من یه چند روز بود بچه خوبی شده بودم یه روتین خوب داشتم
یهو جنگ شد سکته کردم وسطش
بعد سعی کردم به سختی برگردم به روتینم ولی دچار فروپاشی فلسفیِ 'خبکچی' شدم و دوباره وقفه افتاد و ولش کردم.
I'm bored af
دوست دارم از امید بگم از اون روزنهی نوری که وقتی توی تاریک ترین حال زندگیتی بازم میتابه. هرچقدرم که
دوس دارم امشب از صبر بگم
از آدمایی که خیلی صبورن
آخه میدونید؟
صبر مثل درختیه که ریشهش از جنس امیده.
صبر تنومند و مقاومه
و قطر تنهش نشون میده که اون آدم چقدر صبوره.
بعضیا صبرشون مثل یه درخت کهنساله
بعضیا مثل یه درخت لاغر و بلنده که تا یه بادی میاد هزار جهت میرن.
ممکنه ریشه های قوی ای داشته باشنا (امیدشون برجاست) ولی صبر کمشون باعث میشه زود از کوره در برن و دنیا رو بذارن روی سرشون.
ولی حیرت من از اوناییه که ثابت و قوی و پابرجان
اونایی که اون درخت لاغره میتونه بهش تکیه کنه.