آدم نمیدونه از اومدن ماه محرم خوشحال باشه یا ناراحت؛ هر شب سر اینکه من میخوام برم هیئت دعواست.
شبیه چایخونه امام رضا کردن، اونایی که چایی میریزن هم دقیقا لباس سبز خادمای چایخونه ی حرم رو پوشیدن:))))
چرا اینجوری میکنید با آدم آخه؟
دِ وو ؛
فقط منم که حس میکنم بعضی اسنپیا برای خوش گذرونی شدن راننده اسنپ؟
نگفتم؟
طرف اول هنوز که تازه سفرم و قبول کرده بود زنگ زد گفت خوبین شما فلان جایی (در صورتی که مقصدم کاملا مشخص بود) من یه چند دقیقه دیگه میرسم منم تا تونستم سرد جوابش دادم
بعد دید عه نه چادریم نمیتونه بام حرف بزنه دوباره اول راه یه زنه که پرنده تو قفس دستش بود سوار کرد بش گفت بیا جلو بشین😐
از اولش صحبت کردن با هم تا وقتی که من پیاده شدم. منم بینش صلوات میفرستادم که بین چه کسایی افتادم
وقتی میخواستم پیاده شم زنه به مرده گفت میخواین براتون برم از موکبشون شربت بگیرم براتون؟😐
خدا شاهده تا الان شماره هم رد و بدل کردن
مرتیکه لوس
هدایت شده از عجب .
Match 🤏🏻🤏🏻