eitaa logo
دِ وو ؛
45 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
570 ویدیو
4 فایل
دِ وو: آگاهی از اینکه این لحظات به خاطره بدل خواهند شد. تخصصی ترین مرکز چرت و پرت. -جناب چرا-
مشاهده در ایتا
دانلود
رستوران حرم کنار این چایخونه بود قرار ما هم برای رفتن کنار این چایخونه بود گفتم اوکی میرم رستوران زیارت می‌کنم یکم زودتر میام چایی هم بتونم بخورم اومدم دیدم تا بستن نگو خادماش ایرانی بودن و سرود چایخونه هم میخوندن:)))))))))))))))))))))))))))
مثل دیدن یه آشنا تو شهر غریب بود که از دستش دادم
همچنان کاروان اسکلمون (اسکل در لغات ما معنای بامزه ی به دل نشین میده) ملت تابلوی با کلاس برای کاروانشون داشتن نشونه ما هم این پارچه های زررررررد و این گاریه😂😂
سامرا و کاظمین هم طبق تجربه های قبلی گفتن گوشی هاتون رو نیارین اجازه نمیدن ولی رفتیم دیدیم همه گوشی دستشونه
وای آقا نشسته بودیم کنار ضریح دعا میخوندیم یدفعه پشک یه کبوتری که آخرم ندیدیمش به قول آشپز کاروان فضوله ریخت روی چادر دختر عمم😂😂
بعد رفتیم نماز بخونیم تو صحن دوباره قبل نماز صبح یه فضوله ریخت رو چادر من غل خورد رو چادر اون😂😂😂 یکی از زنا میگفت دعاتون مستجاب شده😂😂😂
خلاصه اینم از سامرا و کاظمین
آقا ما گیج خواب بودیم اطرافیان هم خواب اکثرا نمی‌دونم چیشد یدفعه بیدار شدم دیدم اتوبوس روی پل داره خیلی آروم میره یه صدایی هم میاد از تو اتوبوس پایینو نگاه کردم دیدم یه تیکه از بدنه اتوبوس جدا شده تا این لاستیک تایری که دقییییییقا زیر من بود ترکیده در حدی که بدنه اتوبوس جدا شده و داره آروم آروم میره که کنار بگیره و یکاریش کنن این تایرم اون زیر غل غل صدا میداد
خیلی جالب بود شیخ کاروان اول صبی همینجوری گفت بیاید صدقه بدید احتمالا اگه به دلش نیفتاده بود صدقه بگیره الان من از آسمونا باهاتون بای بای می کردم
حیف شهیدم نشدیم😕