هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
اگر نزنیم، میگویند گندهگوی خاورمیانه جرئت انتقام ندارد؛ اگر پایگاههای نیابتیشان را بزنیم، میگویند باز زورتان به اسرائیل نرسید و کردستان عراق را زدید؛ اگر قلب اسرائیل را بزنیم، میگویند موشکها در آسمان رهگیری شده و چیزی اصابت نکرده؛ اگر ویدیو اصابتها منتشر شود، میگویند به بیابانها خورده؛ اگر رسانههای اسرائیلی تایید کنند که دقیقا به پایگاه نظامی خورده، میگویند گور خودتان را کندید، اسرائیل پاسختان را میدهد؛ اگر رسانههای اسرائیلی بگویند گزینه پاسخنظامی از میز رژیم حذف شده، میگویند اصلا چرا پول ما را صرف موشک کردید؛ تسلسل بیوطنی و بیجربزگی بزدلهای نقزن پایان ندارد. کام شیرین این واقعه فراتاریخی را با پرداختن به ترسوهای غرغرو برای خودتان تلخ نکنید. ما میدانیم زدهایم؛ آنها هم میدانند که خوردهاند؛ «اصلا هم درد نداشت» های دنبالهی فارسیزبان و تهراننشین امت اسرائیل چیزی را تغییر نخواهد داد.
دِ وو ؛
یه نگاه به گنبدِ طلایی از دور بعد از پنج سال :)))))))
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
:)))
بعد چند دقیقه ، یه زن مسن نشست کنارم گفت سلام دخترم ؛
گوشیشو در آورد زنگ زد به «مهدی۲» نامی گفت زنگ میزنم جواب نمیده و پیامک و اینا شنیدم . گفتم پیامک بدم بهشون؟ گفت اره افرین .
رفتم تو پیامکا ، گفتم چی بنویسم ؟ گفت «بنویس سلام مهدی عزیزم مامان بزرگتم . مهدی جان شنیدم مریض شدی هر چی زنگ زدم جواب ندادی . از امام رضا خواستم شفات بده مهدی جان قربونت برم . دیگه چی بگم ای خدا ؛ انشالله هر چی خوبیه خدا بهت بده خدا پشت و پناهت باشه قربونت بشم»
با یه حالت پریشون و آشفته تند تند میگفت .
بماند که بینش چقدر جلوی خودمو گرفتم گریه نکنم .
بین نوشتنم آقای مهدی زنگ زد ، پیرزنه گفت فرستادی براش ؟ گفتم نه گفت پس قطع کن اول اونو بفرست .
آخرش که نوشتم گوشیو دادم ، میگفت دستت درد نکنه دختر قشنگم انشالله حاجتتاتو بگیری هنوز خونه نرسیده حاجتتو بگیری :')))))