دِ وو ؛
شب آخری وقتی داشتن سرود میخوندن سه تا سبد لیوان چایخونه رو جمع کردم :)))))) خادمی چه حسی داره :)))))
نتونستم لیوانای خالی و خادما رو ببینم که دارن جمع میکنن . بیشتر از سی چهل تا سبد لیوان جمع کردم و الان رو ابرام :)))))))))
با اینکه سر تاپا همه چیم چایی ای شده و دستم میلرزه همش فدای گنبد طلاش .
دِ وو ؛
نتونستم لیوانای خالی و خادما رو ببینم که دارن جمع میکنن . بیشتر از سی چهل تا سبد لیوان جمع کردم و ال
تو چایخونه باغ رضوان یادم رفت از سبد عکس بگیرم ، ولی خب
ببینید از آرزویی که مقداریش چشیده شد