تو این حدودا یه هفته ای که کاری با گوشی بغیر از عکس و فیلم نداشتم و خونه نبودم فهمیدم دنیای بیرون از مجازی و خونه چقدر قشنگ تره .
بعد از یه مدتی ، از هر چی تلاش برای رسیدن به کسی و حس دوست داشتن و همه ی این مزخرفا بدتون میاد .
وقتی تو راه نجف بودیم و یه جا برای استراحت و نماز توقف کردیم ، داشتیم سوار ون میشدیم حدودا بیست متر جلوترمون یه گرد باد سیاه و بزرگ و پر اشغال بود .
دیدیم هی داره میاد سمت ما ، در ون هم باز :)))
بیرونیا فرار ، ما هم تو دقیقه نودی درو بستیم و گرد باد اومد سمت ون . آشغالا محکم تلق تلق پرت میشدن سمت شیشه . یعنی قشنگ داخل گرد باد بودیم :)))
خیلی جالب بود .
حقیقتش اینه که ،
ما خیلی شما رو زحمت دادیم اباعبدالله :)).