دِ وو ؛
یه غمی تازگیا لونه کرده تو وجودم؛هر چی فکر میکنم نمیدونم از کجا اینجوری شد؟از کِی اون بُعدِ فانِ کرم
نمیدونم چرا دقیقا دی که میشه اینطوری میشم . واقعا الانم همینم .
رفتار آدما مثل یه سیلی میخوره تو صورتم و بهم میگه همون آدم سرد و خشک خودت باش خوبی کردن به تو نیومده .
از من نپرس مشکلی هست اینجوری شدی قبلا اکتیو تر بودی ،
یا چیزی شده حس میکنم خنده هات مصنوعیه ،
من دارم تمام تلاشمو میکنم که حالمو تو ظاهرم پنهون کنم . که تو نفهمی . که هیچکس نفهمه . ولی خب بعضی جاها هم از دست آدم در میره .
نپرس ، فقط بغلم کن .
هدایت شده از - هندزفریِگرهخورده! -
روزی هزاربار از خودم میپرسم : ینی انقدر که من درگیر بقیه آدماام اوناام درگیر منن؟!