دوباره من ، دوباره شب ، دوباره هوای دلتنگی
بگو که میشنوی صدایم را ، ای رفیق همیشگی
ای که با عهد و پیمانت ، همیشگی کردی در دلِ من
غمِ فراق خود را ، نصِف شب ، در هوایِ پاییزی ..
دِ وو ؛
دوباره من ، دوباره شب ، دوباره هوای دلتنگی بگو که میشنوی صدایم را ، ای رفیق همیشگی ای که با عهد و
پاییزی با دلتنگی و همیشگی نمیخوره
دوباره من ، دوباره شب ، دوباره هوای دلتنگی
بگو که میشنوی صدایم را ، ای رفیقِ همیشگی
ای که با عهد و پیمانت ، همیشگی کردی در دلِ من
غمِ فراقِ خود را ، بعد از آن مستانگی ..
بعضی وقتا باید همون کاری رو بکنی که باهات کردن تا شاید بلکه بفهمن اون موقع چی کشیدی .
اگه یه روز پیش من بمونی در آخر میگی بابا تو دیگه از کجا اومدی ؟
اینقد که با بقیه ملت تفاوت دارم .