یکی از دوستام کتاب کار نمونه رو خواست بیاد ازم بگیره . اومدم چکش کنم ببینم باز اون لا به لا چرت و پرت ننوشته باشم .
نمیدونید یعنی چه حسی داشت دیدن تستا ، خط خوردگیا ، راه حلا ..
تلاشی که قبلا کردی و نتیجه داد رو میبینی . با اینکه حالا چیز خاصی نبود ، ولی میبینی اون همه زحمت نتیجه داد و شرمنده ی گذشته و تلاشای خودت نشدی ، شبایی که تا چهار پنج صبح فقط کار میکردی بالاخره نتیجه داده یه حس عجیب و غریب داره .
کاش یکی دو سال دیگه هم شرمنده ی الانم نشده باشم .
دِ وو ؛
یکی از دوستام کتاب کار نمونه رو خواست بیاد ازم بگیره . اومدم چکش کنم ببینم باز اون لا به لا چرت و پر
الان که نه . الان هنوز تمومِ تموم خودمو نذاشتم . شرمنده ی من همون موقع . من یه سال پیش .
موقعیت : میرم ریاضی بخونم ، خوابم میبره .
پا میشم برم نماز بخونم ، بین مغرب و عشا باز خوابم میبره .
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
یعنی از گوینده اولی لیسینینگ داشتیم پاره میشدیم اون وسط :))))))))