موکب ایرانیا که هر چی بگم ازشون کم گفتم
یعنی می دیدیم طرف ایرانیه بدون اینکه بدونیم چی دارن میدن می رفتیم بر می داشتیم
آب طالبی که خودم سه لیوان خوردم بطریم پر کردیم🙂😔
نسکافه هم سه لیوان
آقا من پرچم فلسطین زده بودم تو کیفم
یه مردی اومد با لحجه ایرانی با اشاره گفت سنگ، موکب
منم کُپ کرده بودم دوستم گفت ایرانی هستیما
مرده هنگ بود گفت پرچم فلسطینه که
بعدش رفت تو افق محو شد 😂😂😂
و اصل کار:))))))
خادمه گفت میتونی بیای کمکم استکان بشوری؟:))))
انگار که زندگیم با استکانای چای امام رضا انس گرفته باشه:))))
موکب امام رضا:
ایرانی ها رو میشد اونجا پیدا کرد.
نمیشد ایرانی باشی و بدون توجه از اون موکب رد بشی
انگار که یه دوست یا آشنا رو تو یه شهر غریب دیده باشی.