eitaa logo
Let's criticize!
34 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
98 ویدیو
19 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
نیازهای روانشناختی یکی از منابع انگیزشن ینی به طور خلاصه شما با مدیریت علایقتون می‌تونید انگیزه تون رو مدیریت کنید و بنابراین سطح عملکردتون رو بالا ببرید.
یه سری درس‌ها هستن، یا مهارت ها که بهشون نیاز داریم ولی بهشون علاقه نداریم و بنابراین انگیزه نداریم که بریم سراغشون مثلا زبان خیلیا رو دیدم که از زبان متنفرن دلیلشم اینه که علاقه ندارن، بهره هوشی عالی، حتی هوش زبانی کلامی هم عالی، ولی زبان؟ نه ممنون یا ریاضی یه جوری از ریاضی متنفرن و توش افتضاحن شما فکر می‌کنی هوش ریاضی کلا ندارن در حالیکه خیلی چیزا می‌تونه به انگیزش مرتبط باشه
مثلا درباره همون مثال زبان انگلیسی دیرِ دیر اولین باری که یه دانش آموز با زبان مواجه میشه هفتمه نیازاشو در نظر بگیریم: شایستگی، ارتباط و خودمختاری نیاز به خودمختاری که اصلا برآورده نمیشه چون زبان یه درس اجباریه و هیچ حق انتخابی تو خیلی از مدارس وجود نداره در این مورد، حالا فرض کنید معلم زبان هم افتضاح باشه و نیاز به ارتباط هم برآورده نشه، سطح انتظارات معلم هم بالاتر از توان دانش آموز باشه و نیاز به شایستگی هم با خاک یکسان شه (مثلا تکالیف لیسنینگی که آنگولایی زبان ها خوندنش و اصلا مفهوم نیستن) حالا شما به من بگید آیا اینجا ما علاقه به زبان رو خواهیم داشت یا تنفر رو؟
طبعا علاقه مندی ایجاد نمیشه و چون نیازها ارضا نمیشن هیجان ناخشنودی در فرد به وجود میاد که کم کم با زبان تداعی میشه. ینی انقدر با هم همراه میشن که دیگه اسم زبان انگلیسی هم هیجان منفی تو طرف به وجود میاره اینجا یه یادگیری اتفاق میفته: زبان = ناخشنودی و عوامل تداوم باعث میشن با فرد بمونه از جمله عوامل تداوم اینه که در تمام پایه های بعدی هم زبان یه درس اجباریه و فرد توش احساس مفید بودن نمی‌کنه چون عملکردش ضعیفه، اینجا دیگه حتی اگر معلم آدم خوبی باشه به خاطر پایه ضعیفی که شکل نگرفته، باز هم عملکرد تصحیح نمیشه (خصوصا توی زبان و ریاضی که پایه مهمه)
حالا ما اومدیم یه راه حل بدیم🤣 برای کسایی که به اینجور درس ها نیاز دارن ولی علاقه و انگیزه ندارن: یادگیری زدایی اگر تداعی بین احساس ناخوشایند و زبان رو چندین بار پشت سر هم از بین ببرید و برعکس احساس خوشایند رو در کنار زبان تجربه کنید مشکل حل میشه. مثلا خودتون برید سراغ یه کتاب آموزش زبان تصمیم بگیرید ده تا لغت رو حفظ کنید و اون ده تا رو با موفقیت حفظ کنید بعضیا از خود همین موفقیت لذت میبرن و احساس خوشایند توشون ایجاد میشه، اگر شما از اینجور افراد نیستید می‌تونید به خودتون پاداش بدید، مثلا یه فنجون قهوه یا یه بسته پفک
یه چیزی رو حواستون باشه وقتی موتورتون روشن شد و ده تا رو حفظ کردید فک نکنید خب دیگه حیفه بذا ادامه بدم هر وقت خسته شدم میرم قهوه مو مینوشم چرا؟ چون تقویت (پاداشه) باید بلافاصله باشه من الان ده تا لغت حفظ کردم و همین الانم به خودم پاداش میدم، نه صد سال بعد وقتی داشتم از خستگی تلف میشدم، این بیشتر شبیه تقویت خستگیه تا تقویت حس خوب نسبت به زبان از طرفی کلا یاد بگیرید قانع و خوش قول باشید حرص زدن برای عملکرد بیشتر = فقدان عملکرد take it slow and easy
یه خاطره از آقای صفایی حائری بود در این باره، اگر پیداش کردم براتون میفرستم ولی مضمونش این بود که خودتونو تشنه نگه دارید، انقدر ادامه ندید تا بالا بیارید چون دقیقا اینجا یادگیری میشه این: زبان = بالا آوردن [ینی بعد از یه مدت زبان با حس بد خستگی مفرط تداعی میشه براتون] مثل من که انگیزش و هیجانو مساوی بالا آوردن می دونم. اگر خودتونو مشتاق نگه دارید، وقتی هنوز ظرفیت دارید دست بکشید دفعه بعد با احتمال بیشتری میرید سراغ اون کار
البته من خودم خیلی وقتا اینا رو رعایت نمیکنم 😂 دلیلشم اینه که انگیزشمو از جای دیگه تامین میکنم، خیلی وقتا نمی‌تونیم با قسمت خوش گذرون مغزمون راه بیایم چون به مقاصد مورد نظر نمیرسیم، مغز قسمت های فوق العاده قدرتمند و قوی دیگه ای هم داره ولی توصیه من به شما اینه که اگر تو زمینه انگیزش مشکل دارید از همین راضی نگه داشتن مغز خوش گذرونتون شروع کنید بعد بیاید تا برای قسمتایی که دیگه راضی نمیشه و شما نیاز دارید بشه که ادامه بدید بهتون راهکارای پیشرفته تر بدم😔
فعلا من بزرگترین مشکلم ثابت نگه داشتن سطح هوشیاریه مثلا همین الان اینا رو در سطح هوشیاری خیلی پایینی نوشتم بنابراین تا حدی فاقد انسجام و روانی همیشگیه یه نظریه وجود داره میگه کسایی که سیستم فعال ساز رفتاری ضعیفی دارن محرک های زیادتری برای هوشیاری نیاز دارن که در حقیقت همون برون گراهان من خیلی به درون گراها نزدیکم بازم وضعم اینه اگه یه های فانکشنال برون گرا بودم چی میشد الان خواب بودم قطعا