○•°بیدِ مَجنون°•○
هیچ وقت اعتماد به نفس کافی برای ویس گرفتنو پیدا نمیکنم وگرنه تک تک این نوشته ها رو براتون میخوندم🙏🏼
در واقع ویس های منو فقط قاصدک تحمل میکنه🤣
هدایت شده از ☆ رُز آبی ...☆
اجازه بدید در مورد نوشته ها و آثار فاخر بانو مک فادن یه چیزایی بهتون بگم.
درسته که بعد از خوندن یکی دوتا از رمان های فریدا تقریبا قلق کار دستتون میاد و حقه هاش رو میشه، در واقع اگه از لحاظ ساختمان داستانی نگاه کنیم فریدا مثل یه کارفرماست که همیشه یه مدل نقشهکشی و یه معماری تکراری رو پیاده میکنه اما مصالح هر بار فرق میکنه. این مربوط به شخصیتسازیه. در کل از نظر من شخصیتپردازی های قوی و جالبی داره، شخصیت پردازی در نگاه اول یه جورایی فقط توصیف ظواهره.(حالا چه مکانی چه شخصیتی) اما قطعا اینجوری نیست. دقیق ترش اینه که اخلاقیات کسی که قراره به عنوان یه نقش توی رمان پردازش بشه دقیقا تو تک تک کلماتش مشهود باشه. اما هنر واقعی اینه که یکم پیچیدهاش کنید. مثلا: یه شخصیت به وجود میاد که قراره نقش یه آدم شرور رو بازی کنه و بشه ویلن داستان اما در طول روند داستان اونو یه آدم درست و مثبت نشون بدید که خیلی خیلی بیگناهه. کلا تو اینجور ژانر ها ازین روش زیاد استفاده میکنن.
یه روش جالب که فریدا به طور واضحی در ازش استفاده میکنه اینه: هیچ وقت شخصیت اصلی داستان کاملا بیگناه نیست و جالبه بدونید اکثر وقت ها اینو تو صفحات آخر کتاب(*در واقع دقیقا صفحه آخر کتاب)به خواننده القا میکنه.[بخشدی، هیچ وقت دروغ نگو(گریه)، خدمتکار]
*اصولا هم، راوی اصلی نقش اصلی هم هست*
و نکته بعدی اینجاست...
مک فادن شخصیت پردازی های دقیقی داره که حتی اگه کاملا با حقه هاش آشنا باشی بازم اوایل رمان حدس های ناشیانهی توهم مانندی به واسطه قلم عجیبش دامن گیرت میشه.
جدای از شخصیت پردازی قوی، قلم جالب توجه و پایانبندی های جالب،خلاصه بخوام بگم بعد از چند جلد از آثارش واقعا قابل پیشبینی میشه اما جدا ارزش خوندن دارن، چون سبک نوشتاری جدید و قشنگی داره و از بارز ترین حقه هاش(*هاهاها اسپویل) اینه که مثل شخصیت هاش رفتار میکنه، یعنی همه چیزو نمیگه و اجازه میده تو دقیقا مثل کسی که از همه جا بیخبر مونده سرگردون باشی تااا جایی که بالاخره تصمیم بگیره افشا کنه. * اینجاست که حدس زدن قدم بعدیش جالب میشه*
و این هر بار متفاوته.
این تفاوت با کمک چند راوی بودن داستان ایجاد میشه؛ مثلا بخش دی اینجوری بود که راوی خودشم چیز زیادی نمیدونست و تنها برتری که نسبت به خواننده داشت این بود که از گذشته خودش به عنوان نقش اصلی خبر داشت. اما خدمتکار اینجوری بود که راوی خودشم از هیچی خبر نداشت و اواخر داستان با عوض شدن راوی و دیدگاه تازه از یه شخصیت اصلی دیگه همهچیز برملا شد.
گاهی وقتا تغییر راوی یکم رو مخه اما احتمالا این روش کار مورد علاقه مک فادنه مخصوصا توی رمان هیچ وقت دروغ نگو و دوستدار. بخش دی بیشتر پرش مکانی به گذشته و حال بود.
خلاصه که در آخر اینو بهتون بگم که برای شروع ژانر جنایی، معمایی، تریلر یا هرچی که میخواید اسمشو بذارید بنظرم رمان های فریدا مک فادن سرازیری خوبین.
* خودم هنوز درباره بقیه نویسندگان این عرصه خیلی تحقیق نکردم ولی اگر کتابای نویسنده های دیگه رو بخونم بازم میام براتون طومار مینویسم😂*
اما از اینو از من داشته باشید که پیشکسوتان اینجور داستان ها همیشه جالبن بانو آگاتا کریستی که اصلا وای...
* حتی تو بانگو هم شخصیت پرستیدنیای براش در نظر داشتن*
خلاصه که آره😔🤝
○•°بیدِ مَجنون°•○
ایتا ایتا ایتااااا چرا نمیفرستی اپ نارنجی زشت😭😭😭
یه کلیپ چند ثانیه ای بود نمذورت چیه سوپراپلیکیشن🤣 به خودت بیا خجالت بکش😔