نشستم تو بیمارستان. اومدیم برای مامان بزرگم. فکر کنم دومین باریه که بعد اربعین اومدم بیرون. داشتم فکر میکردم اگه اینجا عراق بود چی میشد از دست این مردای عراقی. نشستن که هیچ نمیشد حتی راه رفت.
یعنی خدا نکنه فیلمی رو شروع کنم تا تموم نشه دست بردار نیستم و از کار و زندگیم میفتم.