روز قبلشم یه جورایی داشتم بهش فک میکردم که من با بیش از حد مراقب بودنم و حفظ کردن یک وجهه مثبت نسبتا به هر قیمتی، دارم حق طرف مقابلو میخورم
ینی خب اون حق نداره هیچ کاری بکنه چون منم هیچ کاری نمیکنم و اگه اون احیانا هر اقدامی انجام بده مقصر میشه و خلاصه همه حسای بد میمونه برای اون
بعد یاد این افتادم که از بچگی همین بود
ما یه خانواده محافظه کاریم
هممون به جز یک نفر بسیار محافظه کار بودیم و برای همین اون یک نفر به طور دائم خارج از استانداردهای خودکنترلی حساب میشد و همیشه در حال سرزنش شدن بود
احتمالا تفاوت در ظرفیت تحمل هیجانه. ولی اگه کسایی که ظرفیت خیلی بالایی دارن از همه ظرفیتشون استفاده کنن، اونا که ظرفیت متوسطی دارن یه عالمه هیجان خواهند داشت که حق ندارن برون ریزی کنن چون ناشایسته
و اتفاقی که میفته اینه که اون هیجان های گوله شده که میتونستن فقط پذیرفته بشن، به شکلی بروز پیدا میکنن که یا این دفه واقعا ناشایسته یا صرفا سازنده نیست.
بعد تقصیر میفته گردن اونا
در حالیکه تقصیر گردن امثال منی که بیش از حد خودکنترلی داریم هم هست [اگه فرض کنیم تقصیر دیگه ای وجود نداره]
یک انسان عاقل دیگری چندی پیش بهم گفت چرا دعوا نمیکنی با دوستات 😔🤣
این حجم از استاندارد برای چیه؟
من خیلی فکر کردم به این قضیه
تقریبا از همون روز تا همین الان
و کم کم شواهد داره به نفع دعوا کردن افزایش پیدا میکنه 😔😂
اون روز گفتم که مردم اشتباهو بیشتر از بی نقصی ماشین وار دوست دارن؟
خب شاید اگه همه برون ریزی کنیم عادلانه تر باشه
ولی این حجم از اعتماد کردن بسیار سخت به نظر میرسه
باید بخشی از کنترلو واگذار کنم
و مطمئنم که الان آماده این کار نیستم
دری که بیست سال قفل بوده رو باید با احتیاط باز کرد و الا Fi دو ساله کل زندگیمو شخم میزنه و یه عالمه عواقب احمقانه به جا میذاره🤣
که البته باید بخشی از ریسکو بپذیرم، بدون تمرین کردن و گند زدن هیچ وخ راه رفتن یاد نمیگیره
چند وقت پیش تو یه مصاحبه ای فهمیدم قشر وسیعی از افراد از این تریک مقصر نشدن استفاده میکنن
ولی یه تفاوت ریزی بینشون هست
اونایی که هوشمندی بین فردی خیلی بالایی دارن، این کارو با سیاست بیشتری انجام میدن که طبیعتا به داشتن وجهه مثبت تر ختم میشه
مثلا بابت چیزهای امن عذرخواهی میکنن، (این بنده خدا بابت اینکه یه نفر بی اطلاع نیومده سر کار و این چون نمیدونسته سفارش غذای اون یه نفرو کنسل نکرده عذرخواهی کرد، که اصلا تقصیر اون نبود)
این حرکت باعث میشه کمتر تو چشم باشه که هفت بیست و چهار به فکر تبرئه بودنن.
اونایی که هوشمندی بین فردی پایین تری دارن خب واضح تره که از تقصیرا فرار میکنن
باز اینا هم دو دسته ن
یه دسته شون خیلی متقاعد کننده ن و هر وقت دستشون رو شد میتونن ثابت کنن مقصر نبودن
یه دستشون خب دیگه وضعشون خیلی افتضاحه و از شیش کیلومتری معلومه کورن 😔😂
شبیه تفاوت مقیاس k و l تو MMPI میمونه