در این جنگ شناختی و ترکیبی هر چه هست سکوت نیروهای انقلاب برای حفظ وحدت است . به مثابه مادر و دایه یک فرزند در آن داستان معروف قضاوت بر سر اثبات مالکیت فرزند.
دایه های انقلاب خیلی سرو صدا دارند. از عقده کشایی تا بیان سخنان بی پایه که از بیان تهمت و افترا که دستاویزی برای تحلیلهای بعدی است.
از بیانیه ۱۸۰ اقتصاددان که اکثرا بازنشسته هستند و درسخوانده غرب، نظریه پرداز و مربی استادان جوانتر و سیاستگذاران امروزین اقتصاد ایران بوده اند، گرفته تا دعوت از طیف اصلاح طلبان تند رو در رسانه ملی که قصد دارد قصور و تقصیر خود را در تغییر رویکرد به سمت چند صدایی این طور جبران کند.
اگر نیروی انقلاب سخنی تند بیان کند ضد اتحاد است ولی سخن مقابل تحمل نگاه.
دوره سختی است. سخت از فهمیدن و سکوت کردن.
آیا کسی از اقتصاددانان غرب خوانده باسواد که سهمی از دانش استادان کنونی از علم و دانش آنان است، کسی پرسید که در غرب مالکیت زمین چگونه است؟ چگونه برای حل مسئله سفته بازی زمین و همین طور کنز طلا چگونه محدودیت آزادی فعالیت گذاشتند؟
چگونه بانکداری به ویژه بانکداری خصوصی را مقید و مسئولیت پذیر کردند؟
چرا در دوره تدریس این موارد که هم در دوره تحصیل این استادان در غرب دیده شد و هم خوانده شد، مورد توجه قرار نگرفت؟
چرا از توسعه و پیشرفت غرب فقط مذاکره و تعامل را دیدند؟
چرا تغییر پارادایم فقط در همان بعدی دیده شد که قریب به چهل سال تدریس کم دقت اندیشه های علم اقتصاد لیبرال در فهم بازار و نقش تعادل بخش قیمت و آزادی آن به خورد جوانان اقتصاد خوان داده میشود.
آیا تعمدی هست؟ آیا دقتی نیست؟
باید پارادایم را تغییر داد؟
الگوی سرمشق در توزیع عادلانه درآمد، حذف رانت زمین. رانت انتشار اعتبار و وام دهی به طبقه رانت جو، و زدن زیر میز اقتصاد لیبرال سرمایه داری است.
باید بردار نظامی، سیاسی و اقتصادی و نیز اجتماعی را برای نبرد هم جهت کرد.
از جنگ نظامی غرور افرین، تا تقدیم شهدای افتخار آفرین گرفته تا عدم استحاله در مقابل افراد یا دیدگاه هایی که همیشه با زبان تند در هر فرصت با طعنه و کنایه عقده گشایی میکنند و تحمل همراهان کوته نگر تا انتظار برای کشف شکاف امنیتی باید صبری جمیل داشت. جامعه نیازمند اقتصاددانان روزهای سخت برفی و بارانی است نه اقتصاددانان روزهای آفتابی.
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
رسانه ملی و حفظ سرمایه اجتماعی
یک یادآوری
رسانهها میتوانند با ترویج ارزشهای مشترک، ایجاد حس تعلق و همبستگی، و آگاهیبخشی در مورد مسائل اجتماعی، به تقویت سرمایه اجتماعی کمک کنند
باوجود دو دهه تجربه در سیاست و ارتباطات نکته ای ازباب مشورت عارضم که در کنار مجاهدت های اثر گذار رسانه ملی در جنگ تحمیلی اخیر ،دو آسیب موجب تضعیف سرمایه اعتماد ساز رسانه ملی می شود :
۱- غلبه نگاه کمی نگر به جای رویکرد کیفی نگر و مسابقه! در دعوت از کنش گران سیاسی درشبکه های مختلف رسانه ملی
۲-عدم تدقیق مولفه های گفتمانی رسانه ملی در شرایط فعلی برای مهمان ها و کنشگران سیاسی و اجتماعی
پیشنهاد :
در حال حاضر سه مولفه انسجام ملی و روحیه عزت ملی و امنیت ملی باید در گفتمان رسانه ملی برای مهمان ها برجسته شود و فضای گفتگوها در مسیر مولفه های زیر قرار گیرد :
-تقویت گفتمان مثبت و سازنده و امید بخش
-تحکیم ارزشهای مشترک ملی و فرهنگی، وتقویت حس تعلق و همبستگی در جامعه
-آگاهیبخشی و مقابله با اطلاعات نادرست
"امروز پیروزی یک طرف را توانایی او در گرفتن و رساندنِ پیام و روایت او از واقعیت، رقم میزند؛.... ما در این عرصهی مهم باید دقت و تلاش و ابتکار خود را مضاعف کنیم" پیام مقام معظم رهبری به همایش ۱۴۰۳رسانه ملی
#زندگی با قوت با تبیین حقایق
#رسانه ملی و خط مقدم جنگ
*عباسعلی رهبر استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
مکانیسم ماشه کاغذ پاره است فریب نخورید!(نکته)
۱- این روزها در پی تهدید سه کشور اروپایی فرانسه، انگلیس و آلمان، به استفاده از مکانیسم ماشه (بازگشت سریع تحریمها - Snap back) بار دیگر این ماجرا به یکی از مسائل روز تبدیل شده است و برخی از مسئولان محترم با نگرانی از آن یاد میکنند! بخوانید؛
روز ۲۲ خردادماه ۱۴۰۴، فرانسه، آلمان و انگلیس در بیانیهای تاکید کردند که ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد. آنها هشدار دادند در صورت عدم دستیابی به توافق رضایتبخش، فعالسازی مکانیسم ماشه را بررسی خواهند کرد!
روز ۱۲ تیرماه ۱۴۰۴ «ژان نوئل بارو» وزیر امور خارجه فرانسه با اشاره به بازداشت دو تبعه فرانسوی در ایران به اتهام جاسوسی، برای فعال نکردن مکانیسم ماشه شرط گذاشته و تاکید کرد که تصمیم فرانسه برای عدم اعمال مجدد تحریمها به آزادی «سیسیل کوهلر» و «ژاک پاریس» بستگی دارد!
روز ۱۷ تیرماه ۱۴۰۴ خبرگزاری رویترز به نقل از یک دیپلمات فرانسوی نوشت: «باید به توافق هستهای جامعی با ایران دست پیدا کنیم که منافع امنیتی اروپا را تضمین کند، در غیر اینصورت، تروئیکای اروپایی مکانیزم ماشه را فعال خواهند کرد»! همان روز، دیوید لمی وزیر امور خارجه انگلیس گفت: «اگر ایران در عقبنشینی از برنامه هستهای خود جدی نباشد، سه کشور اروپایی بریتانیا، فرانسه و آلمان میتوانند تحریمها را بهطور ناگهانی برگردانند که به معنای درد و رنج بیشتر برای ایران خواهد بود»!
و ...
۲- تهدید اروپا به استفاده از مکانیسم ماشه که متاسفانه با نابلدی تیم مذاکرهکننده دولت آقای روحانی در بند ۳۷ برجام جای گرفته بود. در عمل، فاقد اعتبار و یک تهدید توخالی است. چرا که برجام بعد از خروج آمریکا از اعتبار افتاده است و دیگر وجود خارجی ندارد. توضیح آن که؛ برجام یک توافق جمعی است که در یکسوی آن جمهوری اسلامی ایران و در سوی دیگر ۶ کشور موسوم به ۱+۵ قرار دارند. یعنی در دو سوی این توافقنامه، دو واحد قرار گرفتهاند، یکی از این دو واحد، ایران است و مجموعه ۶ کشور۱+۵، طرف دیگر این توافق است. تعبیر «all together» که در برجام آمده است نیز به مفهوم و معنای «همه با هم» است. بنابراین از آنجا که با خروج آمریکا از برجام، دیگر همه اعضاء حضور ندارند، برجام اعتبار حقوقی خود را از دست داده و دیگر وجود خارجی ندارد. زیرا مجموعه اعضای برجام باید باشند تا برجام از حیات قانونی برخوردار باشد. به بیان دیگر توافقنامه برجام میان ایران و تکتک ۱+۵ منعقد نشده است که با خروج یک عضو، همچنان معتبر باشد، بلکه ۶ کشور موسوم به (۱+۵)، به اتفاق یکدیگر و در مجموع یک عضو (واحد) دیگر توافق هستند و اکنون با خروج آمریکا از برجام، واحد مقابل نقض شده و برجام از اعتبار قانونی افتاده است.
۳- تروئیکای اروپا به قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل استناد میکند(!) و حال آن که قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت عنوان تضمین برجام را داشته است ولی آمریکا از برجام خارج شد و این حرکت آمریکا نقض آشکار قطعنامه ۲۲۳۱ بود. اما، نه شورای امنیت سازمان ملل، نه کشورهای اروپایی و نه حتی دولت آقای روحانی در مقابل نقض توافقنامه یاد شده هیچ اعتراضی نکردند! و با این حال، به جای آن که آمریکا و تروئیکای اروپا مورد بازخواست قرار بگیرند، در موضع طلبکار! نشسته و خواستار استفاده از مکانیسم ماشه علیه ایران شدهاند!
۴- و اما، انتظار آن است که وزارت محترم امور خارجه کشورمان با استناد به مستندات حقوقی یاد شده، بیاعتباری برجام را برای مجامع بینالمللی و مخصوصاً شورای امنیت سازمان ملل اعلام کند و به حریف اجازه ندهد مکانیسم ماشه را از متن این توافق که با خروج آمریکا به کاغذ پاره شبیه است، بیرون آورده و در اوج وقاحت (و البته بیتدبیری ما) با این تفنگ بیفشنگ جمهوری اسلامی ایران را تهدید هم بکند!
حسین شریعتمداری تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جزئیات جدید و منتشر نشده از نحوه تجاوز نظامی اسرائیل به ایران
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
🔸بازجویی موساد از کارکنان اینترنشنال؛ سناریوی نفوذ اطلاعاتی ایران جدی شد
🔹در روزهای اخیر، گروه هکری حنظله در یک اطلاعیه، خبر از هک کامل شبکه ایران اینترنشنال داده و تصاویری از این عملیات سایبری منتشر کرد. شبکه اینترنشنال نیز در واکنش به این خبر، تایید کرد که هدف حمله سایبری قرار گرفته است.
🔹اما اطلاعات جدیدی که به کانال تلگرامی صابرین نیوز رسیده نشان میدهد موساد، تنها هک را عامل دسترسی ایران به اطلاعات این شبکه نمیداند. این نهاد امنیتی معتقد است که بخش عمدهای از این اطلاعات از طریق نفوذ عوامل وابسته به دستگاه اطلاعاتی ایران جمعآوری شده است.
🔹این موضوع به حدی جدی شده که فضای امنیتی این شبکه در حال حاضر تحت کنترل کامل موساد قرار دارد. گزارشها حاکی از آن است که در روزهای گذشته، تعدادی از کارکنان این شبکه تحت بازجویی قرار گرفتهاند و تمامی ابزارهای ارتباطی و تماسهای اعضای اینترنشنال توسط موساد مورد بررسی دقیق قرار گرفته است. این روند تا شناسایی عامل یا عوامل نفوذی ادامه خواهد داشت.
🔹در ماههای اخیر، رسانههای عبری به نقل از شاباک گزارش دادهاند که سطح نفوذ ایران در سرزمینهای اشغالی بسیار بالاست. برخی از شهروندان صهیونیستی نیز در ازای دریافت پول، اقدام به جمعآوری اطلاعات برای ایران کردهاند. به نظر میرسد ترس موساد از قدرت نفوذ دستگاه اطلاعاتی ایران یکی از دلایلی است که آنها نمیتوانند هک را تنها دلیل دسترسی ایران به اطلاعات این شبکه تروریستی بدانند.
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
♦️جزئیات حملۀ به جلسۀ شورای عالی امنیت ملی
🔹پیش از ظهر روز دوشنبه ۲۶ خرداد، در حالی که جلسه شورایعالی امنیت ملی با حضور روسای سه قوه و دیگر مقامات ارشد در طبقات زیرین یک ساختمان در غرب تهران درحال برگزاری بود، حمله آغاز شد.
🔹مدل این حمله مشابه عملیات ترور شهید سیدحسن نصرالله طراحی شده بود. مهاجمان با شلیک ۶ بمب یا موشک، ورودیها و خروجیهای ساختمان را هدف قرار دادند تا مسیرهای فرار را مسدود و جریان هوا را قطع کنند.
🔹پس از انفجارها، برق طبقه قطع میشود اما مسئولان با استفاده از یک دریچه اضطراری، خود را به بیرون از ساختمان رساندند. برخی از مسئولان از جمله رئیسجمهور در حین خروج دچار جراحت در ناحیه پا شدند.
🔹با توجه به دقت اطلاعاتی که دشمن برای این حمله داشته، احتمال وجود عامل نفوذی در حال بررسی است. این موضوع نشان میدهد که دشمن از هر ابزار ممکن، حتی ترور مقامات عالیرتبه، برای ضربهزدن به امنیت ملی ایران استفاده میکند./ فارس
▪️ تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
توئیت دکتر عبدالله گنجی فعال سیاسی و استاد دانشگاه:
تصور کنید صهیونیست ها و آمریکا به جلسه شورای عالی امنیت ملی ایران حمله هوایی کرده اند.حتی پای رئیس جمهور ما جراحت برداشته(حمله ناکام).
همچنین ، نتانياهو و ترامپ رهبر ما را تهدید به ترور کردند و وزیر جنگ صهیونیست ها رسما گفته برای ترور رهبری اقدام کردیم و نشد.
حالا یک مرجع تقلید که نه قدرت عرفی دارد و نه سلاح و نه ذیل حکومت است یک فتوای محاربه مشروط داده است.چند روز است از خود نتانياهو تا رسانه های غرب این فتوا را به عنوان یک فاجعه که خلاف قوانین بینالمللی است برجسته می کنند.
قانون_جنگل
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
دکتر عباس اسدی:
گفت و گوویژه
اسدی: اسرائیل فلان نقطه را بمباران کرد روزنامهنگاریِ جنگ نیست
در شرایط جنگ شما باید به دنبال تولید فیک نیوز، اخبار جعلی یا شایعه باشید
۲۲ تیر ۱۴۰۴
بنتالهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – عباس اسدی، دانشیار و مدیر گروه روزنامهنگاری در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است. پس از جنگ ۱۲ روزه فرصتی شد تا در خصوص عملکرد روزنامهها در حوزه روزنامهنگاری جنگ، ابعاد و چالشهای آن، گفتوگویی با دکتر اسدی داشته باشیم.
شناخت جنگ و فنون روزنامهنگاری؛ پیشنیاز روزنامهنگاری جنگ
او درباره ماهیت روزنامهنگاری جنگ گفت: «روزنامهنگاری جنگ یکی از شاخههای روزنامهنگاری بحران است؛ اما به طور مستقل میتوان راجع به آن صحبت کرد. فعالان این حوزه روزنامهنگاری، حوزه جنگ، انواع جنگ، تاریخچه، جامعهشناسی، ابعاد و شاخصهای مختلف جنگ را به طور کامل میشناسند. همواره با متخصصان، کارشناسان و صاحبنظران این حوزه در ارتباط هستند و همواره به جستجوی اطلاعات میپردازند. در تلاش هستند تا جنگهای پیشرو را پیشبینی کنند و اگر جنگی رخ میدهد به نحو مناسب پوشش میدهند تا مورد استفاده مخاطبانشان قرار بگیرد و پیشبینیها و اطلاعاتی که میدهند متناسب با مخاطبان خاص خودش باشد. آنها علاوه بر اینکه جنگ را میشناسند، روزنامهنگاری را نیز میشناسند.»
جریان موازی جنگ روانی و فیزیکی در رسانهها
نویسنده کتاب «روزنامهنگاری در جهان معاصر» درباره ابعاد روزنامهنگاری جنگ افزود: «روزنامهنگاری جنگ دو بُعد دارد؛ یکی پوشش اخبار جنگهای فیزیکی است، بُعد دیگر به جنگهای روانی مربوط میشود. جنگ فیزیکی و نظامی در شرایط خاص اتفاق میافتد؛ اما در مورد جنگ روانی میتوان گفت که همیشه در جریان است. به عبارتی جنگ روانی در رسانهها راه میافتد تا جنگ فیزیکی هم رخ دهد؛ یعنی ابتدا جنگ روانی توسط روزنامهنگاران و در رسانهها زمینهسازی میشود، جنگ فیزیکی و نظامی هم به دنبال آن رخ میدهد. وقتی که جنگ نظامی رخ داد، جنگ روانی و فیزیکی به موازات هم پیش میروند. به عبارتی روزنامهنگاری جنگ را میتوانیم اینطور تقسیمبندی کنیم: روزنامهنگاری قبل از وقوع جنگ، در حین جنگ و پس از وقوع جنگ؛ یعنی در این سه حالت، روزنامهنگاری کار خودش را انجام میدهد. به عبارتی روزنامهنگاری جنگ، فقط در مقطع جنگ اتفاق نمیافتد؛ به عنوان مثال بین امریکا و ویتنام سالهاست که جنگ تمام شده اما میبینیم که هنوز آثار و ابعاد آن در رسانهها منتشر میشود. هنوز در سالگرد انواع جنگهایی که در تاریخ رخ داده، پوشش خبری توسط رسانهها انجام میشود و ابعاد تازه کشفشده از خسارتها و نوع تسلیحاتی که وجود داشته پوشش داده میشود.»
عبور از اطلاعرسانی به سمت تحلیل
اسدی در توصیف روزنامهنگاران جنگ گفت: «روزنامهنگارانی هستند که در حوزه جنگ متخصص و صاحبنظر شدهاند. هر کسی نمیتواند در این حوزه ورود کند مگر اینکه در آن زمینه مطالعات گسترده و عمیق داشته باشد. در حالی که میبینید در کشور ما کسانی که اخبار جنگ را پوشش میدهند متاسفانه هیچ شناختی از جنگ نظامی و روانی مانند تکنیکها و فنون ندارند و راهبردهای جنگ را نمیشناسند .در کشور ما مثلا اطلاعرسانی میکنند که به فرض اسرائیل فلان نقطه را بمباران کرد، این روزنامهنگاری جنگ نیست. در روزنامهنگاری جنگ باید بتوانید ضمن اینکه خبر میدهید تحلیلهای اختصاصی بدهید و مطالب منحصربهفرد منتشر کنید، به طوری که رقبای شما به آن تفسیرها و تحلیلها دسترسی ندارند. این اخبار یکی دو خطی که به فرض از بمباران یک نقطه منتشر میشود به خبرهای فوری معروفند، گاهی حتی اخبار تکمیلی هم منتشر نمیشود. در این صورت مخاطب رسانه یا از پیگیری خبر منصرف میشود یا به دنبال راهی میگردد تا به اخبار تکمیلی دست پیدا کند.»
سرویس جنگ، مفقود در رسانهها
نویسنده کتاب «تاریخ سیاسی مطبوعات معاصر» در تشریح وضعیت حاکم روزنامهنگاری جنگ در حال حاضر گفت: «در کشور ما روزنامهنگاری جنگ وجود ندارد و علی رغم اینکه هشت سال جنگ تحمیلی داشتیم نتوانستیم در این مدت خبرنگار جنگ تربیت کنیم. سرویسهای مرتبط با روزنامهنگاری جنگ نداریم. ممکن است بگویند ما جنگی نداشتیم پس به سرویس جنگ نیاز نداشتیم؛ اما جنگ صرفاً به صورت فیزیکی اتفاق نمیافتد و جنگ روانی همیشه وجود دارد. در کشور ما در طول ۴۵ سال گذشته همیشه جنگ روانی وجود داشته و باید سرویسهای مرتبط با جنگ تعریف میکردیم که متاسفانه این اتفاق رخ نداده است. همیشه مردم ما اخبار حین جنگ را میخواندند و قبل و بعد از جنگ را پوشش نداده شده است.
این نشان میدهد روزنامهنگاری جنگ در کشور ما هنوز شکل نگرفته است. فعالان در حوزه روزنامهنگاری جنگ، جنگ را بلد نیستند و صرفاً به تکنیکهای روزنامهنگاری مسلط هستند یا جنگ را به خوبی بلدند اما به تکنیکهای روزنامهنگاری مسلط نیستند. افرادی که فنون روزنامهنگاری را بلدند و جنگ را میشناسند اندک و انگشتشمار هستند و نمیتوانند دیده شوند. نکته بعدی این است که ما در ایران روزنامهنگاری را به تکنیک تقلیل دادیم اما روزنامهنگاری فقط تکنیک نیست. روزنامهنگاری یعنی شناخت و پرداختن به سوژه و تبیین آن، همچنین متقاعد کردن مخاطب با تکنیکها و غیره. در حالی که روزنامهنگار باید تولید کند و صرفاً استفاده ماهرانه از قالب کافی نیست و آن بینش پشت سوژه بسیار مهم است.»
تغییر مفهوم اخلاق حرفهای در زمان جنگ
دانشیار دانشکده علوم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبایی در پایان درباره مسئولیت حرفهای روزنامهنگاران در زمان جنگ نیز گفت: «دروازهبانی خبر یک مفهوم کلیشهای است. در واقع دروازهبانی خبر در روزنامهنگاری جنگ با خبرنگاری در حوزههای دیگر تفاوتی ندارد. اما نوع اطلاعاتی که در اینجا انتخاب و گزینش میشود ممکن است متفاوت باشد. ما نمیتوانیم با معیارهای روزنامهنگاری معمول به سراغ روزنامهنگاری جنگ هم برویم. به عبارتی در شرایط جنگ شما باید به دنبال تولید فیک نیوز، اخبار جعلی یا شایعه باشید. در زمان جنگ باید سانسور و خودسانسوری اتفاق بیفتد. شرایط جنگی ایجاب میکند که این مدل کار کنید. در زمان جنگ نباید هر اخباری را منتشر کنید؛ به عنوان مثال وقتی یک نقطه بمباران شد اگر اطلاعات دقیقی از خسارات بدهید، در حالی که دشمن نمیداند چه خسارتی به بار آمده، این امر اشتباه است. زیرا ممکن است برای اهداف بعدی خودش از این اطلاعات استفاده کند. در شرایط جنگی پنهانکاری و غیراخلاقی رفتار کردن باید یک اصل باشد. در زمان جنگ نباید از اخلاق حرفهای روزنامهنگاری استفاده کنید و باید کنار گذاشته شود. در شرایط جنگی وقتی دشمن شما را میکوبد، شما هم باید او را بکوبید. کدام اخلاق و کدام مسئولیت حرفهای اهمیت دارد؟ نمیتوانید بگویید من به اخلاق و مسئولیت اجتماعی پایبندم. شما موظفید در راستای تامین امنیت ملی و تامین جان مردم باید از اخلاق عدول کنید.»
https://t.me/abbasassadi2
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
عقلی سیاسی و بصیرت ترکیبی در همدلی با رسانه ملی در شرایط امروز
سوال مهم این است که چرا در جنگ اخیر در کنار حمله رژیم کودک کش به فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته ای و تخریب خانه های مردم
،شیطان اکبر (با دست رژیم جعلی) به رسانه ملی تهاجم گسترده ای کرد ؟و تعدادی ازاهالی رسانه ملی را شهید و مجروح نمود که نشان دهنده خط مقدم بودن رسانه ملی در این جنگ هویتی است.
در این شرایط حساس و جنگی ،بصیرت واقعی حکم می کند که سیاست ورزان کم آشنا با سیاست، خط مقدم جبهه جنگ ترکیبی را تخریب نکنند و در صورت لزوم نقدهای مشفقانه خود را در پنهان به رسانه ملی رسانند نه اینکه در آشکارا کلی گویی های غیر مستند کنند و اتهام ظنی به عملکرد رسانه ملی در فضای غبارآلود امروز زنند .
در کنار قوت ها ،حتما رسانه ملی دارای ضعف هایی است اما انسان عاقل و بصیر در فضای جنگی و با استفاده از تریبون عمومی چیزی نمی گوید که خط مقدم را تضعیف نماید مگر آنکه . .....
چه مناسب رهبر معظم انقلاب فرموده است :
"بصیرت یعنی گم نکردن راه، اشتباه نکردن راه، دچار بیراهه ها و کجراهه ها نشدن، تأثیر نپذیرفتن از وسوسه خناسان و اشتباه نکردن کار و هدف." ۱۳۹۰/۱۰/۱۹
#زندگی با بصیرت و یاد شهدای رسانه
*عباسعلی رهبر استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
سفاهت سیاسی
سفاهت در لفت به معنی بلاهت و بی عقلی است، لکن در حقوق به معنی فقدان عقل معاش به جهت نقص یا ضعف عقل در تشخیص منافع و مضار معامله حقوقی است. سفیه قدرت اداره اموال معقولانه خود را ندارد و اعمال حقوقی وی به تنهایی موجب ضرر ایشان است. بر همین مبنا، مقنن در جهت حمایت از سفیه، ضمیمه شدن اذن یا اجازه شخص با صلاحیت در قالب ولی را نیازمند صحت معاملات حقوقی وی قرار داده است که به حجر حمایتی نیز تعبیر می شود.
سفاهت نه تنها از جنبه حقوقی بلکه می تواند در حوزه های مختلف از جمله امور سیاسی هم صادق باشد. سفیه سیاسی، فاقد عقل معاش در حوزه دیپلماسی است و نمی تواند به درستی مسائل و امور سیاسی را به ویژه در شرایط خاص که نیازمند تصمیم گیری درست و خردمندانه است، تشخیص و مآلاً انجام دهد. تشخیص سفیه مانند مجنون به سادگی امکان پذیر نیست. زیرا سفیه تنها فاقد عقل معاش است ولی وضعیت های دیگر ایشان دچار نقص عقل نیست ولذا سفیه ممکن است نویسنده یا سخنران خوبی باشد که حتی با صحبت های مقطعی و البته زودگذر، احساسات مستمعین خود را به قلیان و هیجان درآورد. بنابراین نباید فرض کرد سفیه مانند مجنون از عمده توانایی عقلی بی بهره است.
نمونه های متعدد از این نوع سفاهت سیاسی بعضاً توسط برخی که متصدی پست های حساس و سیاسی مهم مانند وزارت، نمایندگی مجلس، قضاوت یا ریاست جمهوری قابل مشاهده است. اگر اعمال سفهی از مسولی به طور مکرر سر زند، بی تردید، دیگر صلاحیت تصدی به پست مرتبط را ندارد. اما سوال مهم این است سفاهت سیاسی چگونه قابل شناسایی است تا از تصدی به امور فوق توسط مراجع نظارتی باز داشته شود؟ در امور حقوقی ضرر فاحش ملاک تقریباً مناسبی برای تشخیص عمل سفاهتی است. یعنی اگر در داد وستد تجاری، آنچه که داده می شود با آنچه که ستانده می شود، تفاوت فاحشی داشته باشد، این عمل سفهی است. در امور سیاسی، منافع ملی می تواند شاخصه قابل قبولی برای ارزیابی اعمال سفاهتی باشد.
تشخیص، حفظ و ارتقا منافع ملی نیازمند دانش، تدبیر و عمل به موقع است و از مسئولان انتظار می رود در این جهت گام بردارند. لکن برخی اوقات چنین نیست و اعمال معارض منافع ملی به طور مکرر استمرار می یابد.
برای مثال، مبرهن است، اعتماد و اتکال به دشمن، مصداق بارز نادیده گرفتن منافع ملی کشور است. صرفنظر از اینکه نباید به دشمن اعتماد می شد و تجربه نیز به طور مکرر گویای بدعهدی آمریکا است، توافقی به نام برجام انجام شد، ولی نه در متن توافق و نه پس از آن، منافع ملی در نظر گرفته نشد. توافق برجام شباهت زیادی به قرارداد الحاقی در حقوق دارد که تنها منافع طرف مقابل در آن درج شده و به عکس، تمام حقوق یا امتیاز ایران، معطوف به پیوستن به آن است آنهم به تصور واهی رفع سایه جنگ از کشور! با یک جستجو ساده در فضای مجازی، گزاف گویی برخی از مسولان ارشد وقت نظام مبنی لغو بالمره تمام تحریم ها با امضای برجام یا رفع سایه جنگ علیه ایران یا ترجمه کذب تعلیق به جای لغو و .... مصداق بارز نادیده گرفتن منافع ملی کشور است.
حال این سوال مطرح است که بنظر شما این اعمال مصداق عمل سفاهتی نیست؟
پس از توافق برجام، به خاطر دارم در نشست شورای راهبردی روابط خارجی یک کارشناس حوزه امریکا از ظریف وزیرخارجه وقت پرسید که شخصی به نام ترامپ وارد کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری شده و اعلام کرده است در صورت پیروزی، قرارداد برجام را پاره خواهد کرد. آیا شما برای این وضعیت فکری کرده اید؟
به جای پاسخی متقن به سوال هوشمندانه این استاد دانشگاه مبنی بر اتخاذ راهکارهای احتمالی متقابل، بنظر شما پاسخ مسئول وقت که الان هم بسیاری از سیاست خارجی دولت فعلی تحت شعاع ایشان است، چه بود؟ یک کلام، هیچ کس نمی تواند این توافق را برهم زند!
حال سوال من این است: بنظر شما این عمل می تواند مصداق عمل سفاهتی تلقی گردد؟
بسیاری از آحاد مردم جامعه هنوز متوجه نشده اند که سوگلی برجام چه بوده است؟ که هنوز هم بر احیای لاشه متعفن آن اصرار می شود؟!
اما توافق، و ما ادراک توافق! تو چه دانی که چه نعمت هایی توافق به همراه خواهد داشت؟!
توافق ممکن است برای رفع نیازی از نیازهای کشور منعقد شود. لذا سوال مهم این است که توافق برای چی؟ موضوع توافق چیست؟ طرف توافق کیست؟ هنوز هم مشخص نیست موضوع توافق با آمریکا که در دولت فعلی شروع شده، چیست؟ آیا توافق برای توافق است! در خصوص موضوع توافق بسیار صحبت شده است ولذا در فرصت اندک، شاید اشاره به اطراف توافق شنیدنی تر باشد. توافق دو طرف دارد: ایران و آمریکا.
پس طرف اصلی توافق، دشمن قسم خورده ایران است که جز به تجزیه ایران راضی نخواهد شد. توافق با آمریکایی که نه تنها پس از انقلاب اسلامی، بلکه مدتها پیش از آن به ویژه در کشتار سران نهضت ملی مانند دکتر فاطمی و سرنگونی دولت مردمی مصدق جنایت هولناکی در ایران انجام داده است، آنهم در صورت اعتماد کامل دکتر مصدق نخست وزیر وقت به آمریکا!
اعتماد به آمریکایی که در جنک 8 ساله تحمیلی به همراه شرکای مجرم اروپایی خود، در حمایت از صدام، تمام تلاش خود را برای به خاک و خون کشیدن این مرز و بوم و شهادت بهترین جوانان آن، بکار بست.
توافق با آمریکایی که اقدام به ساقط کردن هواپیما مسافربری ایرانی در فراز خلیج فارس نمود و از فرمانده ناو حمله کننده خود عین یک قهرمان فاتح استقبال کرد!
توافق با آمریکایی که با نقض تمامی قوانین و قواعد حاکم بر به اصطلاح حقوق بین الملل، تحریم های یکجانبه علیه ایران و سایر کشورها وضع کرده و می کند.
توافق با آمریکایی که رئیس جمهور فعلی آن که دارای شخصیت چندگانه است، شخصاً دستور ترور سردار محبوب و پرافتخار ایرانی حاج قاسم سلیمانی را در فرودگاه بین المللی بغداد صادر و این عزیز ملت را ناجوانمردانه به شهادت رساند.
توافق با آمریکایی که به هیچ یک از قوانین و قواعد حاکم بر به اصطلاح حقوق بین الملل اعتنایی ندارد و حتی نسبت به تحریم و تهدید قضات دیوان بین المللی دادگستری صرفاً به علت صدور حکم بازداشت نخست وزیر رژیم جعلی و کودک کش صهیونیست اقدام کرده و با آغوش باز برای این مجرم تحت تعقیب بین المللی فرش قرمزی از خون زنان و کودکان بی گناه فلسطینی پهن کرده است. حقیقتاً توافق با چنین شخصی، بیشتر به یک شوخی مضحک و البته تلخ شباهت دارد. آیا اعتمادی به تعهد احتمالی طرف مقابل است؟ چه ضمانت اجرایی برای نقض عهد وجود دارد؟ پیشاپیش نتیجه چنین توافقی معلوم است. زیانی بر زیان های گذشته و نادیده گرفتن منافع ملی.
آیا نباید تردید کرد شیفتگان توافق دچار سفاهت عقل شده اند حتی در بعد حقوقی؟!
اما، ما ادارک توافق!
مکرر از طریق امپراطوری رسانه خارج و داخل، گفته شده و می شود، توافق نشود، لامحاله جنگ می شود. اتفاقاً تجاوز و جنگ در زمانی واقع شد که توافقی به نام برجام منعقد شده بود. این چه ادبیات خفت باری است که برخی دارند. برای تناقضی گویی و اعمال سفاهتی نیازی به کنکاش در سالهای نه چندان دور دهه 90 نیست. اخیراً معاون سابق رئیس جمهور ایران که برخلاف قوانین به این سمت گمارده شد، در نشستی همانند نشست های سابق خود مطالب بی پایه و نابخردانه به این مضمون ابراز و اعلام کرد: اگر فلانی رای آورده بود، ما الان در وسط جنگ بودیم!! و نتیجه گرفت که به واسطه پیروزی رئیس جمهور فعلی، سایه جنگ از سر کشور رفع شده است.
الحمدالله جنگی اتفاق نیفتاد و الان هم در وسط جنگ نیستیم؟! به این همه نبوغ سیاسی باید احسنت گفت!!
متاسفانه صحبت و اعمالی از این دست زیاد است که بدون در نظر گرفتن منافع ملی هنوز هم به طور مکرر قابل مشاهده است. پیام ذلت گونه برای توافق و مذاکره در حالی که هنوز اجساد مطهر شهدای ما در تجاوزی که رژیم منحوس و مجرم بالفطره صهیونسیتی و پدرخوانده جنایتکار آن، از زیر آوار خارج نشده بودند، به چه معنا تعبیر می شود؟! پیام ضعف، ثمره ای جز گستاخ تر کردن دشمن نتیجه دیگری به همراه ندارد. قطعاً ما در اقتصاد دچار مشکل هستیم. قطعاً توان دفاعی ما همانند قدرت آفندی و حمله ما نیست ولی آیا لازم است که مرتب سیگنال های ترس به دشمن مخابره شود؟!
حال سوال من این است: بنظر شما این گفتار و اعمال مصداق عمل سفیهانه نیست؟!
به فرموده مولای متقیان و امیر سخن حضرت علی(ع)، آنچه از علم بهتر است، تجربه است. همین یک کلام کافی است که ما را از بسیاری اعمال باز دارد. تجربه بدعهدی، کارشکنی، خیانت، تجاوز در عین انجام مذاکره، تحریم و تحریم در عین تمایل به مذاکره یا در اثنای آن، به چه معنا است؟ دشمن جز به تسلیم و تجزیه ایران در جهت هژمونی رژیم کودک کش صهیونیستی به هیچ چیز دیگری راضی نمی شود. متعجبم که چرا پیام های صریح دشمن، از سوی برخی ها درک نمی شود!
حال سوال من این است: بنظر شما عدم درک اعمال و پیام های مکرر صریح دشمن، مصداق عمل سفاهتی نیست؟!
در پایان برای اینکه ذائقه شما از این همه اعمال نابخردانه یا سفاهت سیاسی تلخ نگردد، به لطیفه ای بسنده می کنم. به شخصی اطلاع دادند، پدرتان فوت کرده است، اما فرزند در پاسخ و به طور مکرر گفت، نه، یک چیزی شده که شما قصد ندارید به من اطلاع دهید! عدم پذیرش واقعیت ها حاکم بر روابط سیاسی از سوی برخی، قابل درک نیست و در خوشبیانه ترین فرض، سفاهت سیاسی است.
دکتر اسکویی استاد حقوق
تفسیر نیوز|https://eitaa.com/commentary