بعد اون باری نشست کل اطلاعات جد و آبادم رو پرسید
گفت چقد منو دوست داری خیلی یا زیاد
گفتم عادی ای دیگه
گفت خیلی یا زیاد یکیشو باید انتخاب کنی
منی که داشتم فکر میکردم کدومش کمتر به نظر میرسه :
هدایت شده از مُنیب ؛
گفت: «مرا یادت هست؟» دویدم و
در راه فکر کردم که من چه یادی دارم،
چرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟
و چرا آدم ها در یاد من زندگی میکنند
و من در یاد هیچکس نیستم؟
-عباسمعروفی
تو خیلی صافی و خیلی هم پاکی. آدم مهربونی هستی حتی اگر نشون ندی [از طرف یه غریبه]
-داداشمی به والله 😭😭