مقدمه چینیم نمیاد
خیلیا بودن که پارسال بودن این لحظه کنارم ولی الان نیستن. خیلیا بودن که دوسال پیش بودن ولی الان نیستن. یادمه موقع سال تحویل امسال همه خواب بودن و من بیدار. مثلا داشتم درس میخوندم ولی گریه گریه گریه. چرا؟ تو دلم افتاده بود امسال یکی از عزیزامو از دست میدم. حالا میگفتم خدایا تروخدا🙏🏻. شاید تولد دوسال پیش از استثنا ترین تولدام باشه. (عکسشو پایین میزارم). چون منتظر کسی نبودم. برعکس الان.
و معلوم نیست کسایی که الان پیشمن سال بعدم باشن یا نه. اولین بغض امروز زمانی بود که بابام گفت یعنی تو الان هفده سالته؟ چشم رو هم میزاری بچت شده ۱۷ سالش.
خودم تا قبل از اون شکلی که باید روی کیک می کشیدم هیچ حسی نداشتم.
و الان عالیه. هم تپش قلب دارم هم غم هم گریه.