این دنیا یه داداش بزرگ تر از اون خوباش که هیچیش رو این خانواده نرفته باشه ، غیرتی الکی نباشه ، ساعت سه شب بگه پاشو بریم بیرون دور بزنیم ، وقتی حالم بد بود بیاد تو اتاق و دلداریم بده ، با هم فیلم ببینیم ، بریم بیرون شام بخوریم ، بغلم کنه ، بگه زنشو من انتخاب کنم ، باهم بریم هیئت بهم بدهکاره .
از صب هیچکاری نکردم ولی به اندازه ی کسی که یه روز کامل کار کرده باشه خستم .
دلم میخواد فقط بخوابم ؛ خواب عمیق .
با منی که خانوادم یه روز میگن چرا خونه نیستی اصلا نمی بینیمت و یه روز میگن چرا همش تو اتاقی پاشو یه کاری کن از خانواده ی فازی صحبت نکنید .
هدایت شده از - هندزفریِگرهخورده! -
+ مغزم : دوسش نداشته باش نداشته باششش نداشته باشششش ، میگم دوسش نداشته باششششش
- قلبم : چی؟ صدات نمیاد.