ما هر کسی را طوری میکشیم؛ بعضی از آنها را با گلوله، بعضی از آنها را با حرف و بعضیها را با کارهایی که کردهایم و بعضیها را با کارهایی که تا به امروز برای آنها نکردهایم.
وقتی بزرگ شدی، میفهمی که سقفِ آرزوهات
چقدر کوتاهه. دیگه خبری از پرواز نیست.
فقط باید سرت رو خم کنی و با همین سقفِ کوتاه
بسازی. این تلخترین واقعیتِ این روزهایِ بزرگسالیه.
و ما، با یه نفسِ عمیق، فقط سعی میکنیم خم نشیم.
چیزی به نام خستگی روحی وجود داره،
اینطوریه که از لحاظ جسمی خوبی ولی به
خاطر افکار مزخرفت نمیتونی حتی
کوچکترین حرکتی انجام بدی.