و لقد رأیتک فی منامی لیلة
فنیست ما قد کان من احزان
و حسبت نومی فی حضورک یقظة
لو کنت أعلم أن الحلم یجمعنا
لأغمضت طول الدهر أجفانی
دیشب تو را در خواب دیدم
یادم رفت چه غصه هایی داشتم
فکر کردم خوابم در حضور تو بیداری است
اگر می دانستم رویا ما را به هم نزدیک می کند
تا آخر عمر پلک هایم را می بستم
بس که من سرگرم رؤیای تو بودم، بارها
دیدهام خواب تو را با دیدهی بیدار خویش:))))))))))))))))