هدایت شده از خـانـِه مـن
- تا میخوای فراموش کنی یهو یه موزیک پلی میشه
یهو یکی مثلِ اون میخنده . .
یهو یکی عطر آشنا میزنه و یهو تلاشات هدر میره !
حقیقتا دیگه زورم به غرورم نمیرسه ؛
خسته شدم از این نبردِ . .
بیهوده با خودم برایِ فراموش کردنت ، بیرحمی
ولی دوست داشتنت جونِ منه !
دلم واسه بودنت تنگ شده بی معرفت :)!🌸'🔓
‹ اعترافایِ من ، جلدِ اول ، صفحهیِ ۳۲ ›
خوشم میاد میرن سطل آشغال و مغازه ها و... رو آتیش میزنن؛
بعد همینا دم از کودکِ کار دوستی میزنن.
God do you hear me?
من هر چقدم سعی کنم احساسات و هیجاناتمو بروز بدم نمیشه؛ آخر یکی میرسه که بگه :
عه من قبل از آشنایی با تو فکر میکردم یه آدم بی حال و بی اعصابی :)))))))