♦️جزئیات حملۀ به جلسۀ شورای عالی امنیت ملی
🔹پیش از ظهر روز دوشنبه ۲۶ خرداد، در حالی که جلسه شورایعالی امنیت ملی با حضور روسای سه قوه و دیگر مقامات ارشد در طبقات زیرین یک ساختمان در غرب تهران درحال برگزاری بود، حمله آغاز شد.
🔹مدل این حمله مشابه عملیات ترور شهید سیدحسن نصرالله طراحی شده بود. مهاجمان با شلیک ۶ بمب یا موشک، ورودیها و خروجیهای ساختمان را هدف قرار دادند تا مسیرهای فرار را مسدود و جریان هوا را قطع کنند.
🔹پس از انفجارها، برق طبقه قطع میشود اما مسئولان با استفاده از یک دریچه اضطراری، خود را به بیرون از ساختمان رساندند. برخی از مسئولان از جمله رئیسجمهور در حین خروج دچار جراحت در ناحیه پا شدند.
🔹با توجه به دقت اطلاعاتی که دشمن برای این حمله داشته، احتمال وجود عامل نفوذی در حال بررسی است. این موضوع نشان میدهد که دشمن از هر ابزار ممکن، حتی ترور مقامات عالیرتبه، برای ضربهزدن به امنیت ملی ایران استفاده میکند./ فارس
▪️ تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
توئیت دکتر عبدالله گنجی فعال سیاسی و استاد دانشگاه:
تصور کنید صهیونیست ها و آمریکا به جلسه شورای عالی امنیت ملی ایران حمله هوایی کرده اند.حتی پای رئیس جمهور ما جراحت برداشته(حمله ناکام).
همچنین ، نتانياهو و ترامپ رهبر ما را تهدید به ترور کردند و وزیر جنگ صهیونیست ها رسما گفته برای ترور رهبری اقدام کردیم و نشد.
حالا یک مرجع تقلید که نه قدرت عرفی دارد و نه سلاح و نه ذیل حکومت است یک فتوای محاربه مشروط داده است.چند روز است از خود نتانياهو تا رسانه های غرب این فتوا را به عنوان یک فاجعه که خلاف قوانین بینالمللی است برجسته می کنند.
قانون_جنگل
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
دکتر عباس اسدی:
گفت و گوویژه
اسدی: اسرائیل فلان نقطه را بمباران کرد روزنامهنگاریِ جنگ نیست
در شرایط جنگ شما باید به دنبال تولید فیک نیوز، اخبار جعلی یا شایعه باشید
۲۲ تیر ۱۴۰۴
بنتالهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – عباس اسدی، دانشیار و مدیر گروه روزنامهنگاری در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است. پس از جنگ ۱۲ روزه فرصتی شد تا در خصوص عملکرد روزنامهها در حوزه روزنامهنگاری جنگ، ابعاد و چالشهای آن، گفتوگویی با دکتر اسدی داشته باشیم.
شناخت جنگ و فنون روزنامهنگاری؛ پیشنیاز روزنامهنگاری جنگ
او درباره ماهیت روزنامهنگاری جنگ گفت: «روزنامهنگاری جنگ یکی از شاخههای روزنامهنگاری بحران است؛ اما به طور مستقل میتوان راجع به آن صحبت کرد. فعالان این حوزه روزنامهنگاری، حوزه جنگ، انواع جنگ، تاریخچه، جامعهشناسی، ابعاد و شاخصهای مختلف جنگ را به طور کامل میشناسند. همواره با متخصصان، کارشناسان و صاحبنظران این حوزه در ارتباط هستند و همواره به جستجوی اطلاعات میپردازند. در تلاش هستند تا جنگهای پیشرو را پیشبینی کنند و اگر جنگی رخ میدهد به نحو مناسب پوشش میدهند تا مورد استفاده مخاطبانشان قرار بگیرد و پیشبینیها و اطلاعاتی که میدهند متناسب با مخاطبان خاص خودش باشد. آنها علاوه بر اینکه جنگ را میشناسند، روزنامهنگاری را نیز میشناسند.»
جریان موازی جنگ روانی و فیزیکی در رسانهها
نویسنده کتاب «روزنامهنگاری در جهان معاصر» درباره ابعاد روزنامهنگاری جنگ افزود: «روزنامهنگاری جنگ دو بُعد دارد؛ یکی پوشش اخبار جنگهای فیزیکی است، بُعد دیگر به جنگهای روانی مربوط میشود. جنگ فیزیکی و نظامی در شرایط خاص اتفاق میافتد؛ اما در مورد جنگ روانی میتوان گفت که همیشه در جریان است. به عبارتی جنگ روانی در رسانهها راه میافتد تا جنگ فیزیکی هم رخ دهد؛ یعنی ابتدا جنگ روانی توسط روزنامهنگاران و در رسانهها زمینهسازی میشود، جنگ فیزیکی و نظامی هم به دنبال آن رخ میدهد. وقتی که جنگ نظامی رخ داد، جنگ روانی و فیزیکی به موازات هم پیش میروند. به عبارتی روزنامهنگاری جنگ را میتوانیم اینطور تقسیمبندی کنیم: روزنامهنگاری قبل از وقوع جنگ، در حین جنگ و پس از وقوع جنگ؛ یعنی در این سه حالت، روزنامهنگاری کار خودش را انجام میدهد. به عبارتی روزنامهنگاری جنگ، فقط در مقطع جنگ اتفاق نمیافتد؛ به عنوان مثال بین امریکا و ویتنام سالهاست که جنگ تمام شده اما میبینیم که هنوز آثار و ابعاد آن در رسانهها منتشر میشود. هنوز در سالگرد انواع جنگهایی که در تاریخ رخ داده، پوشش خبری توسط رسانهها انجام میشود و ابعاد تازه کشفشده از خسارتها و نوع تسلیحاتی که وجود داشته پوشش داده میشود.»
عبور از اطلاعرسانی به سمت تحلیل
اسدی در توصیف روزنامهنگاران جنگ گفت: «روزنامهنگارانی هستند که در حوزه جنگ متخصص و صاحبنظر شدهاند. هر کسی نمیتواند در این حوزه ورود کند مگر اینکه در آن زمینه مطالعات گسترده و عمیق داشته باشد. در حالی که میبینید در کشور ما کسانی که اخبار جنگ را پوشش میدهند متاسفانه هیچ شناختی از جنگ نظامی و روانی مانند تکنیکها و فنون ندارند و راهبردهای جنگ را نمیشناسند .در کشور ما مثلا اطلاعرسانی میکنند که به فرض اسرائیل فلان نقطه را بمباران کرد، این روزنامهنگاری جنگ نیست. در روزنامهنگاری جنگ باید بتوانید ضمن اینکه خبر میدهید تحلیلهای اختصاصی بدهید و مطالب منحصربهفرد منتشر کنید، به طوری که رقبای شما به آن تفسیرها و تحلیلها دسترسی ندارند. این اخبار یکی دو خطی که به فرض از بمباران یک نقطه منتشر میشود به خبرهای فوری معروفند، گاهی حتی اخبار تکمیلی هم منتشر نمیشود. در این صورت مخاطب رسانه یا از پیگیری خبر منصرف میشود یا به دنبال راهی میگردد تا به اخبار تکمیلی دست پیدا کند.»
سرویس جنگ، مفقود در رسانهها
نویسنده کتاب «تاریخ سیاسی مطبوعات معاصر» در تشریح وضعیت حاکم روزنامهنگاری جنگ در حال حاضر گفت: «در کشور ما روزنامهنگاری جنگ وجود ندارد و علی رغم اینکه هشت سال جنگ تحمیلی داشتیم نتوانستیم در این مدت خبرنگار جنگ تربیت کنیم. سرویسهای مرتبط با روزنامهنگاری جنگ نداریم. ممکن است بگویند ما جنگی نداشتیم پس به سرویس جنگ نیاز نداشتیم؛ اما جنگ صرفاً به صورت فیزیکی اتفاق نمیافتد و جنگ روانی همیشه وجود دارد. در کشور ما در طول ۴۵ سال گذشته همیشه جنگ روانی وجود داشته و باید سرویسهای مرتبط با جنگ تعریف میکردیم که متاسفانه این اتفاق رخ نداده است. همیشه مردم ما اخبار حین جنگ را میخواندند و قبل و بعد از جنگ را پوشش نداده شده است.
این نشان میدهد روزنامهنگاری جنگ در کشور ما هنوز شکل نگرفته است. فعالان در حوزه روزنامهنگاری جنگ، جنگ را بلد نیستند و صرفاً به تکنیکهای روزنامهنگاری مسلط هستند یا جنگ را به خوبی بلدند اما به تکنیکهای روزنامهنگاری مسلط نیستند. افرادی که فنون روزنامهنگاری را بلدند و جنگ را میشناسند اندک و انگشتشمار هستند و نمیتوانند دیده شوند. نکته بعدی این است که ما در ایران روزنامهنگاری را به تکنیک تقلیل دادیم اما روزنامهنگاری فقط تکنیک نیست. روزنامهنگاری یعنی شناخت و پرداختن به سوژه و تبیین آن، همچنین متقاعد کردن مخاطب با تکنیکها و غیره. در حالی که روزنامهنگار باید تولید کند و صرفاً استفاده ماهرانه از قالب کافی نیست و آن بینش پشت سوژه بسیار مهم است.»
تغییر مفهوم اخلاق حرفهای در زمان جنگ
دانشیار دانشکده علوم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبایی در پایان درباره مسئولیت حرفهای روزنامهنگاران در زمان جنگ نیز گفت: «دروازهبانی خبر یک مفهوم کلیشهای است. در واقع دروازهبانی خبر در روزنامهنگاری جنگ با خبرنگاری در حوزههای دیگر تفاوتی ندارد. اما نوع اطلاعاتی که در اینجا انتخاب و گزینش میشود ممکن است متفاوت باشد. ما نمیتوانیم با معیارهای روزنامهنگاری معمول به سراغ روزنامهنگاری جنگ هم برویم. به عبارتی در شرایط جنگ شما باید به دنبال تولید فیک نیوز، اخبار جعلی یا شایعه باشید. در زمان جنگ باید سانسور و خودسانسوری اتفاق بیفتد. شرایط جنگی ایجاب میکند که این مدل کار کنید. در زمان جنگ نباید هر اخباری را منتشر کنید؛ به عنوان مثال وقتی یک نقطه بمباران شد اگر اطلاعات دقیقی از خسارات بدهید، در حالی که دشمن نمیداند چه خسارتی به بار آمده، این امر اشتباه است. زیرا ممکن است برای اهداف بعدی خودش از این اطلاعات استفاده کند. در شرایط جنگی پنهانکاری و غیراخلاقی رفتار کردن باید یک اصل باشد. در زمان جنگ نباید از اخلاق حرفهای روزنامهنگاری استفاده کنید و باید کنار گذاشته شود. در شرایط جنگی وقتی دشمن شما را میکوبد، شما هم باید او را بکوبید. کدام اخلاق و کدام مسئولیت حرفهای اهمیت دارد؟ نمیتوانید بگویید من به اخلاق و مسئولیت اجتماعی پایبندم. شما موظفید در راستای تامین امنیت ملی و تامین جان مردم باید از اخلاق عدول کنید.»
https://t.me/abbasassadi2
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
عقلی سیاسی و بصیرت ترکیبی در همدلی با رسانه ملی در شرایط امروز
سوال مهم این است که چرا در جنگ اخیر در کنار حمله رژیم کودک کش به فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته ای و تخریب خانه های مردم
،شیطان اکبر (با دست رژیم جعلی) به رسانه ملی تهاجم گسترده ای کرد ؟و تعدادی ازاهالی رسانه ملی را شهید و مجروح نمود که نشان دهنده خط مقدم بودن رسانه ملی در این جنگ هویتی است.
در این شرایط حساس و جنگی ،بصیرت واقعی حکم می کند که سیاست ورزان کم آشنا با سیاست، خط مقدم جبهه جنگ ترکیبی را تخریب نکنند و در صورت لزوم نقدهای مشفقانه خود را در پنهان به رسانه ملی رسانند نه اینکه در آشکارا کلی گویی های غیر مستند کنند و اتهام ظنی به عملکرد رسانه ملی در فضای غبارآلود امروز زنند .
در کنار قوت ها ،حتما رسانه ملی دارای ضعف هایی است اما انسان عاقل و بصیر در فضای جنگی و با استفاده از تریبون عمومی چیزی نمی گوید که خط مقدم را تضعیف نماید مگر آنکه . .....
چه مناسب رهبر معظم انقلاب فرموده است :
"بصیرت یعنی گم نکردن راه، اشتباه نکردن راه، دچار بیراهه ها و کجراهه ها نشدن، تأثیر نپذیرفتن از وسوسه خناسان و اشتباه نکردن کار و هدف." ۱۳۹۰/۱۰/۱۹
#زندگی با بصیرت و یاد شهدای رسانه
*عباسعلی رهبر استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
سفاهت سیاسی
سفاهت در لفت به معنی بلاهت و بی عقلی است، لکن در حقوق به معنی فقدان عقل معاش به جهت نقص یا ضعف عقل در تشخیص منافع و مضار معامله حقوقی است. سفیه قدرت اداره اموال معقولانه خود را ندارد و اعمال حقوقی وی به تنهایی موجب ضرر ایشان است. بر همین مبنا، مقنن در جهت حمایت از سفیه، ضمیمه شدن اذن یا اجازه شخص با صلاحیت در قالب ولی را نیازمند صحت معاملات حقوقی وی قرار داده است که به حجر حمایتی نیز تعبیر می شود.
سفاهت نه تنها از جنبه حقوقی بلکه می تواند در حوزه های مختلف از جمله امور سیاسی هم صادق باشد. سفیه سیاسی، فاقد عقل معاش در حوزه دیپلماسی است و نمی تواند به درستی مسائل و امور سیاسی را به ویژه در شرایط خاص که نیازمند تصمیم گیری درست و خردمندانه است، تشخیص و مآلاً انجام دهد. تشخیص سفیه مانند مجنون به سادگی امکان پذیر نیست. زیرا سفیه تنها فاقد عقل معاش است ولی وضعیت های دیگر ایشان دچار نقص عقل نیست ولذا سفیه ممکن است نویسنده یا سخنران خوبی باشد که حتی با صحبت های مقطعی و البته زودگذر، احساسات مستمعین خود را به قلیان و هیجان درآورد. بنابراین نباید فرض کرد سفیه مانند مجنون از عمده توانایی عقلی بی بهره است.
نمونه های متعدد از این نوع سفاهت سیاسی بعضاً توسط برخی که متصدی پست های حساس و سیاسی مهم مانند وزارت، نمایندگی مجلس، قضاوت یا ریاست جمهوری قابل مشاهده است. اگر اعمال سفهی از مسولی به طور مکرر سر زند، بی تردید، دیگر صلاحیت تصدی به پست مرتبط را ندارد. اما سوال مهم این است سفاهت سیاسی چگونه قابل شناسایی است تا از تصدی به امور فوق توسط مراجع نظارتی باز داشته شود؟ در امور حقوقی ضرر فاحش ملاک تقریباً مناسبی برای تشخیص عمل سفاهتی است. یعنی اگر در داد وستد تجاری، آنچه که داده می شود با آنچه که ستانده می شود، تفاوت فاحشی داشته باشد، این عمل سفهی است. در امور سیاسی، منافع ملی می تواند شاخصه قابل قبولی برای ارزیابی اعمال سفاهتی باشد.
تشخیص، حفظ و ارتقا منافع ملی نیازمند دانش، تدبیر و عمل به موقع است و از مسئولان انتظار می رود در این جهت گام بردارند. لکن برخی اوقات چنین نیست و اعمال معارض منافع ملی به طور مکرر استمرار می یابد.
برای مثال، مبرهن است، اعتماد و اتکال به دشمن، مصداق بارز نادیده گرفتن منافع ملی کشور است. صرفنظر از اینکه نباید به دشمن اعتماد می شد و تجربه نیز به طور مکرر گویای بدعهدی آمریکا است، توافقی به نام برجام انجام شد، ولی نه در متن توافق و نه پس از آن، منافع ملی در نظر گرفته نشد. توافق برجام شباهت زیادی به قرارداد الحاقی در حقوق دارد که تنها منافع طرف مقابل در آن درج شده و به عکس، تمام حقوق یا امتیاز ایران، معطوف به پیوستن به آن است آنهم به تصور واهی رفع سایه جنگ از کشور! با یک جستجو ساده در فضای مجازی، گزاف گویی برخی از مسولان ارشد وقت نظام مبنی لغو بالمره تمام تحریم ها با امضای برجام یا رفع سایه جنگ علیه ایران یا ترجمه کذب تعلیق به جای لغو و .... مصداق بارز نادیده گرفتن منافع ملی کشور است.
حال این سوال مطرح است که بنظر شما این اعمال مصداق عمل سفاهتی نیست؟
پس از توافق برجام، به خاطر دارم در نشست شورای راهبردی روابط خارجی یک کارشناس حوزه امریکا از ظریف وزیرخارجه وقت پرسید که شخصی به نام ترامپ وارد کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری شده و اعلام کرده است در صورت پیروزی، قرارداد برجام را پاره خواهد کرد. آیا شما برای این وضعیت فکری کرده اید؟
به جای پاسخی متقن به سوال هوشمندانه این استاد دانشگاه مبنی بر اتخاذ راهکارهای احتمالی متقابل، بنظر شما پاسخ مسئول وقت که الان هم بسیاری از سیاست خارجی دولت فعلی تحت شعاع ایشان است، چه بود؟ یک کلام، هیچ کس نمی تواند این توافق را برهم زند!
حال سوال من این است: بنظر شما این عمل می تواند مصداق عمل سفاهتی تلقی گردد؟
بسیاری از آحاد مردم جامعه هنوز متوجه نشده اند که سوگلی برجام چه بوده است؟ که هنوز هم بر احیای لاشه متعفن آن اصرار می شود؟!
اما توافق، و ما ادراک توافق! تو چه دانی که چه نعمت هایی توافق به همراه خواهد داشت؟!
توافق ممکن است برای رفع نیازی از نیازهای کشور منعقد شود. لذا سوال مهم این است که توافق برای چی؟ موضوع توافق چیست؟ طرف توافق کیست؟ هنوز هم مشخص نیست موضوع توافق با آمریکا که در دولت فعلی شروع شده، چیست؟ آیا توافق برای توافق است! در خصوص موضوع توافق بسیار صحبت شده است ولذا در فرصت اندک، شاید اشاره به اطراف توافق شنیدنی تر باشد. توافق دو طرف دارد: ایران و آمریکا.
پس طرف اصلی توافق، دشمن قسم خورده ایران است که جز به تجزیه ایران راضی نخواهد شد. توافق با آمریکایی که نه تنها پس از انقلاب اسلامی، بلکه مدتها پیش از آن به ویژه در کشتار سران نهضت ملی مانند دکتر فاطمی و سرنگونی دولت مردمی مصدق جنایت هولناکی در ایران انجام داده است، آنهم در صورت اعتماد کامل دکتر مصدق نخست وزیر وقت به آمریکا!
اعتماد به آمریکایی که در جنک 8 ساله تحمیلی به همراه شرکای مجرم اروپایی خود، در حمایت از صدام، تمام تلاش خود را برای به خاک و خون کشیدن این مرز و بوم و شهادت بهترین جوانان آن، بکار بست.
توافق با آمریکایی که اقدام به ساقط کردن هواپیما مسافربری ایرانی در فراز خلیج فارس نمود و از فرمانده ناو حمله کننده خود عین یک قهرمان فاتح استقبال کرد!
توافق با آمریکایی که با نقض تمامی قوانین و قواعد حاکم بر به اصطلاح حقوق بین الملل، تحریم های یکجانبه علیه ایران و سایر کشورها وضع کرده و می کند.
توافق با آمریکایی که رئیس جمهور فعلی آن که دارای شخصیت چندگانه است، شخصاً دستور ترور سردار محبوب و پرافتخار ایرانی حاج قاسم سلیمانی را در فرودگاه بین المللی بغداد صادر و این عزیز ملت را ناجوانمردانه به شهادت رساند.
توافق با آمریکایی که به هیچ یک از قوانین و قواعد حاکم بر به اصطلاح حقوق بین الملل اعتنایی ندارد و حتی نسبت به تحریم و تهدید قضات دیوان بین المللی دادگستری صرفاً به علت صدور حکم بازداشت نخست وزیر رژیم جعلی و کودک کش صهیونیست اقدام کرده و با آغوش باز برای این مجرم تحت تعقیب بین المللی فرش قرمزی از خون زنان و کودکان بی گناه فلسطینی پهن کرده است. حقیقتاً توافق با چنین شخصی، بیشتر به یک شوخی مضحک و البته تلخ شباهت دارد. آیا اعتمادی به تعهد احتمالی طرف مقابل است؟ چه ضمانت اجرایی برای نقض عهد وجود دارد؟ پیشاپیش نتیجه چنین توافقی معلوم است. زیانی بر زیان های گذشته و نادیده گرفتن منافع ملی.
آیا نباید تردید کرد شیفتگان توافق دچار سفاهت عقل شده اند حتی در بعد حقوقی؟!
اما، ما ادارک توافق!
مکرر از طریق امپراطوری رسانه خارج و داخل، گفته شده و می شود، توافق نشود، لامحاله جنگ می شود. اتفاقاً تجاوز و جنگ در زمانی واقع شد که توافقی به نام برجام منعقد شده بود. این چه ادبیات خفت باری است که برخی دارند. برای تناقضی گویی و اعمال سفاهتی نیازی به کنکاش در سالهای نه چندان دور دهه 90 نیست. اخیراً معاون سابق رئیس جمهور ایران که برخلاف قوانین به این سمت گمارده شد، در نشستی همانند نشست های سابق خود مطالب بی پایه و نابخردانه به این مضمون ابراز و اعلام کرد: اگر فلانی رای آورده بود، ما الان در وسط جنگ بودیم!! و نتیجه گرفت که به واسطه پیروزی رئیس جمهور فعلی، سایه جنگ از سر کشور رفع شده است.
الحمدالله جنگی اتفاق نیفتاد و الان هم در وسط جنگ نیستیم؟! به این همه نبوغ سیاسی باید احسنت گفت!!
متاسفانه صحبت و اعمالی از این دست زیاد است که بدون در نظر گرفتن منافع ملی هنوز هم به طور مکرر قابل مشاهده است. پیام ذلت گونه برای توافق و مذاکره در حالی که هنوز اجساد مطهر شهدای ما در تجاوزی که رژیم منحوس و مجرم بالفطره صهیونسیتی و پدرخوانده جنایتکار آن، از زیر آوار خارج نشده بودند، به چه معنا تعبیر می شود؟! پیام ضعف، ثمره ای جز گستاخ تر کردن دشمن نتیجه دیگری به همراه ندارد. قطعاً ما در اقتصاد دچار مشکل هستیم. قطعاً توان دفاعی ما همانند قدرت آفندی و حمله ما نیست ولی آیا لازم است که مرتب سیگنال های ترس به دشمن مخابره شود؟!
حال سوال من این است: بنظر شما این گفتار و اعمال مصداق عمل سفیهانه نیست؟!
به فرموده مولای متقیان و امیر سخن حضرت علی(ع)، آنچه از علم بهتر است، تجربه است. همین یک کلام کافی است که ما را از بسیاری اعمال باز دارد. تجربه بدعهدی، کارشکنی، خیانت، تجاوز در عین انجام مذاکره، تحریم و تحریم در عین تمایل به مذاکره یا در اثنای آن، به چه معنا است؟ دشمن جز به تسلیم و تجزیه ایران در جهت هژمونی رژیم کودک کش صهیونیستی به هیچ چیز دیگری راضی نمی شود. متعجبم که چرا پیام های صریح دشمن، از سوی برخی ها درک نمی شود!
حال سوال من این است: بنظر شما عدم درک اعمال و پیام های مکرر صریح دشمن، مصداق عمل سفاهتی نیست؟!
در پایان برای اینکه ذائقه شما از این همه اعمال نابخردانه یا سفاهت سیاسی تلخ نگردد، به لطیفه ای بسنده می کنم. به شخصی اطلاع دادند، پدرتان فوت کرده است، اما فرزند در پاسخ و به طور مکرر گفت، نه، یک چیزی شده که شما قصد ندارید به من اطلاع دهید! عدم پذیرش واقعیت ها حاکم بر روابط سیاسی از سوی برخی، قابل درک نیست و در خوشبیانه ترین فرض، سفاهت سیاسی است.
دکتر اسکویی استاد حقوق
تفسیر نیوز|https://eitaa.com/commentary
فشار رژیم به کشورهای اروپایی برای فعال کردن پیش از موعد اسنپ بک جدی است. ایران پس از حمله نظامی امریکا اسنپ بک را مهم نمی داند. کارکرد تحریمی اسنپ بک 'تقریبا هیچ' است. ایران به محض ارسال نامه اسنپ بک به شورای امنیت نامه خروج از ان پی تی را به آژانس ارسال خواهد کرد.
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
🔹اگر اروپا مکانیسم ماشه را فعال کند، چه اتفاقی میافتد؟
▫️ از سهشنبه همین هفته (۱۶ ژوئیه)، اگر بریتانیا، فرانسه و آلمان رسماً به شورای امنیت اعلام کنند که ایران به تعهدات برجامی پایبند نبوده، روند «مکانیسم ماشه» رسماً آغاز میشود.
📝 این روند در ۳ گام طی میشود:
1️⃣ نامه رسمی به شورای امنیت
سه کشور اروپایی با ارسال نامهای به رئیس شورای امنیت، رسماً از عدم پایبندی ایران به برجام شکایت میکنند. این نامه به معنی شروع شمارش معکوس است.
2️⃣ شروع شمارش معکوس ۳۰ روزه
در این مدت، اگر شورای امنیت نتواند قطعنامهای برای حفظ رفع تحریمها تصویب کند (که به احتمال بسیار بالا با وتوی آمریکا روبهرو میشود)، مکانیزم ماشه فعال خواهد شد.
3️⃣ بازگشت خودکار تحریمها
پس از پایان این ۳۰ روز، تحریمهای سازمان ملل علیه ایران بهطور خودکار بازمیگردند:
* تحریم تسلیحاتی
* تحریم موشکی
* محدودیتهای بانکی، نفتی، مسافرتی و غیره
▫️در این روند، هیچ کشوری (از جمله چین و روسیه) نمیتواند با وتو مانع اجرای آن شود.
تفسیر نیوز|https://eitaa.com/commentary
📍 انتقاد شدیداللحن حسین دهباشی به محتوای فیلم سینمایی پیرپسر!
این فیلم در جشنواره فجر گذشته رونمایی شد و اکنون در حال اکران است.
محتوای فیلم رقابت پدر با پسر برای تصاحب یک زن است!
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
🔴 عجیب اما واقعی
گویا کاترین شکدم به مدت 1 سال با امیرعباس فخرآور، از اعضای اپوزیسیون در رابطه بوده است!
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
انتقاد از تبلیغات غیرواقعی دولت درباره دیدارهای «سرزده»(خبر ویژه)
سایت حامی دولت با انتقاد از رویکرد روابط عمومی دولت که پشت سر هم از دیدارهای «سرزده» پزشکیان خبر میدهد، نوشت: این واقعی است یا تبلیغات؟ یعنی او به همه وزارتخانهها، سرزده میرود؟
عصرایران نوشت: دولت بارها از دیدارهای سرزده مسعود پزشکیان رئیسجمهور از وزارتخانهها و سازمانهای مختلف خبر داده است. آخرین آن هم دیدار «سرزده» پزشکیان از وزارت نفت است که روز یکشنبه انجام شد.
چند سؤال و نکته:
1- چرا پزشکیان به صورت سرزده به وزارت نفت رفت و با وزیر و معاونان آن دیدار کرد؟ سرزده یعنی بدون اطلاع و اعلام قبلی. یعنی درباره برنامه حضور پزشکیان در وزارت نفت، از قبل به وزیر و معاونانش اطلاع داده نشده بود؟ یعنی آنها از قبل نمیدانستند صبح یکشنبه، وزارت نفت میزبان پزشکیان است و در جلسهای با حضور او شرکت خواهند کرد؟ یعنی آنها از قبل هیچ گزارشی برای ارائه به رئیسجمهوری آماده نکرده بودند؟ یعنی وزیر و معاونانش در حالی که مشغول کارهای روتین خود بودند ناگهان متوجه شدند پزشکیان در وزارت نفت است؟ اگر بله که از دو حالت خارج نیست یا اتفاق غیرعادی رخ داده یا نشانه بینظمی است. اگر نه، یعنی ناراستگویی انجام شده؟
اگر موضوع غیرعادی است در این صورت اگر پزشکیان بدون اعلام قبلی به وزارت نفت میرفت و وزیر و معاونان نبودند چه؟ یعنی بینتیجه برمیگشت به دفترش در ریاست جمهوری؟
اگر نه و اینگونه نبوده و از قبل، به وزیر و معاونان درباره برنامه امروز حضور پزشکیان در وزارت نفت اطلاع داده شده بود پس این همه تاکید و اصرار بر دیدار سرزده چیست؟ آیا این ناراستگویی نیست؟ آیا به دلیل تبلیغات غیرواقعی است؟ دفتر ریاست جمهوری در این باره باید شفافسازی کند و توضیح دهد.
2- نوع اطلاعرسانی دفتر ریاست جمهوری به گونهای است که انگار دیدار سرزده، ویژگی مثبت است. در حالی که جز در جایی که احتمال ساخت و پاخت یا ایجاد فضای غیرطبیعی، بازدید سرزده، ارزش نیست بلکه نشانه بینظمی است یا تبلیغات دروغین. بازدید رئیسجمهوری از یک وزارتخانه در شرایط عادی، باید با اطلاع قبلی انجام شود چرا که اولا میزبان باید برای ارائه گزارش و برگزاری جلسه خود را آماده کند و ثانیا جز این باشد، دیدار بینتیجه است.
3- چرا همه دیدارهای پزشکیان از همه وزارتخانهها از زمان آغاز ریاست جمهوریاش در تابستان سال گذشته (1403) تاکنون، همگی و بدون استثنا سرزده بودهاند؟ تعجببرانگیز نیست؟ یعنی از قبل اطلاع داده نشده بود؟ تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary