آقا تو راه سمت حرم و همینطور تو بین الحرمین اینقدر جمعیت زیاد و فشرده بود که تو راحت به هر مردی میخوری. مثلا یادمه تو راه سمت حرم مرده از پشت محکم بهم چسبیده بود😀😀😀😀😀😀😀
کافیه طرف عراقی هم باشه مردای چیزشون از عمد رد میشن میخورن به آدم
حتی زن هم پیدا نمیشد که بگیم اوکی ما میریم پشت طرف هرجا رفت ما هم بریم ۹۵ درصد جمعیت مرد و پسر بود
یادمه داشتیم میگفتیم هیچ زنی نیست روی پله ها بعد من یه زن دیدم گفتم عه یکی هست
یعنی وضعیت اینقدر افتضاح بود
هیچی آقا ما رفتیم سمت پله ها و شروع کردیم به اینکه چقد مَرده و اَه فلانی بهم خورد و تا جایی که میتونی خودتو لاغر کن که نخوری و این بساطا
یه مرد جوون ایرانی فهمید تو چه جهنمی هستیم کنار دیواره ی پله ها جلوی خودشو خالی کرد گفت بیاید کنار. خب منم از خدام بود رفتم ولی چون ما دو نفر بودیم اون یکی جا نمیشد دوباره برگشتم تو ردیف خودمون
وای مرده اومد پشت ما دو تا به عنوان سپر تا آخر دستشو گرفته بود اطراف ما که بقیه بهمون نخورن حتی بعد پله ها هم حواسش بود😭