دلم عجیب لک زده برای صدا و خنده هات ؛ برای اذیت کردنام و در مقابل اذیت کردنات .
برای چشمات .
برای وقتایی که میدیدی چقدر سرد و نچسب دارم باهات رفتار میکنم ولی بازم میومدی و بغلم میکردی .
خیره به صفحه ی گوشی و دست بر روی پیشانی ؛ افسوس میخورد که چه فرصت هایی را از دست داده بود .