یعنی با عراقیا کلا با اشاره صحبت میکردیم 🙂
اومدم به زنه بگم این دمپایی منه ؛ به جای هذه منی گفتم it’s منی :)))))))))))
کلا عربی و انگلیسی و همه چی قاطی شده بود .
یا یه جمله یاد گرفته بودم : ما اعرف لغتة العربیه ( یعنی زبان عربی بلد نیستم ) همینو میگفتم و فراررر .
واییییی یه چیزی یادم اومدددد
حموم لازم بودیم یه زنی گفت خیابون رو به رویی تو دستشوییش یه شیلنگ وصله خلوته میتونید حموم کنید
رفتیم تا ملت شیر سیفون رو در آوردن حموم کردن :)))) کل دستشوییا رو تبدیل به حموم کرده بودن 😂😂😂
هنر نزد ایرانیان است و بس .
پام از راه رفتن بی سابقم تو شوک شدیدی قرار گرفته بود و چهار پنج تا تاول زد .
حس چرت بودن بهم دست داده بود .
تو این حدودا یه هفته ای که کاری با گوشی بغیر از عکس و فیلم نداشتم و خونه نبودم فهمیدم دنیای بیرون از مجازی و خونه چقدر قشنگ تره .
بعد از یه مدتی ، از هر چی تلاش برای رسیدن به کسی و حس دوست داشتن و همه ی این مزخرفا بدتون میاد .