eitaa logo
Let's criticize!
34 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
96 ویدیو
19 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
"احساس میکنم یه ربات کنترل از راه دور خرابم" واقعا انگاری تو بدن اشتباهی زندانی بودن
عه میبینم که تولد نیکه تولدت مبارکککک🥲
خب سی تا درس مونده بیاید ماعم روزشمار داشته باشیم روزی دو درس میشه پونزده روز تااا 19 آبان
📪 پیام جدید یه بار درمورد کودکان تیزهوش حرف زدی میتونی فیلم gifted رو ببینی
هدایت شده از GoodBitxh
موقع رانندگی اصن به گوشیتون دست نزنید یه قدمی عزرائیل وایساده بودم😂😐
Let's criticize!
موقع رانندگی اصن به گوشیتون دست نزنید یه قدمی عزرائیل وایساده بودم😂😐
انقد مامانم وسط رانندگی بهم زنگ زد که دیگه عادت کردم😔😔🤣
وقت کردید یه کمم باهام حرف بزنید دلم براتون تنگ شده
بیاید راجب کتاب آگاتا جادوگر سفید حرف بزنیم
ترکیبی غیر استادانه از هری پاتر و نسبتا استادانه از مجستریوم بود به نظرم مثلا چوب دستیا رو به چاقو تغییر داده بود و مغازه چاقو فروشی و چاقو تو رو انتخاب میکنه و... به نظرم اگه خود چوب دستی و مغازه اولیوندرو عینا می‌آورد انقد تو ذوق نمیزد یا حتی جادوی بلندکردن صدا، جام ورزشیشون، پیمان رازداری خونیشون... یه خورده تو ذوق می‌زد از طرفی شورا، ویلنی که قبلا شاگرد یه استاد بزرگ بوده و حتی کاراکتر پردازی اورلو مشابه مجستریوم بود. اورلو انگار همون آرون بود و راستش حتی جریان نیم ها منو یاد تلماسه انداخت با این وجود به نظرم خوب بود
ولی میدونید مشکل اساسیش به نظر من چی بود؟ تخلیش فوق العاده سنگین و ثقیل و بعضی اوقات ناخوشایند بود من برا همه کتاب هایی که خوندم لوکیشن خاصی دارم، ینی الان به من بگید خونه فلانی تو فلان رمان قشنگ یه نقشه و تصاویر خاصی تو ذهنم هست ینی میگم عادت دارم حین خوندن تصاویرو انقد آپدیت میکنم تا کامل شه و معمولا این حرکت اصلا زمان نمی‌بره ینی در حین خوندن اتفاق میفته حتی کتابای تخیلی یا چیزای عجیب، حتی کتاب حصار 🤣🤣 با تمام عجایب تخیلیش میک سنس می‌کرد به قول شاه حیدری 🤣 ولی تو این کتاب مخصوصا تو قسمت آخرش تصویر ظاهر شدن اوکونسو انقدر عجیب بود که شیش هفت بار وسط کار اصلاح شد و باز یه چیزایی نمیخوند مثلا داشتم فک میکردم چرا زیر گل غرق نشدن با اینکه یه چیز سی متری از تو گل زده بیرون و داره به اطراف گل می پاشه ینی میدونید ذهن آدم انتظار داره وقتی یه صحنه رو تجسم میکنه مستلزماتش اتفاق بیفته از طرفی یه چیزایی واقعا سخت تصویر میشد مثلا صورت روح یه کله مربعی چوبی؟ یه کله گرد درخشان مث خورشید دماغش مثل انسانه ولی چشماش کنده کاری شده؟ میدونید حتی دلم نمیخواد تصورشون کنم اصلا خوشایند نیستن دلم نمیخواد قهرمان داستان چشماش کنده کاری شده باشه مث این چش سیاها تو کورالین به نظرم واقعا تخیلش ناخوشایند و ثقیل بود