زخم زبونای هیچکس به اندازه ی زخم زبونای خانواده با روح و روان و آرامش آدم بازی نمیکنه.
دندون لوس ترین عضو بدنه. هر چی بیشتر بهش میرسی انگار سرعتش بیشتر میشه برای خراب شدن
پر حرف که میگم نه کسایی که معمولی حرف میزننا. ازونایی که از اول تا اخرشو خودشون حرف میزنن و هرکی چیزی بخواد بگه قطعا وسط حرف طرفه
خیلی عجیبه. یعنی شما وقتی ظهر و صبح دارید راه میرید میگید این چه غلطی بود کردم چه کاری بود. درباره ی اینکه سال بعدم برید یا نه دو دل میشید حتی. ولی تا برمیگردید و چند وقت میگذره روز شماری میکنید دوباره برید
چیزیم که امروز فهمیدم اربعین اصلا جای ادمای حساس و لوس نیست واقعا. یادمه ما یه بار رو یه فرشی که نصف فرشه زیر خاک بود و افتاب رو فرشه مستقیم می تابید نشستیم استراحت کردیم. اونجا اگه بخوای بگی وای نه غذاشون کثیفه معلوم نیست چند تا دست توش رفته خب زنده نمیمونی. باید دلتو به دریا بزنی و هر کدوم که فکر کنی پیش دلت پاک تره رو انتخاب کنی. تازه. افتاب جوریه که باید برای مدتی با پوستت خداحافظی کنی