یادمه داشتیم میگفتیم هیچ زنی نیست روی پله ها بعد من یه زن دیدم گفتم عه یکی هست
یعنی وضعیت اینقدر افتضاح بود
هیچی آقا ما رفتیم سمت پله ها و شروع کردیم به اینکه چقد مَرده و اَه فلانی بهم خورد و تا جایی که میتونی خودتو لاغر کن که نخوری و این بساطا
یه مرد جوون ایرانی فهمید تو چه جهنمی هستیم کنار دیواره ی پله ها جلوی خودشو خالی کرد گفت بیاید کنار. خب منم از خدام بود رفتم ولی چون ما دو نفر بودیم اون یکی جا نمیشد دوباره برگشتم تو ردیف خودمون
وای مرده اومد پشت ما دو تا به عنوان سپر تا آخر دستشو گرفته بود اطراف ما که بقیه بهمون نخورن حتی بعد پله ها هم حواسش بود😭
بعد مردای عراقی چی؟ راحت دستشونو میزنن به شونت که آقا فلان چیزت افتاده😍
یا طوری بهت خیره میشن و از رو نمیفتن که آب میشی میری تو زمین و تنها راه نجات فراره😍
خلاصه مود ما هر دقیقه بعد از رد شدن از موکب ایرانی و دیدن اینجور چیزا: دور ایرانیا گشتوم
دِ وو ؛
از مداحی هایی که تبدیل به خاطره شد.
روز آخر که میخواستیم بقیشو ماشین بگیریم از لحاظ روحی اصلا تو وضعیت خوبی نبودم
کافی بود بگی پخ بزنم زیر گریه
یه دختری اومد گفت میتونی مصاحبه کنی؟
من اصلا اهل مصاحبه نبودم و نیستم ولی به دلم افتاد قبول کنم
تا اومدم فکر کنم که چی بگم موکب این مداحی رو پخش کرد و من اینجوری بودم که اوکی من الان باید با این چیکار کنم؟:)))))
دیشب ساعت سه تو راه برگشت با دیدن مشایه و خداحافظی باهاش و شنیدن «هعی نرگس پیاده رویه ها» از بابام که تیر آخر بود بغض سنگینی کنارم نشست و باعث شد تو اون سکوت و تاریکی با دور شدن مینی بوس از مشایه بشکونمشو چشمامو تر. که از بختم عموم یه چیزایی حس کرد و سوالای مسخره می پرسید.
بغضه حتی الانم خرخرمو ول نمیکنه که نکنه سال بعد نباشم؟
نکنه به قول حسین ستوده بمیرم و فراموش شم و نتونم باشم؟
روزی که نبودم و نفسی نداشتم تو این دنیا کی میخواد جام راه بره؟
نکنه امسال آخرین مشایه ای بود که توش قدم گذاشتم و گریه کردم و خندیدم؟
من همیشه از آخرین ها میترسم. من شیفته ی این راه و سختی هاش شدمو معنی زندگی رو چشیدم.
«این درده محاله آدمی که مرده باز برگرده»
Madahi Meysam | موزیکدلMadahi Meysam - Miyad Khateratam .mp3
زمان:
حجم:
9.6M
میاد خاطراتم جلوی چشام..