✍ جفری اپستینِ جمهوری اسلامی به روایت عبدالله شهبازی /۱
بسم الله الخافض الشیاطین
#سعيد_امامی نمونهاي سرشناس از تظاهر افراطي به «دينمداري» و «اسلاميت» است. دوستان و حاميانش درباره زهد و پارسايي او داستانها ميگويند. مثلاً، زماني با دو جعبه، که يکي پر از کتاب بود و ديگري پر از خوراکي، و يک کيسه خواب به باغي رفت که در شراکت با دوست صميمياش حسين خدابخشي، با نام مستعار «علي بهشتي»، در کرج خريده بود. دستور داد تلفنهاي باغ را قطع کنند و هيچ کس به ملاقاتش نيايد. دو هفته در اين باغ ظاهراً به تنهايي «چلهنشيني» و رياضت کرد. ميگويند در اين دو هفته خوراکش روزانه مقدار کمي مغز گردو بود.
در مقابل، سه عضو اصلي تيم رسيدگيکننده به پرونده «قتلهاي زنجيرهاي» تصويري بهکلي متضاد از سعيد امامي به دست ميدهند. افراد فوق جوان و بيتجربه نيستند. هر سه در پنجمين دهه زندگي خودند و هر يک پيشينه مفصلي از فعاليتهاي خطير اطلاعاتي را در کارنامه خود دارند. يکي از آنان سالها تصدي معاونتهاي مهمي چون امنيت و ضد جاسوسي و بررسي را به عهده داشته، ديگري برجستهترين مسئول پرونده بوده و موارد بسيار مهم و حساسي را با موفقيت هدايت کرده و سومي مجربترين بازجوي شناخته شده در واحد اطلاعات سپاه پاسداران و سپس وزارت اطلاعات بوده است. از اينرو، نميتوان دعاوي آنان را، که تا به امروز بهرغم فشارهاي فراوان بر آن پافشاري ميکنند، بهکلي ناديده گرفت.
#شبکه_زیتون
https://www.shahbazi.org/pages/Services6.htm
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی
✍ جفری اپستینِ جمهوری اسلامی به روایت عبدالله شهبازی /۲
به ادعاي اعضاي گروه اطلاعاتي متولي پرونده «قتلهاي زنجيرهاي»، سعيد امامي پس از بازگشت از آمريکا (1364) بهتدريج در درون سيستم اطلاعاتي و امنيتي ايران محفلي «شيطاني» ايجاد کرد. اعضاي اين محفل بهطور پنهان، با هويت جعلي و از طريق ترکيه، به اسرائيل سفر کرده و سرويس اطلاعاتي اسرائيل (موساد) ايشان را آموزش داده بود. اعضاي محفل در جلسات دروني خود مراسم متداول در ميان شيطانپرستان و فرقههاي رازآميز مشابه را، مانند مناسک جنسي و خوردن گوشت انسان، انجام ميدادند. [96]
اعضاي گروه متولي پرونده «قتلهاي زنجيرهاي» مدعياند که «محفل سعيد امامي» بخشي از شبکهاي بود که [...] و اين شبکه بخشي از شبکهاي بزرگتر است که در بسياري از دستگاهها و نهادهاي ايران نفوذ دارد. به گفته اعضاي گروه اطلاعاتي متولي پرونده، زماني که [...] قطعيت يافت و در 12 آبان 1378 آن را به مراجع عالي ذيربط اعلام کرده و [...]، ناگهان پرونده به مسيري ديگر افتاد: هياهو و جنجالي بزرگ از سوي برخي عناصر در تمامي جناحها و محافل سياسي کشور و مطبوعات وابسته به آنها آغاز شد. به اين ترتيب، به بهانه «شکنجه» متهمان از ايشان سلب مسئوليت شد و سپس پرونده را مسکوت گذاردند. [بخشي از مطلب به دلايل موجه حذف شد. شهبازي]
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی
✍ جفری اپستینِ جمهوری اسلامی به روایت عبدالله شهبازی: داستان سعید امامی/ ۳
بر اساس اعترافات متهمان، دفينههايي نيز کشف و ضبط شد از جمله 620 هزار دلار و قريب به يک ميليارد تومان پول نقد و سلاحهاي متعدد از جمله دو قبضه موشک RPG18 که براي عمليات ضد زره به کار ميرود. [97] دفينههاي فوق هيچ ارتباطي با عمليات رسمي پنهان نهادهاي جمهوري اسلامي ايران نداشت و بهطور غيرقانوني در اختيار محفل بود. بخشي از درآمد شبکه از طريق ترانزيت مواد مخدر، زير نظر سعيد امامي، تأمين ميشد و وي حتي با هواپيماي فالکون به انتقال مواد مخدر از چاهبهار به تبريز و تهران ميپرداخت.
دستاوردهاي حيرتانگيز اين تيم، که ظاهراً براي برخي مسئولان عاليرتبه جمهوري اسلامي ايران قابل هضم نبود، به تعطيل شدن پيگيري اطلاعاتي پرونده «قتلهاي زنجيرهاي» و عقيم ماندن کشف ارتباطات خارجي «محفل سعيد امامي» و اخراج سه کارشناس عاليرتبه فوق از وزارت اطلاعات و منزوي کردن شديد ايشان انجاميد. اعضاي اين تيم به مبارزهاي نابرابر براي اثبات صحت دستاوردهاي خود دست زدند ولي راه به جايي نبردند. همزمان، از ميان صدها ساعت فيلمهايي که از کليه مراحل بازجوييهاي متهمين پرونده «قتلهاي زنجيرهاي» ضبط شده بود، فيلمي کوتاه و گزينش شده، و البته بسيار منزجرکننده براي مردم عادي که هيچگاه صحنه بازجوييهاي امنيتي را نديدهاند، به وسعت پخش شد که رفتار خشن بازجو با فهميه دري نوگوراني، همسر سعيد امامي، را نشان ميداد. از اين طريق، تمامي دستاوردهاي تيم فوق به شکنجه منتسب شد.
کساني که در متهم کردن تيم متولي پرونده «قتلهاي زنجيرهاي» به «شکنجه» و «اخذ اعتراف اجباري»، و از اين طريق بستن پرونده فوق، نقش اصلي ايفا کردند، خود در زمينه اخذ اعترافات اجباري پيشگام و داراي قساوتي مثالزدني بودند. آنان در ماجراي پرونده رهبران و کادرهاي حزب توده ايران، که دستگيري آنها از 17 بهمن 1361 آغاز شد، رويهاي چنان خشن در پيش گرفتند که منجر به قتل برخي از متهمان، مانند تقي کيمنش، در حين بازجويي شد. اين افراد در اواخر سال 1361 و اوايل سال 1362 موفق به اخذ اعتراف اجباري از رهبران حزب توده دال بر طراحي کودتا شدند. مسئله را به اطلاع امام خميني رسانيدند و ايشان آن را غيرقابل پذيرش و نادرست خواندند. اندکي بعد صحت گفته امام خميني به اثبات رسيد. [101]
براي من تلاش اين افراد، با اين سوابق، براي متوقف کردن رسيدگي به ابعاد اطلاعاتي پرونده «قتلهاي زنجيرهاي»، به بهانه خشونت در بازجوييها، معنادار بود. برايم روشن بود که ماجرا بر سر بيزاري از «خشونت» يا دفاع از حقوق انسانها نيست؛ هدف پنهان کردن رازهايي بود که تيم متولي پرونده در جريان تحقيقات طولاني خود، گام به گام و ناباورانه، بدان رسيده بود.
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی