خیلی عجیبه. یعنی شما وقتی ظهر و صبح دارید راه میرید میگید این چه غلطی بود کردم چه کاری بود. درباره ی اینکه سال بعدم برید یا نه دو دل میشید حتی. ولی تا برمیگردید و چند وقت میگذره روز شماری میکنید دوباره برید
چیزیم که امروز فهمیدم اربعین اصلا جای ادمای حساس و لوس نیست واقعا. یادمه ما یه بار رو یه فرشی که نصف فرشه زیر خاک بود و افتاب رو فرشه مستقیم می تابید نشستیم استراحت کردیم. اونجا اگه بخوای بگی وای نه غذاشون کثیفه معلوم نیست چند تا دست توش رفته خب زنده نمیمونی. باید دلتو به دریا بزنی و هر کدوم که فکر کنی پیش دلت پاک تره رو انتخاب کنی. تازه. افتاب جوریه که باید برای مدتی با پوستت خداحافظی کنی
وای تو فلافل به جای خیارشور خیار خورد می کردن می ریختن:))))))))))))
طعم زهرمار میداد:)))))))))))))))
اینقدر ریز و زیاد بود نمیشه حتی درشون آورد
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
گشاد در همین حد که حوصلم نمیشه برای هر پیام برم تو کیبورد ایموجی برای ایموجی خنده: