eitaa logo
دِ وو ؛
45 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
569 ویدیو
4 فایل
دِ وو: آگاهی از اینکه این لحظات به خاطره بدل خواهند شد. تخصصی ترین مرکز چرت و پرت. -جناب چرا-
مشاهده در ایتا
دانلود
چی بگم :))))))
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ...
الجزیره نوشته قوات الاحتلال اغتصبت نساء و قتلهن الجزیره کوتاه نوشته. توضیح نداده. خبر توضیح‌بردار نیست. خبر سهمگین است. نباید دنبال ترجمه‌اش باشی. باید همان قتلهن را که فهمیدی، ناراحت شوی که زنان به قتل‌رسیده‌اند و بگذری. نباید روی خبر توقف کنی. الجزیره رسانه حرفه‌ای است. می‌داند برای شرقی‌مردمان غیرت‌مند حزین خبر می‌نویسد. می‌داند نباید توضیح بدهد. می‌داند همین نیم‌خط را که بنویسی، دنیا بر سر شرقی‌ها آوار می‌شود. حالا آوار شده. زبان‌مان خشک شده؛ نه از عطش رمضان که از شدت واقعه. احساس تحقیر شدگی‌ می‌کنیم. ما خجالت می‌کشیم با هم در مورد خبر صحبت کنیم. شرم می‌کنیم خبر را به اهل خانه بگوییم. ما نمی‌توانیم توی روی همدیگر نگاه کنیم. مردها از هم خجالت می‌کشند. زن‌ها حیا می‌کنند. یک نیم‌خط ما را به هم ریخته. ما از خبرهای نیم‌خطی غیرقابل توضیح شرقی خاطره خوبی نداریم. ما برای نیم‌خط « دخلت زینب علی ابن‌زیاد» قرن‌ها ضجه زده‌ایم. ما برای نیم‌خط «ضرب علی بطن فاطمه حتی القت محسن من بطنه» هزار سال خودمان را کتک‌زده ایم. اصلا ما خبر نیم‌خطی که می‌بینیم، قبل از این‌که بخوانیم‌اش، تن‌مان می‌لرزد. مو به تنمان سیخ می‌شود. ما را به حال خودمان رها کنید حرام‌زاده‌ها. ما از اینجا دست‌مان به شما نمی‌رسد. امروز وگرنه لباس جهاد بر تن، به یاد خیبر و بنی‌قریظه، مقابل بیمارستان شفا، باز از سرهایتان کوهی می‌ساختیم. ما از اینجا فقط خشمگین‌ایم. تورم رگ غیرتمان راه نفس‌ را بسته. جبر جغرافیا، این روزها صبرمان را سرآورده. ما حالا فقط منتظر آخرین خبر نیم‌خطی تاریخ از کنار کعبه‌ایم. که «الا یا اهل العالم انا الامام المنتظر» «مهدی مولایی»
بوشهر رو که باد برد
امکان اینکه سقف کنده بشه خیلی بالاست
New Recording 374.m4a
زمان: حجم: 4.8M
رعد و برق و بارونم قاطیش شد
وای مامانمینا
قیامت شده
هدایت شده از - هندزفری‌ِ‌گره‌خورده! -
از اینکه تو شرایطی باشم ، که دلم برای عادی و روزمره ترین چیزای زندگیم تنگ بشه خوشم میاد .
چند وقتیه دارم از هر چی که حسِ «زندگی» میده میزنم . از خودم میزنم . از هر چی تفریح که میشه تو این سن انجام داد میگذرم . ممکنه هر کی هم سن من باشه درگیر خوش گذرونی و تفریح و فیلم و کافه و کتاب خوندن باشه . روزای خیلی سختیه ، حتی نمیدونم تهش چیه ولی برای اینکه همون ته خوب باشه و فردا روز به خود الانم بگم دمت گرم که وقت گذاشتی و پای آیندت موندی ، دارم سعی و تلاشمو میکنم .
امشبو باید از صفحه روزگار من محو کرد .