چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم!
- #سعدی
گاه می پرسم: از خویش بی خویش
شاید آنجا در آن سوی سیلاب
خواب بی گریۀ سبز مرداب
برگ را با نسیم سحرگاه
گفت و گویی نبود و نبوده است
باز می گویم
ای چشم بیدار
پس دراین خشک سال ترانه
آن همه واژگان پر آزرم
بر لب لاله برگان صحرا
ترجمان کدامین سرود است؟
- #شفیعی_کدکنی
خون صاحب نظران ریختی ای کعبه حسن
قتل اینان که روا داشت؟ که صید حرمند
- #سعدی
loving is hard
dnot always work
sometimes is better
to let someone go!
نمیدونم شاعرش کیه ولی آموزنده ست
لباسشویی و دلشوره های معمولش
«که باز کف به لب آورده است دیوانه»
#میثم_داودی