حاضرم مثل اسب در روز این ور و اون ور برم و از خستگی منتظر یه دقیقه خواب باشم
تا اینکه در روز شده برا یک دقیقه حوصلم سر بره و منتظر باشم خستم شه تا خوابم ببره
گروه ها رو باز میکنی عکس مشهد رو گذاشتن میگن نائب الزیاره هستیم ؛ محفل رو روشن میکنی یه گروه از مشهد اومدن و سرود ای صفای قلب زارم میخونن ؛ میری پارک موکب چایخانه امام رضایی ها چایی میدن و مداحی امام رضا گذاشتن . آدم چی بگه اخه :)))'
دِ وو ؛
گفتم «یه آهنگ بهم تقدیم کن» :
ما چیزی به غیر از «غم» به غیر از «هم» نداریم .