دلم میخواد آزاد باشم و سیگارم را هم میکشم! بهتره شما جلوی دماغت را بگیری و بو نکشی! اگر قراره من چشمم را ببندم تو هم بهتره دماغ و دهنت رو ببندی!
📌باور کنید سیثانیهای همه ساکت شدن بعد کل جمعیت زدن زیر خنده و همه شروع کردن به بحث کردن در این مورد از آزادی؛ موافق و مخالف؛ تریبون آزادی بود که بیا و ببین!
✍سربسته میگویم؛ وقتی از طریق بیقانونی با برخی افراد رفتار شود، تازه قدر قانون و لزوم احترام به آن را میفهمند!
✍امام_علی علیهالسلام:
فرومایگی آن است که مال بر انسانها ترجیح داده شود.
پن: ماشینِ یک مدل بالاتر اون قدر ارزش نداره که اجاره خونه مستاجرت رو ناجوانمردانه ببری بالا! یا خواهر،برادرت و بچههاش غذا نداشته باشند تو خونه! یا... خلاصه بین خودت و خدا روخراب نکن!
📚 غررالحكم، حدیث ۱۳۲۴
مثل_مغازه
دیدید بعضی مغازه ها را پلمب می کنند
یعنی داد و ستد ممنوع ❌
گاهی یک مغازه در بهترین نقطه ی شهر است
و می تواند بیشترین سودآوری را داشته باشد 🙄
اما چون مرتب تخلّف کرده و تذکّر روی تذکّر گرفته و توجهی نکرده
آن را پلمب می کنند 🤔
این یعنی داد و ستد در آنجا امکان ندارد❌
حال چشم ما دکّه و دکان ماست 👀
محل تجارت ماست و با آن می توانیم بهترین و بیشترین تجارت ها را داشته باشیم 😍
خداوند این چشم را داد که با آن داد و ستد کنیم ✅
این چشم را داد که ببینیم و عبرت بگیریم و عبرت ها را به کار ببندیم 👁
همینطور گوش ما دکّه ای است که خداوند داده است تا با آن داد و ستد کنیم ✅
بهترین حرف ها را بشنویم و بهره ببریم 👂
همینطور این دکّه دل را داد تا داد و ستد کنیم و رشد و تعالی یابیم 💕
ولی از بس با این دکّه ها و و دکان ها خلاف و تخلّف می کنیم
قانون الهی دستور پلمب می دهد ❌
و وقتی پلمب شد
دیگر چشم هست 👁 ولی نمی بیند ❌
گوش هست 👂ولی نمی شنود ❌
دل هست ❤️ ولی نمی فهمد و دریافت نمی کند 🖤
درست مثل چشم و گوش عروسک ها 👸
یعنی عروسک می شویم،
اسباب بازی دیگران می شویم و آنها به هر شکلی که بخواهند ما را در می آورند 😶
همانطور که کافران این گونه اند 👌
انسان وقتی کفر و کفرورزی پیشه کرد
طبق قانون الهی به مرحله خَتم می رسد 🤔
یعنی پلمب شدن چشم و گوش و دل: 👇
خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهمْ...
خداوند دل های ایشان را پلمب می کند 💔
وَ عَلَی سَمْعِهِمْ...
همینطور شنوایی آنها را پلمب می کند 👂
وَ عَلَی أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ...
و بر چشمان ایشان پرده ای افکنده می شود یعنی که حقایق عالم را نمی بینند 👁
وَ لَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ
یعنی عذاب عظیم و بزرگ می خواهی ببینی، عذاب اینهاست 😫
و نفهمیدن، ندیدن، نشنیدن کم عذابی نیست 😔
آدم چشم داشته باشد ولی نبیند، چه فایده⁉️
👈 چشم را فایده آن است که دلبر بیند
ور نبیند، چه بوَد فایده بینایی را 👉
#طنزجبهه🌱
یک روز در منطقه داشتیم والیبال بازی میکردیم. پاسور من برادری بود که مثل بعضیها او را «پدر صلواتی» صدا میزدند.
وقتی چند بار درست پاس نداد، برگشتم و گفتم: «پدر صلواتی دفعه آخرت باشد که اینطور پاس میدی و الاّ هرچه از دهنم در بیاد، بهت میگم».
فرمانده گردان تخریب پشت سرم ایستاده بود. بازی که تمام شد، دستش را گذاشت روی شانهام و گفت: «آفرین خیلی خوشم آمد» او نمیدانست که همه به آن بنده خدا میگویند «پدر صلواتی». تصور میکرد من از روی توجه و با کنترل زبان او را به این نام صدا زدهام😉. این شد که مرا با خودش برد به گردان تخریب. آنقدر خوشحال بودم که نگو و نپرس. 😍
چیزی نگذشته بود که عملیات خیبر شروع شد. برای تخریب پل «القرنه» وارد عمل شدیم که به اسارت نیروهای بعثی درآمدم. یک پدر صلواتی گفتن هفت سال کار دستمان داد و ما را برد و آورد!😁