نشست تاریخ و ماوراء ۴
فرسته ۶
من بر همین مبنا که گزارههای دانش کلام از خود کلام جدا نیست عرض کردم تعامل علوم ما را به اینجا میرساند که آیا علوم با هم تعامل دارند یا نه؟ یکی از این علوم علم کلام است که در تاریخ پژوهی اثر میگذارد.
اما سؤال دوم که فرق بین ساحت روایت تاریخ با ساحت کلام را متوجه نمیشوم. حضرت استاد اگر تبیین کنند شاید بپذیرم که ساحت جدا از هم نیستند. من نگاه میکنم که واقعیتی در گذشته اتفاق افتاده است. الان میخواهم بفهمم این واقعیت چگونه اتفاق افتاده و چرا. وقتی میخواهم بفهمم ابزار میخواهم. این ابزار معرفت بخش در دانش تاریخ است. مورخان از آن گزاره گزارش کردند. یک سری از این ابزار در کلام هست. یعنی در اینجا به هر دو دانش دست میبرم. چون چارهای ندارم. اینجا در حقیقت من دو ساحتی هستم. اگر دانشی دیگر هم به من کمک کند از آن هم استفاده میکنم. فرق آن برای من که اینطور فکر می کنم روشن نیست. تنها چیزی که من را به نتیجه میرساند این است که من که اینطور فکر میکنم واقعیت جنگ بدر را میخواهم بفهمم میبینم به دو علم نیاز دارم. اگر این دو تعارض پیدا کنند، معیار ما کدام است؟ به نظرم چارهای جز مراجعه به بحثهای معرفتشناسها نداریم. آنها میگویند تعارض بین معرفتها که پیش میآید، هر معرفتی که اعتبارش بیشتر است مقدم میشود. اگر معرفت یقینی با ظنی تعارض پیدا کند یقینی مقدم میشود. معرفت ظنی با معرفت احتمالی متعارض شود، معرفت ظنی مقدم میشود. میخواهد آن معرفت ظنی کلام باشد یا تاریخ فرقی ندارد. میگویند با بدیهیات عقلی میگوییم. اعتبار آن بیشتر است. مقالهای نوشتم نساب گزارههای تاریخی که بحث جداست که الان که نقل میکنم معرفت احتمالی را میتوانم نقل کنم در حالی که با معرفت ظنی تعارض دارد؟ ولی برای ترجیح می گوید معرفت ظنی مقدم است. پس معیار ما معرفت شناسی است. کسی شاید این سؤال را مطرح کند که تعارض پیدا شد بین معرفت یقینی عصمت رسول خدا در تلقی وحی با مسئله افسانه غرانیق. شما میگویید آن عصمت در تلقی وحی در دانش کلام به آن رسیدم یقینی است. افسانه غرانیق نقل می کند که شیطان به زبان رسول خدا انداخت که بعد از أَفَرَءَيۡتُمُ ٱللَّـٰتَ وَٱلۡعُزَّىٰ وَمَنَوٰةَ ٱلثَّالِثَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ بگوید تِلْکَ الْغَرانِیْقُ الْعُلى وَ اَنَّ شَفَاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجى. بله این بتهای بلندپایه مایه شفاعت و امید هستند. تاریخ این را میگوید. شما میگویید یقین دارم رسول خدا در تلقی وحی عصمت داشته و نمیشود شیطان نفوذ کند. من میگویم اینجا بحثهای ما مبنایی میشود باید به دپارتمان گروه کلام بنشینیم و ببینیم این معرفتی که برای من یقینی ایجاد شده بر اساس ادله نقلی و عقلی که در رسول خدا در تلقی وحی معصوم است آیا درست است؟ اگر آنجا شما من را مغلوب کنید که شما اشتباه میکنید این هم یک معرفت ظنی است من نمیتوانم بگویم که این ترجیح دارد. اگر نه من توانستم بر شما غالب شوم که ثابت کنم این حرف من درست است. این اعتقاد یقینی من بر اساس استدلالهایی که دارم روی کرسی مینشیند و به عنوان معرفت یقینی در دادگاه وجدان کسانی که چنین اعتقاداتی را ندارند پذیرفته میشود. من راهی غیر از این در ذهنم نیست.
فرسته ۶
ادامه⬇️
@chsiqa
نشست تاریخ و ماوراء ۴
فرسته ۷
در راستای روشن تر شدن ابعاد مساله، دکتر الویری چنین اظهار داشتند:
در قسمتی که چرا گزاره را از علم جدا میکنم از این باب عرض میکنم که دوستانی که نگاه دیگری دارند خیلی جاها به صراحت میگویند ما که سر تعامل دو علم بحثی نداریم. همانطور که ذکر کردم. مثلا در علم کلام اگر بگویند فلان کتاب در فلان سال نوشته شد معلوم است از تاریخ استفاده میکنیم که سال ۷۳۶ قمری چه چیزی بوده که این کتاب نوشته شده است. این قسمتها تعامل علوم با هم هستند. تمایز هم که ایجاد میکنیم در یک دسته کلی حتی در نگاههای جدید که میگویند علوم پایه و تجربی و ریاضی و انسانی، دسته میکنند؛ یعنی شاخ و برگ میکشند. به هم وصل هستند. وجه مشابهتهایی دارند. گونه شناسی یا تصنیف یعنی تعیین اشتراکها و افتراقها. در آنجا همه علمها با هم در منظومهای هستند که بده بستان اجمالی دارند. اما همانطور که گفتید گزاره یک علم بخشی از آن علم هست ولی همه آن علم نیست. همه گزارههای کلامی که تماماً روی تاریخ اثر ندارند. بحث اینکه پل صراط چگونه است بر تاریخ اثر ندارد. هر چند بحث اعتقادی مهمی است، اما دقیقا در بحث تاریخ تأثیر مستقیم نداریم.
در ادامه حرف قبلیام در مورد ارزش گذاری گزاره های کلامی و تاریخی نیز میگویم در اینجا معیارها فقط معیار تاریخی است. مهمترین معیار تاریخی صدق است. در اینجا با دوستان اختلاف داریم. صدق را با مشاهده و نگاه پوزیتیویستی محض که دوره آن گذشته نمیشود با اینها اثبات کرد. صدق را میتوانم با عقل و وحی اثبات کنم. معیار ارزش گذاری این است. یک جاهایی استدلالهای دیگری باید فراتر از تاریخ وسط میاید که به تشخیص کمک میکند. به عنوان طلبه تاریخ کار و معیار اصلی سنجش صدق و کذب است. که گزاره درست است یا نیست.
در ادامه، حاضران پرسش هایی را در باب تعارض گزاره های کلامی و تاریخی و میزان بهره بری از منابع کلامی مطرح کردند و استادان محترم به آن ها پاسخ دادند.
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
فرسته ۷
پایان
@chsiqs
سلسله_نشست_های_علمی_تاریخ_و_روایت_1.m4a
حجم:
43.4M
پوشۀ شنیداری دومین جلسه از سلسله نشستهای تاریخ و روایت
▪️اعتبار سنجی روایات و گزارههای تاریخی
🎙با حضور:
🔹حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید کاظم طباطبائی (ارائه)
🔸حجت الاسلام و المسلمین دکتر حامد قرائتی (دبیر)
🔅دوستان خود را از طریق نشانی زیر به کانال مرکز پژوهشهای تاریخ اسلام دعوت کنید (بازنشر مطالب کانال فقط با ذکر نشانی کانال مرکز و ذکر منبع جایز است): ⬇️⬇️
@chsiqs
مرکز حوزوی پژوهش های تاریخ اسلام برگزار میکند:
«سلسله نشستهای علمی تاریخ و روایت»
نشست سوم:
ظرفیت روایات برای بازسازی تاریخ فرهنگی خاندان های شیعی صدر اسلام
🎙ارائه دهنده:
جناب آقای دکتر منصور داداش نژاد
🔹 دبیر علمی:
حجت الاسلام والمسلمین دکتر حامد قرائتی
✅ محورهای نشست:
🔸 روایت چیست؟
🔸 چگونه می توان از روایات برای بازسازی تاریخ فرهنگی استفاده کرد؟
🏢خیابان شهید فاطمی(دورشهر)، روبروی کوچه ۲۱
⏰ چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳ ساعت 18
🌐 لینک مشارکت مجازی:
https://mmps.ir/mhpt
مرکز حوزوی پژوهش های تاریخ اسلام
https://chsiqs.ir
@chsiqs
به اطلاع میرساند ساختمان جدید مرکز پژوهش های تاریخ اسلام به آدرس ذیل میباشد:
خیابان دورشهر روبری کوچه ۲۱.
03. ظرفیت روایات برای بازسازی تاریخ فرهنگی خاندانهای شیعی صدر اسلام 24-5-1403.mp3
زمان:
حجم:
36.6M
پوشۀ شنیداری سومین جلسه از سلسله نشستهای تاریخ و روایت
▪️ظرفیت روایات برای بازسازی تاریخ فرهنگی خاندانهای شیعی صدر اسلام
🎙با حضور:
🔹دکتر منصور داداش نژاد (ارائه)
🔸دکتر حامد قرائتی (دبیر)
🔅دوستان خود را از طریق نشانی زیر به کانال مرکز پژوهشهای تاریخ اسلام دعوت کنید:
@chsiqs
📜ابوبکر، کنیه امام رضا(ع)
🔹️ابوالفرج اصفهانی از اباصلت هروی يكى از اصحاب امام رضا(ع) گزارش میکند که روزی مأمون از اباصلت سؤالى پرسید. وی در جواب مأمون گفت دیدگاه ابوبکر چنان است و چنین است. مأمون از او پرسید مقصودت از ابوبکر کدام یک است؛ ابوبکرِ خودمان یا ابوبکر عموم مردم؟ اباصلت درجواب میگوید: مرادم ابوبکر خودمان است.
🔺شخصی که این گزارش را از اباصلت شنیده، از او می پرسد ابوبکر خودتان چه کسی است؟ وی پاسخ میدهد ابوبکر خودمان، علی بن موسی الرضا است که ایشان به این نام نیز خوانده میشد.
🏷وعن عیسی بن مهران عن أبی الصلت الهروي قال: سألني المأمون يوما عن مسألة فقلت: قال فيها أبو بكر كذا وكذا. فقال: من هو أبو بكر؟ أبوبكرنا أو أبو بكر العامة؟ قلت: أبوبكرنا. قال عيسى: قلت لأبي الصلت: من أبوبكركم ؟ فقال: علي بن موسى الرضا، كان يكنى بها.
📚مقاتل الطالبیین، 456.
@chsiqs
📜 گفته مسعودی جسارت آمیز و نشان از خبث او دارد
🔹️آیت الله زنجانی: مسعودی درباره حضرت امام رضا تعبیری جسارت آمیز دارد که کاشف از خبث سریره اوست. او نوشته است: "وقبض علي بن موسی الرضا بطوس لعنبٍ أكله وأكثر منه"
📚جرعه ای از دریا: ۳، ۲۲۷.
@chsiqs
📜مخالفت شیخ طوسی با خودش
🔹️شیخ طوسی در کتاب مصباح المتهجد، روز رحلت امام عسکری را اول ربیع الأول می داند ولی در کتاب تهذیب، مطابق دیدگاه مرحوم کلینی وشیخ مفید، شهادت ایشان را در روز هشتم ربیع الأول ذکر می کند.
🏷في أول يوم من ربيع الأول كانت وفاة أبي محمد الحسن بن علي العسكري عليه السلام ومصير الامر إلى القائم بالحق عليه السلام.
📚مصباح المتهجد: 791.
🏷باب نسب أبي محمد الحسن بن علي عليهما السلام وتاريخ مولده ووقت وفاته وموضع قبره هو الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين ابن علي بن أبي طالب عليهم السلام، الإمام الهادي ولي المؤمنين، كنيته أبو محمد، ولد بالمدينة في ربيع الآخر من سنة اثنين وثلاثين ومائتين للهجرة. وقبض بسر من رأى لثمان خلون من ربيع الأول سنة ستين ومائتين.
📚تهذیب الأحكام: 6: 92.
@chsiqs
📜بی اصل دانستن حدیث ِ اصیل
🔹️سید حیدر آملی یکی از عارفان قرن هشتم از امام صادق حدیث پیش رو را نقل کرده است:
🏷لقد تجلّی الله لعباده في كتابه ولكن لايبصرون.
📚تفسيرالمحيط الأعظم: 1، 207.
🔺️یکی از نویسندگان معاصر این حدیث را بی اساس و ساختگی دانسته و معتقد است حدیث یادشده در کتاب های روایی پیش از آملی ذکر نشده است.
📚منهج نقدالحدیث، ملکیان: 2، 140.
🔺️در حالیکه ممکن است گفته شود: این حدیث، نتیجه نقل به معنای آملی از کتاب کافی می باشد چراکه حدیث ذکر شده، با تغییر در برخی از الفاظ و نه تغییر در معنا، در کتاب کافی آمده است:
🏷فتجلّى لهم سبحانه في كتابه من غير أن يكونوا رأوه.
📚كافي: 8، 387.
🏠 @chsiqs
📜تلاش های انقلابی، جبران کننده بی اعتقادی به امامت
🔹️شیخ مفید بر این باور است که حسنیان، که خود داعیه دار امامت بوده و به امامتی که اثناعشریه باور دارند، اعتقادی نداشتند، ممکن است تلاش های انقلابی شان در راه آرمان های دینی و مصیبت هایی که در این راه متحمل شده اند، سبب شود تا بی اعتقادی آنان به امامت جبران شود و ثواب های زیادی به آنان تعلق بگیرد.
🔺️... (المدعين الامامة من ولد الحسن عليه السلام) فلا يمتنع ان يكون ما هم فيه لنصرة الدين وما نالهم به القتل والآلام مكفرا لزللهم في دعوى الإمامة ومثمرا لهم كثيرا من الثواب.
📚المسائل الجارودیة: 36.
🏠 @chsiqs