ازمون اغازین شیمیمو افتضاح داده بودم
رفتم برگه رو بگیرم دبیر گفت نرگس تو که خوب بودی
منم دیگه نشستم و فقط خنده هایی که از گریه غم انگیز تر است
تا اینجا اوکی
این دبیر بی فرهنگ داشت صحبت میکرد درباره ی ازمون یدفعه یه نگاه زیر چشمی به من انداخت و با لبخند مرموزانه ده بیست ثانیه نگهش داشت
هیچی اقا منم جز لبخندی غم انگیز حرفی نداشتم که. گفت خودش فهمید با کی بودم. اخه بی ناموس جد منم تو قبر با اون نگاهی که کردی فهمید با کی بودی.
هیچی اقا ما تا اخر ساعت گریه داشتیم کافی بود بگی پخ. فقط پوست لبم به دادم رسید
یه هفته افسردگیمون هم تضمین شد.
هدایت شده از محبین
زمان:
حجم:
4M