هدایت شده از - کو ؛ من -
شاید مشکل از همونجایی شروع شد که تو بدترین حالت و وضعیتم ،
سعی میکردم بهت روحیه بدم و نزارم ناامید بشی .
یا شایدم همونجا که تا خرخره مشغول کارام و روزمرگیم بودم ، ولی اول جواب پیامای تورو دادم .
یا شایدم همونجا که وقتی صدای نوتیف اومد بدو بدو اومدم سمت گوشیمو اسمتو رو گوشیم ندیدم .
یاشایدم همونجا که داشتم غرق میشدم توخودم ودوست داشتم تو بکشیم بیرون ولی ؛ نکشیدی .
یاشایدم همونجا که همیشه من اول پیام دادم .
یاشایدم همونجا که سرم هوار میکشیدیو من سعی میکردم خیلی اروم برات همه چیو توضیح بدم و ازت معذرت خواهی کردم .
یاشایدم همونجا که تو حواست به خودت نبود ولی من خودمو ول کرده بودم و حواسم به تو بود .
یاشایدم همونجا که میفهمیدم حرفام برات نیست ولی سعی میکردم به هر لحن و رفتاری که شده نزارم به خودت صدمه بزنی .
یاشایدم همونجا که حالم خوب نبودُ ؛فهمیدم باعثش تویی .
ولی ؛
- میشه بازم باهم حرف بزنیم؟